نرم افزارهای برگزیده

احیاگر معروف

سرباز کوچک ولایت ،آمرمعروف وناهی منکر

سایت های ویژه کودک ونوجوان

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

آخرين نظرات

پيوندها

سرداران دفاع مقدس

پیوندهای تصویری

bayanbox.ir bayanbox.ir bayanbox.ir

تبلیغات سایت

آرشیو سایت

۴۸۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سبک زندگی اسلامی» ثبت شده است

۰

راز جوان شدن و ازدواج زلیخا با حضرت یوسف(ع)

سبک زندگی اسلامی

راز جوان شدن و ازدواج زلیخا با حضرت یوسف(ع)

راز جوان شدن و ازدواج زلیخا با حضرت یوسف(ع)

آیت‌ا‌لله روح‌الله قرهی از اساتید بزرگ علم اخلاق و مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران درجلسه ای با عنوان «خطورات و مراقبه» به بررسی مبحث حیا پرداختند، که شما را به خواندن این سخنرانی شیرین دعوت می کنیم.

کلید همه‌ی خوبی‌ها

امیر المومنین علی (ع) می فرمایند : «الْحَیَاءُ مِفْتَاحُ کلّ‏الْخَیْرِ، کلید همه‌ی خوبی‌ها، حیاست. وقتی انسان، بی‌حیا شد؛ چشمش بد می‌شود و به هر طرف دلش خواست می‌چرخد. وقتی بی‌حیا شد، زبانش بد می‌شود و هر طوری دلش خواست، حرف می‌زند. وقتی بی‌حیا شد، گوشش هر چه دلش خواست، می‌شنود. وقتی بی حیا شد، دستش هر چه دلش خواست می‌نویسد. این نوشتن حتماً به قلم نیست، گاهی در همین فضای مجازی رفتن، اینترنت و … را هم شامل می‌شود. هر چه دلش خواست به دوستش می‌دهد و این همان بی‌حیایی است.

این که تبیین می‌شود: کلیدهمه‌ی خوبی‌ها، حیاست، نشان می‌دهد که اگر بی‌حیا شود، بدبخت می‌شود. وقتی هم که خوب بود، همین است، دستش هم خوب می‌شود. وقتی حیا داشت، دستش جز خیر، جای دیگری نمی‌رود، به بدی اصلاً کار نمی‌کند. زبانش اصلاً به بدی کار نمی‌کند. طرف مقابل نعوذبالله فحّاشی کند و فحش بدهد، او چون حیا دارد، فحش نمی‌دهد و بی‌ادبی نمی‌کند. لذا این به این معنا نیست که او نمی‌تواند. یک چیزی نمی‌گذارد که او هم چنین کاری انجام دهد که آن، حیای اوست. حیای او اجازه نمی‌دهد زبان او به بدی، غیبت، تهمت، افترا و زشتی باز شود. یا چشم او حیا دارد.

حتّی وقتی تنهاست و هیچ کس دیگری نیست، با این که به راحتی در یک فضای مجازی هم می‌تواند هر چیزی را ببیند وبه فرض هیچ فیلتری هم نیست، چه چیز باعث می‌شود که انسان به سمت بدی‌ها نرود؟ حیا
قلبی که حیا دارد، اصلاًخودش به سمت بدی نمی‌رود. با این که برایش مهیّاست، امّا نمی‌رود.



چرا زلیخا مجدّد جوان شد و به یوسف صدّیق رسید؟

یک مطلب بیان کنم که خیلی جالب است و بزرگان و اعاظم ما حسب روایات شریفه، بیان کردند. آیت‌الله العظمی بهاءالدّینی (اعلی اللّه مقامه الشّریف) می‌فرمودند: این که زلیخا با این که یوسف صدّیق، نبیّ خدا (علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوه و السّلام) را اذیّت کرده بود و او را زجر داده بود و به زندان افکنده بود، امّا پروردگار عالم کاری می‌کند که او مجدّد جوان می‌شود و به یوسف می‌رسد، به دلیل حیای او بود.
چه حیایی؟! اتّفاقاً او که به صورت ظاهر، بی‌حیایی کرد!!
یوسف را می‌خواست، امّا او را در تنهایی برد. فرمودند: حیایش، آن‌جا بود که وقتی آن بت را دید، بر روی آن پارچه‌ای قرار داد ،آن بت به صورت ظاهر نظاره‌گر او نباشد. بت نمی‌دید، امّا زلیخا از او به عنوان خدای خودش، حیا می‌کرد. این حیای در خلوت بود، چون فقط خودش بود و یوسف صدّیق. شاید اگر حضرت یوسف فرار نمی‌کرد، خیلی‌ها متوجّه نمی‌شدند. لذاخلوت بود، امّا در همان خلوتش وقتی از این که یک جسم ساخته شده به نام بت او راببیند، حیا می‌کند و پارچه‌ای بر روی آن می‌اندازد، می‌فرمایند: همین، باعث شد که مجدّداً برگردد.

معلوم می‌شود حیا خیلی عالی است، «الْحَیَاءُ مِفْتَاحُ کلّ‏ الْخَیْرِ» . کلید همه خوبی‌ها، حیاست و یکی از خوبی‌ها، این بود که او به یوسف پیامبر برسد. یکی از خوبی‌ها این است که جمال حقیقی در وجود مقدّس ذوالجلال والاکرام است. لذا حتّی بعد دارد که وقتی متوجّه شد، گفت: من دیگر شما را نمی‌خواهم، شما به من صاحب جمالی را معرّفی کردی که دیگر همه چیز را فهمیدم. خطاب رسید: این دیگر امر الهی است. وقتی حال او، حال الهی شد، دیگر لذایذ و ظواهر دنیا در نظر اومعنا ندارد. چون خودش هم فهمید که یک زمانی زیبا بود، امّا دیگر چهره‌ی او افتضاح شد، صورتش چروک شد و … . این زیبایی‌ها زودگذر است، امّا او آن زیبایی حقیقی رادرک کرد و فهمید چیست.

این زیبایی‌ها می‌گذرد وچند صباحی است. چه پیرمردها و پیرزن‌هایی که وقتی عکس‌های جوانی آن‌ها را می‌بینی، می‌بینی که به صورت ظاهر عجب! جمالی داشتند، امّا امروزه چروک هستند و برخی مواقع اصلاً انسان نمی‌تواند به چهره‌شان نگاه بیاندازد. جز متّقین که ما در باب برخی از بزرگان و علمای ربّانی خود داریم که هر چه بر سنّشان افزوده می‌شود، بر جمال وکمالشان هم افزوده می‌شود و آن، به دلیل تقوایشان است که جمال معنوی می‌شود.

وقتی در جامعه، بی‌حیایی به وجود آمد، ولو ازطریق محرم، جامعه به سمت بدی‌ها خواهد رفت!


علی ایّ حال این حیا عجیب است که اگر خواستیم این خطورات نفسانی را کنترل کنیم، باید دائم الذّکر باشیم. چگونه باید این حالت را داشته باشیم؟ همان‌طور که بیان کردیم باید اعضاء و جوارحش در ذکر خدا باشد، نه فقط فکر. ذکر این اعضاء و جوارح چیست؟ گفتیم وجود مقدّس باقرالعلوم فرمودند که هر کدام ذکری دارند که تا به این ذکر عقل رسیدیم، « وَ ذِکْرُ الْعَقْلِ التَّعْظِیمُ وَ الْحَیَاءُ»

وقتی انسان، حیا داشت، همه‌ی خوبی‌ها می‌آید، امّا آن‌ها که بی‌حیا هستند، بدانند که بیچاره می‌شوند. لذا خیلی جالب است، تا موقعی که اتّفاقاً حیا در هر جامعه‌ای هست، اگر خدای ناکرده چندصباحی هم گناه، خطا و مطلبی هم به وجود بیاید، چون حیا هست، برمی‌گردند. طبق روایات، شیطان اوّل کاری هم که در یک جامعه می‌کند، این است که حیا را برمی‌دارد. در جوامع غربی نگاه کنید، وقتی بی‌حیایی آمده، دیگر برایشان عادی شده است.

تا حیا هست، اگر انسان یک لحظه فریب شیطان ملعون و نفس دون، اعدی عدوّ «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک» را بخورد و نعوذبالله گناه یکند، سریع برمی‌گردد، از خودش بدش می‌آید. امّا اگر در جامعه‌ای، انسان، بی حیا شد، به راحتی در جمع هم گناه می‌کند. لذا وقتی حیا باشد، در صورت گناه هم جلوی دیگران گناه نمی‌کند. امّا آن که بی‌حیا شد، می‌گوید: مهم نیست، بگذار ببینند، لذا بی‌حیایی می‌کند.

بی حیایی در جامعه از طریق محارم

این که می‌گویند: مراقبت کنید، اتّفاقاً فرمودند: در خانه بین زن و شوهر باید خیلی چیزها برداشته شود. باید برای هم باشند. عبارت «هنّ لباس لکم و انتم لباس لهنّ» چند معنا دارد که یکی این است که عیوب همدیگر را بپوشانند. امّا یکی این است که دیگر لباس‌های ظاهری می‌رود و خودتان لباس همدیگر می‌شوید. معانی مختلف دارد، از جمله افشا نکردن عیوب یکدیگر و … . امّا این که بیان می‌شود: حالا که در خیابان هستید، چه نیاز دارد دست در دست همدیگر، دست در گردن یکدیگر بگذارید و…، به این علّت نیست که اسلام، دگم است و … . دلیل این است که وقتی در جامعه،بی‌حیایی به وجود آمد، ولو از طریق محرم، جامعه به سمت بدی‌ها خواهد رفت.

حتّی فرمودند: اگر انسان جلوی پدر و مادر خودش، حتّی پایش را هم دراز کند، بی‌حیایی کرده است و آرام آرام حیا از بین می‌رود. عجیب و خیلی ظریف است. جلوی پدر و مادرت با همسرت طوری برخوردکنی که باید در خلوت این‌گونه باشد، مناسب نیست. چون فرمودند: اگر بی‌حیایی آمد،دیگر تمام است و راه برای همه‌ی مطالب باز می‌شود.
لذا پیغمبر اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمودند: «إِنَ‏ اللَّهَ‏ یُحِبُ‏ الْحَیِیَّ الْحَلِیمَ الْعَفِیفَ الْمُتَعَفِّف.»
_ خدا انسان باحیای بردبار پاک‌دامن را که پاک‌دامنی می‌ورزد_ یعنی پاک‌دامنی اونشان داده می‌شود، دوست دارد. آن کسی که پاک‌دامنی و عفّت را با عملش نشان می‌دهد.

مردان هم باید حیا داشته باشند

این که یک موقعی بیان می‌شود حتّی مرد هم حجاب و عفّت دارد و این فقط برای زنان نیست، برای همین است که حیا از بین نرود. و إلّا امکان دارد یکی بگوید: از لحاظ شرعی چه اشکالی دارد که من با یک شلوار کوتاه، از این شلوارک‌ها بیرون بیایم و حتّی پیراهن هم نپوشم. چه اشکالی دارد؟! یا لباسی چنین و چنان بپوشم، مثلاً زیبایی اندام و … رفتم، بدنم را به رخ بکشم و … . ای بسا شرعی اشکال ندارد، امّا همین عامل برای از بین رفتن عفّت و پاک‌دامنی می‌شود، چون بی‌حیایی می‌آورد.

لذا می‌بینید که در اروپا همین‌طوری بیرون می‌آیند. می‌گویند: شما دگم و بسته هستید، چه اشکالی دارد؟! درحالی که این بی‌حیایی عامل برای از بین بردن عفّت و پاک‌دامنی می‌شود. لذا چه بسا خیلی‌ها در آن‌جا این قضیّه را دارند، به صورت ظاهر با هم زندگی می‌کنند، در حالی که حال آن‌ها حال طلاق است، با هم کاری ندارند و فقط زیر یک سقف هستند. این نعوذبالله دوستی برای خودش دارد و او هم برای خودش دوستی دارد، نه فرزندی، نه مطلبی و … . گاهی هم که بخواهند، اصلاً معلوم نیست که برای کیست. گاهی مع‌الأسف از بس تنها می‌شوند، با حیوانات خودشان بیشتر مأنوس هستند و آن‌ها را نسبت به انسان‌ها باوفاتر می‌دانند. به ظاهر زندگی است، امّا در اصل، طلاق توافقی است وفقط زیر یک سقف هستند. هر کسی برای خودش کاری دارد و این‌طور است که احساس می‌کنندحریّت دارند، من برای خودم کارهایم را انجام می‌دهم و او هم برای خودش. اتّفاقاً خیلی جالب است که شیطان ملعون هم چقدر جالب آن‌ها را فریب می‌دهد که حتّی به لفظ هم به هم عزیزم و … می‌گویند. امّا او برای خودش کس دیگری را دارد و این هم همین‌طور. بی‌حیایی در این حد است.

لذا اگر حیا بود، قلب صفا هم پیدا می‌کند. روح انسان جلا می‌گیرد و روح الهی می‌شود. پروردگار عالم فرمود: «نفخت فیه من روحی» ، من این انسان را از نفخه‌ی روح خودم خلق کردم. این‌جاست که دیدگاه دین و غیر دین تفاوت دارد و إلّا اسلام که دگم نیست، می‌خواهد من و تو زندگی خوبی داشته باشیم، «ربّنا آتنا فی الدّنیا حسنه و فی الآخره حسنه» . نفرمود: فقط آخرت، اتّفاقاً اسلام می‌خواهد که دنیایمان هم دنیای خوب و حسنه‌ای باشد. دنیای خوبی‌ها، رأفت و مهربانی باشد. دنیای عدالت، مساوات و … باشد. آن‌ جنّت الصّغری‌ای که بیان کردم در زمان آقا جان، حضرت حجّت به وجود می‌آید، شود. یک بهشت کوچک! منتها این‌ها به وجود نمی‌اید إلّا به حیا.


تحریریه سایت با حجاب

۱

ازدواج به سبک اسلامی؛گمشده نسل امروز

سبک زندگی اسلامی ازدواج

ازدواج به سبک اسلامی؛گمشده نسل امروز

ازدواج به سبک اسلامی؛گمشده نسل امروز

گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز،نگرش اسلام به خانواده، برخلاف نگاه تک بعدی برخی از مکاتب و دیدگاه هاى غیراسلامى، بسیار عمیق و همه جانبه است. نحله هاى غیر دینى، خانواده را از زاویه خاصى مورد توجه قرار مى دهند، غافل از اینکه باید به جوانب گوناگون خانواده، به عنوان یکى از بنیادى ترین نهادهاى اجتماعى که در تمامى عرصه هاى زندگى بشر حضور دارد، توجه شود. از نظر اسلام، ازدواج عامل تکامل انسان است و در سایه چنین امری، هریک از زن و مرد به استقلال رسیده و به جایگاه واقعی خود دست می یابند و زمینه برای پیدایش ارزش هایی چون دستیابی به وحدت، ارزش یافتن زندگی، ارزش یافتن عبادات و...، که تاکنون مطرح نبوده است، فراهم می شود.

دومین نقش یک زن(نقش اول او فرزندی برای والدین است)، نقش همسر داری است.با نگاهی به سیره و منش پیامبر(ص) شاهد هستیم که با ظهور دین اسلام در امر خانواده یک انقلاب بسیار مهم فرهنگی رخ داد. در سیره پیامبر اسلام شاهد یک سری الگوها و تدابیری هستیم که از یک سو به منظور اصلاحات فرهنگی در قالب بیان اهمیت ازدواج، نفی تک زیستی و عزوبت، تقویت ایمان به حمایت الهی و افزایش امید به آینده و کم کردن نگرانی‌های اقتصادی جوانان دنبال می‌شود، از سوی دیگر خانواده‌ها و اولیای امور به زمینه‌سازی ازدواج جوانان فراخوانده می‌شوند و مهمترین نکته اینکه به آسان‌سازی ازدواج تأکید می‌گردد. نوشتار پیش رو، موضوع تشکیل خانواده را با نگاهی به الگو برداری برای زنان امروز از سنت پیامبر اسلام(ص) مورد بررسی قرار می دهد.

با نگاهی موشکافانه به سطور فوق کاملا واضح و مشخص است که در مسئله تشکیل خانواده سه مسئله اساسی و راهبردی مورد توجه دین قرار گرفته است:

-فرهنگ سازی برای ازدواج و نفی تجرد

-نفی نگرانی های اقتصادی جوانان در امر ازدواج

-تاکید بر خانواده بر آسان گیری ازدواج

امروزه با نگاهی به چگونگی شکل گیری ناهنجاریهای اجتماعی و اخلاقی در جوامع اسلامی از یک سو وافزایش سن ازدواج دختران و پسران، طرح مشکلات اقتصادی بواسطه خواسته های نابجا و سختی گیری خانواده ها در امر ازدواج از سویی دیگر، به این رهیافت میرسیم که این امرناشی از عدم توجه نهادهای تاثیر گذار از جمله نهاد خانواده ها به آموزه های دینی و سیره نبوی و خاندان اهل بیت(ع) می باشد. امروزه که جوامع اسلامی با ناهنجاریهای اخلاقی مواجه می باشند لازم است بار دیگر این آموزه ها را مورد توجه قرار دهد و از آن الگو برداری کنند.در ادامه بر اساس شاخص های مطرح شده در سیره پیامبر(ص) برای ازدواج، بحث فوق را مورد بررسی قرار می دهیم؛

1- فرهنگ سازی و توجه به امر مقدس تشکیل خانواده

از پیامبر(ص) روایت شده است که «در اسلام هیج بنیانی در نزد خداوند دوست داشتنی‌تر از تزویج نیست.» و یا در جای دیگر می فرمایند«هرکس که دوست دارد خداوند را در حالی که پاک و مطهر است ملاقات کند باید در حالی که زوجی اختیار کرده است به ملاقات خداوند بشتابد.» احادیث بی شماری درباره اهمیت این موضوع وجود دارد.اما آنچه بسیار قابل توجه و تامل است اینکه دختران در انتخاب شریک زندگی خود به دنبال چه معیارهای باید باشند؟ زیبایی، ثروت، شغل های بسیار مهم...معیارهای نیستند که در اسلام و سیره نبوی بدانها به عنوان معیار توجه شده باشد. گرچه ثروت و شغل ...برای گذران زندگی و تامین مایحتاج ضروی می باشد ولی جز اساس انتخاب همسر نیست. در نگاه و سیره پیامبر(ص) و اهل بیت (ع)معیارها چیست؟ ملاک مورد توجه دین، نجابت و دیانت است.قرآن کریم در اهمیت این مسئله می فرماید: وَ لَا تَنکِحُواْ الْمُشْرِکَاتِ حَتىَ‏ یُؤْمِنَّ وَ لَأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَیرٌ مِّن مُّشْرِکَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَ لَا تُنکِحُواْ الْمُشْرِکِینَ حَتىَ‏ یُؤْمِنُواْ وَ لَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَیرٌ مِّن مُّشْرِکٍ وَ لَوْ أَعْجَبَکُمْ أُوْلَئکَ یَدْعُونَ إِلىَ النَّارِ وَ اللَّهُ یَدْعُواْ إِلىَ الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَ یُبَینُ ءَایَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُون (بقره/221)؛ و با زنانِ مشرک ازدواج مکنید، تا ایمان بیاورند. قطعاً کنیزِ باایمان بهتر از زنِ مشرک است، هرچند [زیبایى‏] او شما را به شگفت آوَرَد. و به مردانِ مشرک زن مدهید تا ایمان بیاورند. قطعاً برده باایمان بهتر از مردِ آزاد مشرک است، هرچند شما را به شگفت آوَرَد. آنان [شما را] به سوى آتش فرا مى‏خوانند، و خدا به فرمان خود، [شما را] به سوى بهشت و آمرزش مى‏خواند، و آیات خود را براى مردم روشن مى‏گرداند، باشد که متذکر شوند. امام صادق (ع) نیز در این باره می فرمایند: هر گاه کسی زنی را برای حسن جمال یا از برای مال بخواهد، از هر دو محروم بماند و اگر برای دین داری و صلاح او را بخواهد، حق تعالی مال و جمال را روزی او می کند

براساس چنین نگاهی است که حضرت رسول در این باره می فرمایند: «هرگاه کسی که از اخلاق و دینش رضایت دارید برای ازدواج به درگاهتان آمد به وی همسر دهید و گرنه (سخت‌گیری در ازدواج) سبب فتنه و فسادی بزرگ در زمین خواهد شد.» یا در جایی دیگر می فرمایند: «برای نطفه‌های خویش فردی مناسب اختیار کنید؛ به هم شأن خود دختر دهید و از آنان دختر بگیرید.»

2-تشکیل خانواده و افزایش روزی

در عصر پیامبر(ص) عده ای به علت فقر اقتصادی از ازدواج کردن کناره گیری می کردند مسئله ای که امروزه ای یکی از دلایل اصلی جوانان برای دوری از ازدواج می باشد.خداوند در قرآن می فرماید: ازدواج کنید و اگر فقیر باشید، خداوند شما را از فضل خود بی نیاز می سازد: وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ (نور/ 32)؛ بى‏همسران خود، و غلامان و کنیزان درست کارتان را همسر دهید. اگر تنگ دستند، خداوند آنان را از فضل خویش بى‏نیاز خواهد کرد، و خدا گشایشگر داناست (نور/32)در این باره روایاتی از حضرت وجود دارد که گویا پیامی برای جامعه امروز ما می باشد: «کسی که ازدواج را به خاطر ترس از تنگدستی ترک کند به خداوند سوءظن نموده است چرا که خداوند می فرماید: اگر فقیر باشند از فضل خود بی‌نیازشان خواهم نمود.» «خانواده تشکیل دهید که موجب افزایش روزی است.»

در این باره مصادیق بی شماری در تاریخ وجود دارد از جمله اینکه زمانی که حضرت زینب با عبدالله ازدواج کرد، عبدالله از لحاظ اقتصادی وضع بهتری داشت اما در عین حال دست کرم و بخشش بسیار داشت که در این باره روایت ها و گزارش های بسیاری وجود دارد. نکته جالبتر در این مسئله این است که با ازدواج ایشان با حضرت زینب(س) نه تنها اوضاع اقتصادی و مالی ایشان بدتر نشد بلکه با حضور مبارک حضرت زینب(س) روز به روز نیز بهتر و پر رونق تر گردید.چرا که حضور یک فرد دیگر در زندگی منجر به تلاش و اهتمام پیشتر برای ساختن یکزندگی بهتر می گردد.

3-تشویق وکمک در امر تشکیل خانواده

اقدام های خیر و نیکوکارانه همواره در تمام جوامع حتی جوامع غیر دینی مورد تحسین قرار می گیرد و کمک به شکل گیری بنیان خانواده که خود عامل بسیاری مهمی در جلوگیری از بزهکاری ها می باشد در موارد مختلفی در سیره پیامبر(ص) بازگو شده است.خوشبختانه امروزه در جامعه اسلامی خودمان نیز کسان بیب شماری یافت می شوند که از سرمایه های مادی و معنوی خود در راستای این سنت نیکو استفاده می کنند، با این حال همچنان نیازمند توجه های بیشتری به این موضوع است.

4- مهریه های سبک

مهریه حق زن می باشد و در اصل آن هیچ مشکلی وجود ندارد و اسلام بر این حق صحه می گذارد. ولی نکته ای که باید بدان توجه کرد این است که آیا در تعیین مهریه باید به توان مالی شوهر توجه کرد یا نه؟ آیا مهریه های سنگین که امروزه در جامعه مرسوم شده تضمینی برای بنیان خانواده و تداوم آن می باشد. پیامبر(ص) با بهترین و کوتاه ترین جمله به این مسئله واکنش نشان می دهند و می فرمایند: «بهترین زنان آنست که مهریه‌اش سبک‌تر باشد.»

چگونگی حفظ کیان خانواده

اختلاف نظر و سلیقه همواره امری طبیعی در درون خانواده ها می باشد؛ با این حال باید دقت کرد که این اختلاف ها افزایش و منجر به تنش های عمیق در درون خانواده و در ارتباط بین زن و شوهر نگردد و این مسئله ای است که دین مبین اسلام بدان توجه کرده و الگوهای عملی و رفتاری بسیاری را می توان در این باره مشاهد کرد که زندگی حضرت زینب(س) نمونه بارز آن می باشد.

آنچه در این باره بسیار مهم می باشد این است که زن در کنار مرد باید تلاش کند که تنش های موجود را که بینان خانواده را نشان گرفته به حداقل برساند، و مانع از این بشود که امر طلاق رخ دهد. با نگاهی به سیره زینب(س) و الگوهای رفتاری حضرت مشاهد می کنیم که تقویت بنیان‌های اخلاقی مهمترین عامل در حفظ کیان خانواده را از سوی طرفین می باشددر ادامه به نمونه های از سیره پیامبر(ص) در این باره اشاره خواهیم کرد. نمونه های که اگر زنان و مردان جامعه در دنیای امروز هم بدان تمسک جویند خواهند دید که چگونه آموزه ای دینی که در سیره عملی و رفتاری پیامبر(ص) متجلی شده بنیان خانواده آنها را مستحکم خواهد ساخت.

1. مدارا به جای سخت گیری

پیامبر(ص)، زنان و مردان را سفارش می کند که در رفتار و برخورد با یگدیگر سعه صدر داشته و با مدارا با یکدیگر برخورد و رفتار کنند: «هرکس که با تساهل، نرمی و راحتی رفتار نماید خداوند بر آتشش حرام گرداند.»

2.درک شرایط موجود

به دنبال هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه، برخی از مهاجرین با مشکلات مالی بسیاری مواجه شده بودند و در برخی موارد نمی توانستند نیازهای خانواده خود را تامین کنند. امروزه هم به علت مشکلات اقتصادی بسیاری از مردان در تامین و خواسته های همسرانشان با مشکلات زیادی رویرو می گردند که همه تلاش خود را به کار می برند ولی گاهی مواقع به علت ناتوانی در مقابل اهل خانه سرخورده و شرمنده می شوند. پیامبر(ص) با درک این پدیده در دوره خود و برای آیندگان در این باره در حدیثی ارزشمندی به دختر خود سفارش می کند:«دخترم، از همسرت چیزی مخواه مگر آنکه او خود برای تو آماده کند»

3. بخشنده گی و گذشت

بخشنده گی و گذشت یکی دیگر از عوامل بسیار مهم در سیره پیامبر(ص) برای استحکام خانواده بیان شده است. در این باره تاکید پیامبر(ص) بر این است که گذشت را در سرلوحه کارهای خود قرار دهید و با کمترین اختلافی بنیان خانواده را از هم نپاشید چیزی که امروزه خانواده ها باید بدان توجه زیادی داشته باشند. «بدترین زنان شما کسانی‌اند که... هیچ عذری را از همسر نمی‌پذیرند و خطایی از وی را نمی‌بخشند»...

پی نوشت ها:
پایدار، ابوالقاسم، نهج‌الفصاحه «مجموعه کلمات قصار حضرت رسول اکرم6»، سازمان انتشارات جاویدان، تهران، چاپ دوم، 1376، ح 1131 ؛ ح 1132

علامه مجلسى‏، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، تهران، اسلامیة، 1363 ، ج 43، ص 31 ؛ حرعاملی، همان، ح 25463

حرانی، ابی محمد علی بن حسین بن شعبه، تحف العقول،احمد جنتی عطایی، [بی جا]، انتشارات علمیه اسلامیه بازار شیرازی، [بی تا] ، ص65

حر‌عاملی، محمد‌بن‌الحسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، قم، 1374، ح 24901

نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، مؤسسة آل البیت:، لاحیاء التراث، بیروت، 1408 ، ج 14، ص 162

۰

سه توصیه رهبر انقلاب به زوج‌های جوان

سبک زندگی اسلامی رهبری انقلاب

سه توصیه رهبر انقلاب به زوج‌های جوان

توصیه رهبر انقلاب به زوجهای جوان در جریان دیدار خانواده شهدای مدافع حرم: «بچه دار شوید، درس بخوانید و هرچقدر میتوانید زندگی‌تان را شیرین کنید.»
رهبر انقلاب ۱۳۹۵/۹/۱

۰

توصیه رهبر انقلاب به دختران شهدا

سبک زندگی اسلامی رهبری انقلاب

توصیه رهبر انقلاب به دختران شهدا

در جریان دیدار جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم، رهبر انقلاب در پاسخ به درخواست یکی از فرزندان شهدا برای توصیه‌ای به دختر وی، فرمودند: «خوب درس بخواند و در خودش این روحیه‌ی پدربزرگ را تقویت کند. اینها فردا شیرزنان آینده‌ی کشورند. کشور به این شیرزنان احتیاج دارد. خودش را بسازد».۹۵/۹/۱

۰

با این ستاره‌ها

سبک زندگی اسلامی رهبری انقلاب

با این ستاره‌ها

جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم اهل‌بیت علیهم‌السلام روز دوشنبه اول آذرماه سال جاری با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR گزارش کاملی از دیدار این هشت خانواده با رهبر انقلاب را منتشر می‌کند.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif
بهش می‌آید چهار پنج ساله باشد؛ مدام تلاش می‌کند جلو برود و آخر سر هم می‌رود.
آقا می‌گوید: «بذار جلوتر بیاد اگر می‌خواد...»
می‌رود و می‌ایستد جلوی آقا؛ حرف‌هایش نامفهوم است. اطرافیانش می‌گویند می‌خواهد سلام نظامی بدهد.
- «ماشاءالله! داری چی کار می‌کنی؟ می‌خوای احترام بگذاری؟»
آقا این را می‌گوید و می‌خندد و بعد اسم کودک را می‌پرسد. کودک به‌درستی نمی‌تواند تلفّظ کند. محمدرضا؟! مادرش سریع می‌گوید معین‌رضا.


معین‌رضا با جنب‌وجوش و شیطنت‌هایش و لباس و سلام نظامی‌اش به آقا، می‌شود مطلع این دیدار؛ قبل از این کارِ معین‌رضا هر کسی مشغول خودش بود. از گوشه و کنار صدای گریه می‌آمد؛ شاید از سر دلتنگی خانواده برای شهیدشان. بعد که آقا آمدند و گفتند خانم‌ها جلوتر بیایند. بعدش هم که معین‌رضا و سلامش، اشک‌ها و لبخندها را مخلوط کرد.
 
* * *
زمانی از صداوسیما شعر و نوایی از آهنگران پخش می‌شد که با سوز و گداز می‌خواند: "مرا اسب سپیدی بود روزی * شهادت را امیدی بود روزی". بقیه‌ی مصرع‌ها هم بوی گله داشت و حسرت تا جایی که  می‌رسید به "حبیبم قاصدی از پی فرستاد" و مژده‌ی "در باغ شهادت باز باز است". وقتی آهنگران این شعر را بار اول می‌خوانده، پدربزرگ معین‌رضا یک جوان رعنا بوده. لابد او این مژده را باور کرده و بعدها وقتی "خبر بد" را شنیده، بند پوتینش را محکم بسته و همراه عد‌ه‌ای رفته.

خبر پر از بغض بوده: عصر روز دهم عاشورای ۶۱ سرها بر نیزه شد و بعد نوبت به خیمه‌های حرم رسید. هزار و اندی سال بعد دوباره همین اتفاق تکرار می‌شود که باز نوبت خیمه‌ها رسیده و تکفیری‌ها دارند سمت حرم می‌تازند. پدربزرگ معین‌رضا هم همراه عده‌ای می‌رود که روضه‌ها دوباره اتفاق نیفتند.

از پدربزرگ معین‌رضا و همراهانش، مانده خانواده‌ای سینه‌سوخته که البته راضی‌اند؛ عده‌ای‌شان هم امروز اینجا هستند برای دیدار. به قول برادر یکی‌شان دلتنگند و مشتاق دیدار رهبر؛ بعد هم اضافه می‌کند دلتنگ "آقا"؛ انگار دومی بیشتر به جانش می‌نشیند.
 
* * *
آقا روی درجه‌های نظامی معین‌رضا می‌زند: «ماشاءالله! چه افسری! ان‌شاءالله از افسرهای آینده‌ی اسلام بشی!«
و رو به جمع می‌گوید:
- «خیلی خوش آمدید برادران و خواهران خانواده‌ی عزیز شهید حرم؛
کسانی که داوطلبانه به این میدان می‌روند، دو سه خصوصیّت در اینها هست که ممتاز است. یکی این است که اینها غیرت و تعصب دفاع از حریم اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را دارند»

ا» -ذیّتش نکن؛ بذار راحت باشه.»
آقا این را خطاب به محافظی می‌گوید که سعی دارد معین‌رضا را از نزدیک آقا دور کند و ادامه می‌دهد:

- «اینهایی که می‌روند، یکی از احساسات و روحیه‌شان همین است که می‌خواهند از حریم اهل‌بیت (علیهم‌السلام) دفاع کنند. پدرها و مادرهایشان هم همین‌طور. در اظهاراتی که یکی از مادران شهدا خطاب به حضرت زینب داشت این بود که: "من محمدحسین خودم را دادم به شما!" این خیلی باارزش است؛ آن غیرتی که نسبت به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) که در هر مؤمنی باید وجود داشته باشد«.

- «دوّمین خصوصیّت بصیرت است. کسانی که این بصیرت را ندارند با خودشان می‌گویند: اینجا کجا، سوریه و حلب کجا؟ این بر اثر بی‌بصیرتی است. [حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام] فرمود که فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا.»(۱) نباید منتظر ماند که دشمن بیاید داخل خانه‌ی آدم، بعد آدم به فکر دفاع از او و خانه بیفتد. دشمن را باید در مرزهای خودش سرکوب کرد.

افتخار جمهوری اسلامی، امروز این است که ما در مجاورت مرزهای رژیم صهیونیستی و بالاسر آنها نیروهای حزب‌الله یا نیروهای مقاومت یا نیروهای اَمَل را داریم. اینکه اینها این‌قدر ناراضی هستند و میگویند جمهوری اسلامی چرا دخالت میکند، به این خاطر است. این خیلی افتخار بزرگی برای اسلام و جمهوری اسلامی است. جوانهایی که رفتند به سوریه و عراق و عمدتاً به سوریه، این بصیرت را داشتند. یک عده‌ای امروز اینجا نشسته‌اند در خانه و نمیفهمند که قضیه چیست.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/35051/C/13950901_0535051.jpg
نکته‌ی سومی که در اینها وجود دارد، شوق شهادت است. بعد از پایان جنگ تحمیلی، مایی که در جریان کار بودیم، احساس میکردیم که یک جادّه‌ی دوبانده‌ی وسیعی جلوی رویمان بود که این بسته شد؛ جادّه‌ی شهادت! مثل یک دری که ببندند. کسانی که آن موقع، جهاد و شهادت در راه خدا را دوست داشتند، دلشان را غم گرفت. این فرزندان شما غالباً کسانی هستند که آن دوره را درک نکردند؛ در اینها هم آن احساس شوق بود که بلند شدند و رفتند.
۰

چگونه با فرزند نوجوانمان صحبت کنیم و مشاجرات را کم کنیم

سبک زندگی اسلامی تربیت ازدیدگاه اسلام

چگونه با فرزند نوجوانمان صحبت کنیم و مشاجرات را کم کنیم

چگونه با فرزند نوجوانمان صحبت کنیم و مشاجرات را کم کنیم

زمانه عوض شده و تغییرات آنقدر عمیق و سریعند که گاهی تا چشم باز کنی، می‌بینی از دنیا عقب افتاده‌ای.

پیشرفت روزانه تکنولوژی و علم هم به این تغییرات، شتاب فزاینده‌ای داده است. در چنین شرایطی، اگر دختر یا پسری نوجوان در خانه داشته باشید، خواه‌ناخواه، این تغییرات بیشتر به چشم‌تان می‌آید چون نوجوان، خواسته‌ها، دغدغه‌ها، سرگرمی‌ها و دانسته‌هایش به هیچ‌عنوان قابل قیاس با زمان ما نیست.

آنها در دنیایی زندگی می‌کنند که مختصاتش با دنیای نوجوانی ما زمین تا آسمان فرق دارد. همین مسئله، شکاف بین نسل‌ها را بیشتر و عمیق‌تر می‌کند. در چنین شرایطی است که نوجوان انگار زبان والدینش را نمی‌فهمد و والدین به هیچ عنوان حرف‌ها و دغدغه‌های نوجوان برایشان قابل درک نیست.
همین می‌شود که بگومگوهای طولانی و مدام، راهشان را به خانه‌ها باز می‌کنند. با این بحث‌ها و مشاجرات و بگومگوهای کسالت‌بار و تشنج‌آفرین که انگار سر تمام شدن ندارند، چه باید کرد؟

من درس نمی‌خوانم؛ زندگی خودم است

یکی از بگومگوهای معروف در خانه‌هایی که نوجوان دارند، بحث بر سر «بشین سر درست» است. پدر و مادر نگران آینده تحصیلی و شغلی فرزند هستند و نوجوان حواسش بیش از قبل پی هر چیزی است به جز درس خواندن؛ ترجیح می‌دهد به جای درس خواندن با دوستانش معاشرت کند، گوشی هوشمند احتمالی‌اش را دستش بگیرد و در شبکه‌های مجازی بچرخد، روی تختش ولو شود و ساعت‌ها خیره به سقف باقی بماند یا… .

تمرکز روی مطالعه و درس خواندن در دوران نوجوانی که صدها دغدغه متفاوت با خود به همراه دارد، کار آسانی نیست. این در حالی است که والدین متوجه سختی این مسئله نیستند و توقع دارند نوجوان از مدرسه که می‌رسد مرتب و منظم تکالیفش را انجام دهد، چند ساعتی استراحت کند و دوباره کتابش را دستش بگیرد.

بله، شاید نوجوان‌های فامیل و همسایه، چنین باشند اما مطمئن باشید که آنها هم بدقلقی‌های خودشان را دارند. در چنین شرایطی بگومگو بر سر «چرا درس نمی‌خونی؟» کاملا بی‌فایده است چون هرچه بیشتر اصرار کنید، نتیجه کمتری خواهید گرفت.

راهکارش این است که درکش کنید، با او راه بیایید، برایش زمان بگذارید و توقع نداشته باشید تمام ساعات روزانه‌اش را مطابق میل شما رفتارتان کند. هیچ‌وقت بر سر درس خواندن دعوا و مرافعه راه نیندازید که جز عمیق شدن شکاف بین‌تان، چیزی عاید نمی‌شود.

همین درک ساده

در قدم اول، نمی‌خواهیم بگوییم لازم است تمام و کمال نوجوان و اقتضائات زمانه‌اش را درک کنید. اما لااقل در مورد نوجوانی – که به «سرزمین طوفان‌ها» معروف است – کمی بدانید؛ یعنی حواستان باشد که در این سنین یعنی حدود ۱۲تا ۱۸سالگی، در سرزمین نوجوان، هیچ‌چیز سر جای واقعی‌اش نیست بلکه همه عناصر دارند تلاش‌شان را می‌کنند تا جای اصلی خودشان را پیدا کنند.

این جابه‌جایی و تکاپو، این رشد ناگزیر و مدام، انرژی زیادی از نوجوان می‌گیرد و او را دچار سردرگمی و بی‌حوصلگی می‌کند. در این دوران، هورمون‌ها بیش و پیش از گذشته مشغول کارند. ذهن و عقل در حال تکامل هستند، هویت درحال شکل‌گیری است و جسم، در جاده بزرگ شدن و رشد، آنقدر تغییر می‌کند که خود نوجوان هم وقتی مقابل آینه قرار می‌گیرد از این همه تغییر، سرگیجه می‌گیرد.

بنابراین اگر خودتان را جای او بگذارید، یا نوجوانی خودتان را به یاد آورید و سعی کنید که این دوران را درک کنید، بی‌حوصلگی، پرخاشگری، کم‌طاقتی، استقلال‌طلبی، آزادی‌خواهی و خیلی دیگر از احساسات منطقی و غیرمنطقی نوجوان را بهتر درک خواهید کرد.

دور تسلسل

متأسفانه بگومگو با نوجوان از آن چیزهایی است که اگر شروع شود، تمام شدنش کار آسانی نیست، یا لااقل نمی‌توان این اطمینان را داد که ختم به‌خیر می‌شود.

اغلب والدینی که درگیر بحث و مشاجره با نوجوان می‌شوند، کسانی هستند که در زندگی زناشویی‌شان هم اهل بحث‌های طولانی و بگومگوهای بی‌فایده‌اند؛ بنابراین آموختن مهارت راه بردن بگومگو را بیاموزید؛ یعنی بدانید که گاهی لازم است بدون پذیرفتن حرف طرف مقابل و زیر بار رفتن، سکوت کرد و گذشت؛ گاهی باید عذرخواهی کرد، گاهی نیاز است که با محبت و مهربانی، عوض داد کشیدن و تهدید و تنبیه، ماجرا را تمام کرد.

خلاصه اینکه اگر قرار باشد بگومگو را ادامه دهید تا حرفتان به کرسی بنشیند، مطمئن باشید نه‌تنها نوجوان حرف شما را نمی‌پذیرد و کوتاه نمی‌آید بلکه این بحث تا زمان از هم گسستن رشته‌های اعصابتان پیش خواهد رفت؛ پس مهارت گفت‌وگوی درست با نوجوان را بیاموزید.

برخودتان آگاهانه مسلط باشید

می‌دانیم که داشتن یک نوجوان و سروکله زدن با او بر سر هزار و یک مسئله غیرقابل‌پیش‌بینی که به ذهنتان هم نمی‌رسیده و پیش آمده، کار ساده‌ای نیست و شما هم آدم هستید و ممکن است از کوره دربروید یا اعصابتان به هم بریزد و کلافه و بی‌حوصله شوید. در چنین شرایطی سعی کنید بحث را تمام کنید و به هیچ عنوان ادامه‌دهنده نباشید.

اگر می‌توانید، از محیط دور شوید. مطمئن باشید اثر این بگومگو کمتر از درس نخواندن، مهمانی رفتن، لباس نامناسب پوشیدن و… نیست. اجازه بدهید فضا کمی آرام شود تا شما و فرزند نوجوانتان انرژی از دست رفته را بازیابید و سر فرصت و در شرایط مناسب و آرام، گفت‌وگو را بدون مشاجره آغاز کنید.

سخت نگیرید

همانقدر که باید حواستان جمع باشد، چون تربیت یک نوجوان به هیچ عنوان کار ساده‌ای نیست، نباید سختگیر و محدودکننده باشید. آنقدر «نه» نگویید که درمواقعی که نیاز به یک «نه» قاطع دارید، حرفتان خریدار نداشته باشد! بدانید که نوجوان نیاز به آزادی دارد. نیاز دارد که خودش لباس‌هایش را انتخاب کند و اگر مطابق میل شما نیست، نبایدچیزی را به او تحمیل کنید بلکه صحبت کرده و حدود را مشخص کنید.

او نیاز دارد ساعاتی را تنها باشد، با دوستانش وقت بگذراند، حریم خصوصی‌اش برایش مهم است و… . شما فقط باید امنیت را فراهم آورید و کنترل غیرمستقیم داشته باشید، محدودکردن و مخالفت و بیش از حد «نه» گفتن فقط میزان مشاجرات خانگی را بیشتر می‌کند.

زمان بگذارید

نوجوانی که با مادر یا پدرش به پارک و مسافرت و سینما می‌رود، فوتبال بازی می‌کند، به خرید و پیاده‌روی می‌رود و در یک کلام روابط همدلانه و درک متقابل را تجربه می‌کند، کمتر به دام مشاجره و بگومگو می‌افتد.

نوجوانان از جدی گرفته شدن توسط بزرگ‌ترها لذت می‌برند و اگر همراهی‌شان نکنید و آزادی انجام این سرگرمی‌ها را از آنها بگیرید، دل به هیچ مسئله جدی دیگری نخواهند داد و برای رسیدن به ممنوعیاتی که شما وضع کرده‌اید، اصل زندگی را قربانی خواهند کرد. با نوجوانتان علاوه بر همدلی و آموزش، وقت‌گذرانی، خوشگذرانی و تفریح کنید و اثر آن را بر کاهش بگومگوها ببینید.

به گفت‌وگو اهمیت بدهید

گفت‌وگو کردن را دست‌کم نگیرید؛ یعنی نگویید: «این بچه اصلا حرف حالیش نمی‌شه، آخرش هم کار خودش رو می‌کنه»، ضمن اینکه گفت‌وگو کردن با نوجوان هم راه و روش‌های خودش را دارد؛ مثلا نباید در کلام‌تان سرزنش یا مقایسه باشد، نباید ساعات گفت‌وگو آنقدر طولانی شوند که خمیازه تحویل بگیرید. مهربان، همدل و سریع، حرف‌هایتان را بگویید.

منبع:مجله بنیانا

گردآوری : مریم کمالی نژاد (همشهری دو)

۰

آرایش هایی که پیامبر(ص) آن را تائید می کند

سبک زندگی اسلامی زندگی درمکتب اهل بیت ع

آرایش هایی که پیامبر(ص) آن را تائید می کند

آرایش هایی که پیامبر(ص) آن را تائید می کند

امروزه مسئله بهداشت و زیبایی به یکی از مهم ترین دغدغه های انسان عصرحاضر تبدیل شده است. با نگاهی تاریخی به این دغدغه امروز بشر به خوبی می توان فهمید بسیاری از مسائل نظافت و آراستگی در اسلام که امروزه برای ما امری عادی است، تا یک قرن پیش، ناشناخته بود و اروپاییان تا قرن شانزدهم میلادی، نه تنها با این مسائل آشنا نبودند؛ که فرسنگ ها از نظافت، پاکیزگی و آراستگی بدن و لباس به دور بودند.
این در حالی است که در نقطه دیگر جهان در شبه جزیره عربستان توسط رسول مهر پیامبر اکرم (ص) دینی آورده شد، که در آن پاکیزگی به اندازه ای اهمیت داشت که در ردیف توبه از گناه قرار گرفته بود؛ «انّ اللّه یحب التوّابین و یحبّ المتطهرین» و دستوراتی برای آراستگی و زینت دادن، برای مردان و حتی زنان در نظر گرفته بود.(۱)

رسول اکرم(ص) پیامبری آراسته و خوش بو

می توان ادعا کرد که یکی از مهم ترین ماموریت های پیامبر(ص) در کنار ترویج مکارم اخلاق، تبیین و تشویق به مسئله بهداشت و پاکیزگی، نظافت لباس، بدن، خوراک و سایر ابعاد زندگی زنان و مردان امت خود بوده است. پیامبر(ص) به عنوان پیام آور این دین؛ خود نیز اهتمام بسیاری به این مسئله داشتند و از نظر لباس، موی سر و چهره، بسیار آراسته بودند. به طوری که در سیره ایشان آمده است که همیشه پیش از خواب مسواک می زده و هرگاه می خوابید مسواک را بالای سر خود می گذاشت، و وقتی از خواب بیدار می شد، ابتدا مسواک می زد.(۲)
ایشان همواره مواد خوش بو کننده استفاده می کرد؛ چنان که هرگاه از راهی عبور می کرد و دیگران به آنجا می رسیدند، به واسطه بوی عطر ایشان، می فهمیدند که آن جناب از اینجا عبور کرده است.(۳)
پیامبر(ص) همواره موهای سر و صورت را با «سدر» شست وشو می داد(۴) و هر جمعه ناخن ها را می گرفت، شارب را کوتاه می کرد و برای زدودن موها، بر بدن خویش نوره می کشید.(۵) آن حضرت بر موی سر و صورت، روغن خوش بو کننده می زد و در سفرها هرگز شیشه روغن، سرمه دان، مسواک، قیچی و شانه را فراموش نمی کرد.

توصیه های پیامبر در مورد نحوه آرایش و زینت به زنان

کلمه آرایش در لغتنامه دهخدا به معنای آراستن، زینت، زیور، جمال و آرایش کردن به معنای آراستن و جلوه کردن آمده است.(۶) آرایش و میل به آراستگی و زیبایی یکی از امیال فطری و طبیعی است که خداوند در وجود زنان قرار داده است و بر اساس آن توصیه های هم به زنان شده است. توصیه های که گاه در جهت تشویق و ترغیب زنان به آراستگی در منزل و برای محارم خود بوده و گاه در جهت عتاب و سرزنش آن ها در استفاده نا به جا و ناصحیح از امر آرایش است. چنان چه در بعد تشویقی، از زنان خواسته شده که سعی کنند همواره آراسته باشند و از زینت حتی هنگام عبادت استفاده کنند.
به طوری که، به زنان بیش از سه روز اجازه ترک زینت داده نشده است. پیامبر در این باره می فرمایند: «برای زنی که به خدا و روز جزا ایمان دارد، جایز نیست برای مرده ای بیش از سه روز آرایش را ترک کند، مگر برای زوج خود که واجب است چهار ماه و ده روز آرایش نکند.» (۷)
بر اساس سخن تاریخ نگاران، حضرت نه تنها مخالف زیبایی و آرایش نبود، بلکه بر آن تأکید می ورزید و حتی رهنمود هایی نیز برای زیبا بودن ارائه می کرد. توجه به این گزارش ها، به خوبی نمایانگر جایگاه آرایش و زیبایی از دیدگاه رسول خدا (ص) است. در این بخش، به بیان نمونه هایی از این موارد می پردازیم:

توصیه پیامبر(ص) به زن آرایشگر
امام صادق (ع)فرمود: «پیامبر به زنی به نام ام عطیه که آرایشگر بود، گفت: ای ام عطیه، وقتی دختری را آرایش می کنی، صورتش را با پاره پارچه پاک مکن. بی شک تکه پارچه، جلوه چهره را می گیرد. این جریان نشان دهنده توجه رسول خدا (ص) نسبت به آرایش و زیبایی و بهداشت پوست برای حفظ زیبایی است.»(۸)
همچنین از امام صادق(ع) چنین نقل شده است: «زن آرایشگری محضر رسول گرامی اسلام وارد شد. حضرت از جمله سفارش هایی که به وی کرد، این بود که برای زیباتر شدن زنان، گیسو را به گیسو گره مزن.»(۹)

توصیه پیامبر در مورد عطر زنانه و مردانه
امام صادق(ع) نقل می کند که پیامبر فرمودند: «عطر زنانه باید خوش رنگ و دارای بوی ملایم باشد و عطر مردانه باید کمرنگ و از بوی تندی برخوردار باشد.»(۱۰) و آن زمان که پیامبر فهرست جهیزیه دخترش را تهیه کرد، عطر جزء یکی از کالاها بود.

توصیه به تفاوت ناخن زنان و مردان
پیامبراعظم(ص) درباره زینت و آرایش، به تفاوت میان زن و مرد توجه ویژه ای داشت؛ ایشان به مردان توصیه می کرد ناخن خود را کوتاه کنید و به زنان می فرمود که ناخن خود را کوتاه نکنید و برای زینت، کمی ناخن خود را بلند نگه دارید.(۱۱)

توصیه در ارتباط با موی زنان
پیامبر درباره موی سر زنان که یکی از جلوه های زیبای آن ها است، چنین فرمود: «هنگامی که یکی از شما دوست داشت با زنی ازدواج کند، پس به موی سرش نگاه کند، همان گونه که به صورتش نگاه می کند؛ زیرا موی زن یکی از زیبایی ها است.» (۱۲)
همچنین رسول خدا(ص) به زنان اجازه می داد تا موهای خود را با رنگ بیارایند، ایشان به زنان همسردار فرمود: «خود را با رنگ برای شوهرانشان آرایش دهند و زنان بی همسر را دستور داد تا دست های خود را حنا ببندند تا به دست های مردان شباهت نداشته باشند.»(۱۳)

اعتراض به نامرتبی موها و خضاب نکردن
مسئله زینت و توجه به وضع ظاهر چنان مهم است که حضرت به کسانی که به این امر بی توجه بودند، اعتراض و با آنان برخورد می کرد. ابن عباس نقل می کند: «زنی نزد پیامبر آمد تا با آن حضرت بیعت کند، ولی چون خضاب نکرده بود، پیامبر با او بیعت نکرد تا آنکه خضاب کرد.»(۱۴)
در جایی دیگر از وی نقل شده است: «پیامبر به یکی از همسران خود که مویی ژولیده و ظاهری ناآراسته داشت، تذکر داد و به وضع ظاهری او اعتراض کرد.»(۱۵)

زنان و میل به خود آرایی و خود نمایی

دین اسلام در کنار سفارش و توصیه به زینت و آراستگی همواره زنان مومن را خطاب قرار داده که این آراستگی و آرایش را محدود به فضای خانواده و محارم خود کنند و از تبرج و خودنمایی خودداری کنند. زنان از نظر روانی، دارای ویژگی دیگرخواهی هستند و همین موجب خودآرایی در آنان می شود. در واقع، زنان به عرضه زیبایی خود نزد دیگران بیش از خود زیبایی علاقه نشان می دهند. ازاین رو، در محیط خانه کمتر به زیبایی های خود توجه دارند، ولی تجربه نشان داده زمانی که در مجالس و محافل عمومی شرکت می کنند؛ نسبت به زیبایی و آراستگی اهتمام بیشتری می ورزند.(۱۶) اگر این حس تبرج و خودآرایی زنان در داخل محیط خانواده خود و همجنس های آن ها با آزادی کافی همراه باشد، آن ها خود را از خودآرایی در مناظر عمومی و محضر بیگانگان بی نیاز می یابند. بنابراین یکی از وظایف مردان این است که به نیاز زیباپسندانه زنان اهمیت بدهند و آن را سرکوب نکنند تا به صورت ناهنجاری روانی ظاهر نشود.(۱۷)
لمبروز، روانشناس معروف در کتاب روح زن چنین نوشته است: «وقتی که زن، مرد را نسبت به خود علاقه مند دید و به سوی او متمایل شد، منظور اصلیِ او در عشوه گری و خودنمایی از بین می رود، چنان که مشاهده می شود زنانی که به شوهر و کودکان خود علاقه دارند، به کلی از این عالم عشوه گری و دلبری افراطی و مذموم برکنار می باشند و اگر زنی دیده شود که شیوه خودنمایی را پیشه کرده،فقط به این دلیل است که پاسخ عواطف درونی خویش را نزد شوهرش نیافته است.»(۱۸)

حجاب راهکاری برای کنترل حس خود نمایی زنان

در دین اسلام، تأکید فراوانی بر آرایش زن برای مرد شده و این کار وسیله ای برای برآوردن نیاز زن به خودآرایی است. یکی از راه های تعدیل و تحدید خودآرایی، گزینه پوشش مناسب است. تأکید فراوان ادیان الهی بر حجاب برای زنان، به علت وجود غریزه ها و نیازهای ویژه زنان است. اگر برای خصلت خودآرایی زنان که سبب عشوه گری می شود، حکم حجاب ارائه نشود، زنان با غریزه های کنترل نشده و نامتعادل و تحت تأثیر شرایط ویژه اجتماعی، بهداشت روانی جامعه را ویران می کنند، ولی با حجاب و پوشش مناسب چارچوب مشخصی برای بهره مندی از این ویژگی ذاتی تعیین می شود که از پیدایش فساد اجتماعی و روانی جلوگیری می کند. از نظر روانشناختی، نداشتن پوشش مناسب، جوانان را نسبت به زنان بی اعتماد می کند و رغبت و گرایش به ازدواج و تشکیل خانواده در آن ها ایجاد نمی شود. از طرفی حس انتقام جویی و کینه توزی مرد نسبت به مردان دیگری که بی شرمانه همسر یا خواهر او را نظاره می کنند، برانگیخته می شود و آسیب های روانی را به وجود می آورد.(۱۹)
در آموزه های دینی بر آرایش و زینت بسیار تأکید و به میل طبیعی زنان به خودآرایی و خودنمایی توجه شده است؛ ولی آن ها را از اینکه برای غیرهمسر خود زینت کنند، منع کرده اند. رسول خدا(ص) در فرازی از روایتی می فرماید: «بهترین زنان شما، زنی است که… برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، ولی خود را از نامحرمان بپوشاند.»(۲۰)
آن حضرت آرایش و زینت زن، برای شوهر را از حقوق شوهر بر همسر می شمارد و می فرماید: «از جمله حقوق شوهر بر همسر این است که خود را به بهترین عطرها خوشبو کند و بهترین لباس هایش را بپوشد و خود را به بهترین صورت تزیین کند.»(۲۱)
در حدیث معروف مناهی نیز آمده است: «پیامبر از اینکه زن برای غیرشوهرش آرایش کند، نهی کرد. اگر زن چنین کند، بر خداوند حق است که او را با آتش بسوزاند.» (۲۲)
توجه به توصیه ها و احادیثی که پیامبر در جهت تشویق زنان به آراستگی در منزل و سرزنش از آرایش برای غیر همسر در فضای عمومی جامعه فرمودند نشان از تعادلی است که در اسلام به آن توصیه شده است. دین اسلام هیچ گاه دستور به منع فعالیت اجتماعی زنان نداده است. اما برای حفظ حریم جامعه توصیه های در جهت پوشیدگی و پرهیز از آرایش در فضای عمومی جامعه کرده و در مقابل برای حفظ حریم خانواده و ارضایی حس دگر خواهی از زنان خواسته که زیباترین پوشش ها و زینت های خود را برای همسر و محارم خود استفاده کنند.

منبع:
کتاب پوشش و آرایش از دیدگاه پیامبر اعظم_مریم معین الاسلام

پی نوشت:
۱_ سوره مبارکه بقره، آیه ۲۲
۲_ محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج ۱۶، ص ۲۵۳
۳_ سید محمّدحسین طباطبائی، سنن النبی، ترجمه لطیف راشیدی، قم، تهذیب، ۱۳۸۵، ص ۶۳
۴_ محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج ۱۶، ص ۲۴۷
۵_سید محمّدحسین طباطبائی، پیشین، ص ۹۴
۶_علی اکبر ده خدا, لغتنامه ده خدا, ج۲ انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷
۷_ شرح اللمعۀ الدمشقیه، ج ۲، کتاب الطلاق، التراث العربی، ص ۴
۸_اصول کافی، ج۵ ص ۱۱۸ ؛ ج ۶، ص.۳۸
۹_اصول کافی، ج ۵، ص ۱۱۹
۱۰_ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۴۴۴ ، باب ۱۳ ، ابواب آداب الحمام.
۱۱_ وسائل الشیعه، ج ۱، باب ۸۱ ، ح ۱
۱۲_ الخطیب العدنانی، الملابس و الزینه فی الاسلام، مؤسسه الانتشار الاسلامی، ۱۹۹۹ م، چ ۱
۱۳_ وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۴۴۴، باب، ابواب آداب الحمام
۱۴_ حدود پوشش و نگاه در اسلام، ص ۱۲
۱۵_ اصول کافی، باب الزی و التجمل، ج ۵، ص ۱۱۸
۱۶_مریم معین الاسلام و ناهید طیبی، روان شناسی زن در نهج البلاغه، قم، عطر سعادت، چ۲ ، ص ۲۱۷
۱۷_ مقدمه ای بر روان شناسی زن، ص۱۱۳
۱۸_ لمبروز، روح زن، ج ۱، ترجمه: پری حسام شهرئیس، تهران، انتشارات دانش، ۱۳۶۲
۱۹_ روان شناسی زن در نهج البلاغه، ص ۲۱۷ و ۲۲۱
۲۰_ بحارالانوار، ج ۱۰۳ ، ص ۲۳۵
۲۱_ وسائل الشیعه، ج ۱۴ ، ص۱۱۲
۲۲_ همان، ج ۱۴ ، ص ۱۱۷

منبع:باحجاب

۱

کتاب خاطرات مرضیه حدیدچی(دباغ)

کتابخانه اسلامی سبک زندگی اسلامی حکایت خوبان

کتاب خاطرات مرضیه حدیدچی(دباغ)

کتاب خاطرات مرضیه حدیدچی(دباغ)

مرضیه حدیدچی معروف به «طاهره دباغ» که از مبارزان پیشگام نهضت اسلامی بود، صبح روز پنجشنبه 27 آبان ماه پس از گذراندن یک دوره بیماری ناشی از شکنجه های رژیم طاغوت، در 77 سالگی در بیمارستان خاتم الانبیاء دار فانی را وداع گفت.

وی فعالیت ها و حرکت های سیاسی خود را از سال 46 آغاز کرد و در طول مبارزات خود، توسط ساواک دستگیر شد و به همراه دخترش در زندان های مخوف رژیم پهلوی شکنجه های سختی را تحمل کرد.
محسن کاظمی به همت انتشارات سوره مهر کتاب «خاطرات مرضیه حدیدچی» را در پنج فصل با عناوین «سریان»، «هجرت»، «امواج»، «سیاحت شرق» و «پیوست‏ها» نوشته است، کتابی که از طریق گفتگو با مرضیه دباغ تنظیم شده است.

«خاطرات مرضیه حدیدچی» با دست نوشته ای از این بانوی مبارز آغاز می شود، دربرگیرنده خاطرات ناب از زمان مبارزه وی با رژیم پهلوی و شکنجه های ساواک علیه وی و دخترش است؛ این کتاب دربرگیرنده خاطرات زنی است که شاید بتوان گفت در جریان مبارزه با رژیم ستمشاهی گاه به جای چندین مرد مبارزه کرده است.

فصل اول این کتاب درباره دوران شکنجه و زندان های مخوف ساواک، فصل دوم درباره فرار از ایران، گذراندن دوره های چریکی و پیگیری کارهای انقلاب در خارج و بعد پیوستن به امام (ره) در نوفل لوشاتو و انجام کارهای بیت امام (ره) است.

فصل سوم درباره فرماندهی سپاه در غرب و مبارزه با ضدانقلاب و گروهک کومله دموکرات و صل چهارم درباره رساندن نامه امام (ره) به گورباچف به همراه آیت الله جوادی عاملی و محمدجواد لاریجانی است، کتابی که توانسته بخش های پنهان مبارزه مردم ایران علیه رژیم پهلوی را به تصویر بکشد.

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

شبی که افراد خانواده دور هم جمع شده از احوال هم سخن می گفتیم ناگهان در خانه به صدا درآمد. دختر بزرگم رفت و در را باز کرد و آمد و گفت «مامان! پرویزخان آمده!» دریافتم که برای دستگیری ام آمده اند. شوهرم را به پشت بام فرستادم و گفتم «با تو کاری ندارند، به دنبال من آمده اند، شما بالای سر بچه ها بمانید!» پرویز و سایر مأموران از من خواستند که بدون سر و صدا همراه شان بروم. بچه ها دورم جمع شده بودند و گریه و زاری راه انداختند و داد می زدند «مامان ما را کجا می برید! مامان ما را نبرید!..».

ساواکی ها می خواستند به هر نحوی که شده آنها را ساکت کنند، می گفتند «با مادرتان کاری نداریم، پاسخ چند سؤال را که داد برمی گردانیمش، شما تا شامتان را بخورید، او برمی گردد!» به محض خروج از خانه در کوچه به فرزند یکی از اقوام داماد بزرگم برخوردم و گفتم «برو به فلانی (که از مرتبطین گروه بود) بگو که مرا بردند. مراقب خانه ما باشد»، مأموری متوجه این گفت وگوی کوتاه شد جلو آمد و سرزنشم کرد که «چرا حرف زدی؟» گفتم «او سلام کرد و من جوابش را دادم حرفی با او نزدم» ماشین شان را نشان داد و گفت «زیادی حرف نزن، برو سوار شو!»

مأموری جلوتر از من در صندلی عقب ماشین نشسته بود، دیدم اگر سوار ماشین شوم آن دیگری هم طرف دیگرم خواهد نشست و من میان آن دو قرار می گیرم. گفتم «من بین دو نامحرم نمی نشینم، به جلو می روم شما سه نفر عقب صندلی بنشینید» با اسلحه تهدیدم کردند «برو بالا! مسخره بازی در نیاور... دو تا نامحرم!» گفتم «بکشیدم ولی من بین دو نفر مرد نامحرم نمی نشینم» هر چه می گذشت زمان به نفع شان نبود، بالاخره همان طور که من می خواستم شد.

به نزدیکی های توپخانه (میدان امام خمینی) که رسیدیم، عینک دودی کاملاً ماتی به من دادند، گفتم «من عینکی نیستم» گفتند «عجب دیوانه ای است این...!» خلاصه عینک را به چشمم زدم و حرف های بی ربطی می زدم، تا خودم را بی خبر نشان دهم و گفتم «آقا هر چه زودتر سؤال های مرا بپرسید، باید زود برگردم، بچه هایم هنوز شام نخورده اند، صبح زود باید برای رفتن به مدرسه بلندشان کنم.

منبع:فرهنگ نیوز

بانک فیلم

نرم افزارهای مذهبی موبایل

تصاویربرگزیده

سبک زندگی اسلامی (لطفا برای نمایش تصاویرباکیفیت برروی تصویرموردنظرکلیک کرده وتصویررا در رایانه تان ذخیره کنید)