نرم افزارهای برگزیده

احیاگر معروف

سرباز کوچک ولایت ،آمرمعروف وناهی منکر

سایت های ویژه کودک ونوجوان

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

آخرين نظرات

نرم افزارهای چندرسانه ای

پيوندها

سرداران دفاع مقدس

سایت های آنلاین چندرسانه ای

bayanbox.ir bayanbox.ir bayanbox.ir

۵۱ مطلب با موضوع «تربیت ازدیدگاه اسلام» ثبت شده است

۰

چشم چرانی، آثار و راه های درمان آن

سبک زندگی اسلامی امربه معروف نهی ازمنکر پرسش وپاسخ تربیت ازدیدگاه اسلام گناه

چشم چرانی، آثار و راه های درمان آن

چشم چرانی، آثار و راه های درمان آن

چشم چرانی در مقابل غض بصر و چشم پوشی، به معنای نگاه خیره و شهوت آلود به نامحرم است که با انگیزه لذت طلبی جنسی انجام می شود. ما در روابط اجتماعی خود با دیگران چه جنس مخالف یا موافق به طور طبیعی با آن ها ارتباط حضوری و کلامی داریم و به آن ها نگاه می کنیم. نگاهی که به هیچ وجه در آن بحث تحریک شهوت و لذت جنسی مطرح نیست. این نگاه ها داخل در مقوله چشم چرانی نیستند؛ ولی نگاه های ادامه داری که با انگیزه لذت جنسی انجام می شود و به تحریک شدن غریزه و میل جنسی می انجامد؛ تحت عنوان چشم چرانی تعریف می شوند.

در قرآن آمده است: «قل للمومنین یغضوا من ابصارهم» به مومنین بگو چشم های خویش را بپوشانند. یغضوا از ماده “غض” به معنی نگاه و صوت کوتاه می باشد و نقطه مقابل آن خیره نگاه کردن و صدا را بلند کردن است. منظور این است که انسان به هنگام نگاه کردن معمولاً منطقه وسیعی را زیر نظر می گیرد؛ هرگاه نامحرمی در حوزه دید قرار گرفت، چشم را چنان فرو گیرد که آن نامحرم از منطقه دید مستقیم و عمیق او خارج شود؛ یعنی به او نگاه خیره نکند اما راه و چاه خود را نیز ببیند.

چشم چرانی نوعی بیماری است

از نظر روانشناسان و عالمان اخلاقی، چشم چرانی هنگامی که به صورت یک عادت مزمن در می آید؛ یک بیماری روانی تلقی می شود و همان طوری که بیماری سادیسم نقطه مقابل بیماری مازوشیسم است؛ شهوت و بیماری چشم چرانی نیز نقطه مقابل بیماری خودنمایی است. خودنما فردی است که خود را در معرض دید دیگران قرار می دهد و چشم چران کسی است که از تماشا و نگاه به دیگران لذت می برد. خودنمایی در زن ها به نسبت بیشتری دیده می شود. در حالی که بیماری چشم چرانی در مردها بیشتر رایج است. زن ها بیشتر از لمس و مردها از نگاه لذت می برند و این مربوط به تفاوتی است که در آستانه تحریک آن ها وجود دارد.

عوامل بروز بیماری چشم چرانی

◄ محرومیت جنسی: ویلهم اشتگل محرومیت های جنسی را عامل این بیماری دانسته و می گوید: محرومیت های جنسی باعث می شود که (لی یبدو) در اعصاب چشم متمرکز شود. با این تمرکز، بستگی عصب چشم با اعصاب جنسی توسعه یافته و شخص از چشم چرانی لذت می برد و با دیدن اندام جنس مخالف تحریک می شود.(۱)

◄ خود نمایی زنان: بیشترین عامل بروز این بیماری در مردان حس خودنمایی در زنان است. مردان به طور طبیعی نسبت به زیبایی و اندام جنس مخالف حساس اند و زنان بد حجاب با خودنمایی در عرصه جامعه این گرایش مردان را تحریک می نمایند. در تفاسیر شیعه و سنی ذیل آیه ۳۰ سوره نور، نقل کرده اند که: «روزی در هوای گرم مدینه، زن جوانی در حالی که روسری خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوش او پیدا بود، از کوچه ای عبور می کرد. مرد جوانی از انصار، آن حالت را مشاهده کرد و چنان غرق تماشا شد که از خود و اطرافش غافل گردید و به دنبال آن زن حرکت نموده تا این که صورتش به شی ای اصابت کرد و مجروح گردید. هنگامی که به خود آمد؛ خدمت پیامبر(ص) رفت و جریان را برای او بیان داشت، این جا بود که آیات سوره مبارکه نور در مورد پوشش زنان نازل گردید.(۲)
قرآن کریم برای رفع این معضل اجتماعی در آیات شریفه سوره نور، از یک طرف مؤمنان اعم از زنان و مردان را مخاطب قرار داده و دستور می دهد که نگاه های خود را کوتاه ساخته و به نامحرم خیره نشوند و از فساد و آلودگی دوری کنند و از سوی دیگر به خانم ها دستور می دهد پوشش مناسب را رعایت کنند. در سوره احزاب نیز به خانم ها سفارش می کند: «در محاورات روزمره حالت عادی داشته و با ناز و کرشمه و طنازی صحبت نکنید و در کوچه و خیابان با بدن های نیمه عریان و لباس های بدن نما، ظاهر نشوید.»(۳) چند آیه بعد می فرماید: «با چادر و مقنعه اندام خود را بپوشانید.»(۴) تمام این برنامه و تأکیدها برای آن است که: مردم، زن ها را به عنوان افراد عفیف و پاکدامن بشناسند و موجبات آزار و اذیت آنان را فراهم نسازند.(۵) و چشم طمع ندوزند.(۶) و در نتیجه امنیت و آرامش قشر خانم ها در سایه چادر و رعایت ضوابط شریعت و پوشش اسلامی تأمین شود.

عواقب و آسیب شناسی چشم چرانی

◄ عامل غفلت و فراموشی: چشم چرانی یکی از مصادیق حب دنیا و عامل مهمی برای بروز غفلت از یاد خدا و خود است. غفلت همان چالش اساسی است که انسان در سر راه کمال و سعادت خود دارد و بیداری اولین نیاز او برای حرکت در این مسیر است. چشم چرانی باعث می شود که انسان هر چه بیشتر به خواب رود و از بیداری و یاد خدا دور ماند. حضرت علی ـ علیه السلام ـ درباره مواظبت و حفاظت از چشم ها فرمود: چیزی در بدن کم سپاس تر از چشم نیست. خواسته اش را ندهید که شما را از یاد خدا باز می دارد.(۷)

◄ اولین گام انحراف عملی: چشم چرانی و نگاه به نامحرم، گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسی است. نگاه های آلوده، تخم شهوت را در دل بارور ساخته و صاحبش را به فتنه، انحراف و گناه مبتلا می کند.
حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: چشم چرانی، تخم شهوت را در دل می کارد و چنین کاری برای نگاه کننده کافی است که منشأ فتنه گردد.

◄ حسرت و اندوه طولانی: امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: چه بسا نگاه هایی که غصه های طولانی را در پی دارد. چشم قوی ترین ابزار حسی است و میدان آستانه تحریک چشم از بقیه حواس بیشتر است. چشم بیشترین تحریکات حسی را دریافت می کند و این دل است که بعد از نگاه به کار می افتد یعنی آنچه را دیده، می بیند، دل طلب می کند و چون امکان رسیدن به آنچه دیده شده فراهم نمی شود؛ افسردگی و رنجوری عاید انسان می شود.
ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد
از فحوای حدیث رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ که فرمود: همه چشم ها روز قیامت گریانند جز سه چشم: چشمی که از ترس خدا بگرید، چشمی که از نامحرم فرونهاده شود، چشمی که در راه خدا (و پاسداری از کیان اسلام) شب زنده دار باشد. فهمیده می شود که علاوه بر حسرت دنیوی، فرد چشم چران در آخرت از فرط حسرت و پشیمانی چشمانی گریان خواهد داشت.(۸)

◄ به خطر افتادن امنیت و سلامت جامعه: در واقع نگاه های آلوده، مسموم و شهوت انگیز، آتش درون را شعله ور می سازد که فرایند و محصولی جز فحشا، سیاهی دل، مشکلات و نارسایی هایی اجتماعی، نخواهد داشت.
لذا چشم چرانی، این تیر مسموم و زهرآلود شیطانی اگر بدون قید و بند، رها شود یقیناً سلامت و امنیت طرفین را به خطر می اندازد. جوان و نوجوانی در فضای نامناسب جامعه امروز اگر نگاهش را کوتاه نکند چشمش به صحنه های شهوت انگیز خواهد افتاد و نیروی قدرتمند شهوت به جوشش و غلیان آمده و تحریک خواهد شد. درچنین شرایط حساس و خطرناکی، این جوان، یا باید به عیاشی، فساد و تجاوزگری روی آورد و به خواسته های قوه شهوانی جواب مثبت دهد و با این کار امنیت خود و دیگران را به خطر اندازد، و یا با تخیل و تصور، با حالت افسرده و پریشان، زندگی بیمار گونه خود را ادامه داده آسایش و آرامش خانواده را برهم زند.

◄ ایجاد نگرانی و اضطراب: آنچه از مجموع آیات، روایات و تجربیات کارشناسان به دست می آید این است که چشم چرانی های هوس آلود و بدحجابی و بی حجابی زنان و دختران بی بند و بار از جمله عوامل مؤثر در ایجاد اضطراب و نگرانی افراد و خانواده ها و هرج و مرج و ناامنی در جامعه به حساب می آید. در طرف مقابل اگر اصول و ارزش های اسلامی از جمله حجاب و پوشش اسلامی، رعایت شود از چشم چرانی و نگاه های آلوده جلوگیری به عمل آید و خانم ها در نشست و برخواست و صحبت ها و مکالمات روزمره، دستورات شرع مقدس را رعایت کنند یقیناً زمینه های فساد زدوده شده و دام های شیاطین برچیده خواهد شد. آرامش روحی و روانی برای افراد و خانواده ها، نظم، ثبات و امنیت در جامعه پدید خواهد آمد. امام علی(ع) می فرماید: «کسی که نگاهش را کاهش دهد، قلبش آرام می گیرد.»(۹) و نعمتی بالاتر از آرامش قلب، وجود ندارد. این موهبت بزرگ اگر در اعضا و افراد جامعه، محقق شده و تجلی پیدا کند؛ جامعه نیز به طبع اعضا و افراد خود، دارای امنیت و آرامش خواهد شد.
این همه آفت که به تن می رسد از نظر تو به شکن می رسد

◄ عذاب اخروی: علاوه بر ابتلا به عواقب دنیوی، «چشم ناپاک» از عذاب و شکنجه الهی نیز بی نصیب نمی ماند. رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: آن که چشمانش را از نگاه به زن نامحرم پر کند؛ روز قیامت، خداوند چشمانش را با میخ های آتشین و از آتش پر کند، تا وقتی که به حساب مردم رسیدگی کند، سپس امر می شود که او را به جهنم ببرند.(۱۰)

چشم پاکی و نتایج آن

هر یک از اعضای بدن مؤمن نسبت به عبادت پروردگار متعال وظیفه خاصی بر عهده دارد که اگر بدان وظیفه عمل کرد، ارزشمند است.
چشمی که به نگاه حرام آلوده نگردد، سبب برکات زیر می گردد:
۱- دیدن شگفتی ها: رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: چشم هایتان را (از نامحرم) بپوشانید تا عجایب و شگفتی ها را ببینید. (۱۱)
۲- راحتی قلب: امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: آنکه از نامحرم چشم خود را فرو نهاد، قلبش را راحت کرده است.(۱۲)
۳- نیک خویی:‌ همچنین آن حضرت فرمود: کسی که نگاه هایش کنترل شود، صفاتش نیکو گردد.(۱۳)
۴- پاداش الهی: امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: هر کسی زنی را ببیند و بلافاصله دیده اش را به آسمان بدوزد یا چشم فرو بندد، چشم باز نگرداند مگر اینکه خداوند حوریان بهشتی را به عقد او در آورد.(۱۴)
۵- چشیدن شیرینی ایمان: پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: نگاه (به نامحرم) تیر زهرآلودی از تیرهای شیطان است و هر کس آن را از ترس خدا ترک کند، خداوند چنان ایمانی به او عطا کند که شیرینی اش را در دل خویش احساس کند.(۱۵)
۶- بروز صفت شجاعت: شجاع ترین مردم کسی است که بر خواهش نفسانی اش چیره شود.(۱۶)

معالجه چشم چرانی

از خداوند استمداد بگیرید
قرآن مجید حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ را به عنوان قهرمان میدان «عفاف» مطرح می کند تا جوانان مسلمان که در پی قهرمان یابی و الگوپذیری هستند؛ از یوسف ـ علیه السلام ـ که شجاع ترین مرد روزگار خود در مخالفت با هوای نفس و شیطان بود پیروی کنند.
نکته شایان توجه در داستان حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ”استمداد” از خدای سبحان و پناه بردن به قدرت سرمدی اوست که هیچ چیز جز ایمان به پروردگار نمی تواند جلوی نفس سرکش و غریزه نیرومند شهوت را بگیرد.

مراقب عکس العمل رفتارتان باشید
از امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ سؤال کردند: به کمک چه چیزی می توان چشم از نامحرم پوشید؟ پاسخ داد: با خاموش کردن آتش شهوت، زیر نظر قدرتمندی که بر مخفی گاهت آگاه است.(۱۷)
نکته ظریف دیگری که در مسأله ناموس ‌نهفته است و روایات نیز آن را تأیید کرده اند این است که به هر دستی بدهی به همان دست پس می گیری، چنان که فرموده اند: آن طور که جزا دهی جزا بینی. «کَما تُدینُ تُدانُ»(۱۸)
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: در زمان حضرت موسی ـ علیه السلام ـ مردی با زنی زنا کرد وقتی به خانه خویش آمد، مردی را با زن خود دید، آن مرد را نزد حضرت موسی آورد و از او شکایت کرد. در آن لحظه جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و گفت: هر کس به ناموس دیگران تجاوز کند به ناموس اش تجاوز کنند. حضرت موسی به آن دو فرمود: با عفت باشید تا ناموستان محفوظ بماند.(۱۹)
بنابراین، مؤمن با غیرت هرگز به ناموس دیگران نگاه حرام نمی کند، چرا که نمی خواهد کسی به ناموسش نظر بد داشته باشد.
هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان
شخصی از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسید: آیا نگاه کردن به پشت سر زن هایی که عبور می کنند جایز است؟ حضرت پاسخ داد: اگر به ناموس شما این گونه نگاه کنند، خوشنود می شوید؟! آنگاه فرمود: برای مردم همان را بخواهید که برای خود می خواهید.(۲۰)

به مقدار ضرورت اکتفا کنید
یکی دیگر از راه های پیشگیری از انحراف این است که مؤمن با نامحرم در جای خلوت اجتماع نکند. چرا که دور از چشم مردم، زمینه لغزش و انحراف فراوان است.
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: آن که به خدا و روز جزا ایمان دارد نباید در جایی بخوابد که صدای نفس زن نامحرم شنیده می شود. (۲۱)
اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتی باشند که کسی در آنجا نباشد در حالی که دیگری هم نتواند وارد شود چنانچه بترسند که به حرام بیفتند، باید از آنجا بیرون بروند.(۲۲)
امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ فرمود: هیچ مردی با زنی(نامحرم) خلوت نکند. اگر مردی با زن بیگانه ای خلوت کند، سوّمی آن دو شیطان است.(۲۳)

منابع
مقاله : چشم چرانی ، آثار و در مان آن _ سید مصطفی علم خواه
۱-اصول روانکاوی فروید ، صص ۲۵۷ ـ ۲۵۹
۲-ر.ک: تفسیر صافی، ج۳، ص ۴۳۰؛ الدر المنثور، ج۵، ص ۴۰؛ کافی، ج۵، ص .۵۲۱
۳- برداشت از آیه ۳۲ و ۳۳ سوره احزاب
۴- قرآن کریم، احزاب/ ۵۹: ترجمه آزاد
۵- برداشت از آیه ۵۹ سوره احزاب
۶- قرآن کریم، احزاب/ ۳۲
۷- بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۵
۸- بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۵
۹- غررالحکم و درر الکلم، ج۵، ص ۴۴۹
۱۰- ثواب الاعمال، ص ۳۳۸
۱۱- بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۴۱
۱۲- شرح غررالحکم، آمدی،‌ج ۵، ص ۴۴۹
۱۳- میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۷
۱۴- بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۷
۱۵- بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۸
۱۶- نهج‌ الفصاحه، پاینده، حدیث ۲۹۹، ص ۵۸
۱۷- بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۴۱۱
۱۸- فروع کافی،‌ج ۵، ص ۵۵۳
۱۹- همان
۲۰- مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۵۵۵
۲۱- بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۵۰
۲۲- رساله توضیح المسائل امام خمینی(ره)، مسأله ۲۴۵۲
۲۳- مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۶۵
۳۴- تفسیر نورالثقلین، ج ۳

منبع:سایت باحجاب

۰

رجب،شعبان،رمضان سه قلو های معنوی

قرآن وحدیث احکام سبک زندگی اسلامی زندگی درمکتب اهل بیت ع تربیت ازدیدگاه اسلام ویژه نامه مذهبی

رجب،شعبان،رمضان سه قلو های معنوی

رجب،شعبان،رمضان سه قلو های معنوی

تاکیدی که اهل بیت(‌ع) در ماه رجب به ما داشتند این است که در این ماه تمرین تواضع و خشوع و سکوت کنید. سه دستوری که اهل بیت(ع) در ماه رجب به ما دادند در واقع سه بحث است. یکی تواضع، یکی خشوع و یکی سکوت .سکوت به معنای سکوت در جایی که از منشاء غضب یا از منشاء شهوت یا از منشاء هوای نفس قرار است حرفی زده بشود، گفته اند این ماه ماهی است که شما تخصصاً در ماه رجب بر روی این سه گزینه باید کار کنی و می‌توانی، چون خداوند در ماه رجب برنامه را به گونه ای تنظیم کرده که شما این سه گزینه را خوب بتوانید کنترل کنید چرا که این ماه را ماه بندگان افسرده و نا امید از همه جا برای پناه بردن به آغوش خالق مهربان و گرفتن حاجات و همچنین ماه بندگان زرنگ خدا که به خوبی از این ماه برای رسیدن به قرب الهی استفاده می کنند، قرار دادند.

 

رجب،شعبان،رمضان سه قلو های معنوی

رجب و شعبان و رمضان برادران سه قلوی معنوی الهی هستند، یعنی این ها به گونه ای هستند که برادر کوچکتر انسان را در ماه رجب به سمت برادر وسط یعنی شعبان و برادر وسط به سمت برادر بزرگ تر یعنی رمضان هدایت می‌کند و کار تقسیم میراث امامت، نبوت و میراث الهی در این سه ماه ، ماه رجب ماه آقا امیرالمومنین(علیه‌السّلام) توسط برادر کوچکتر، ماه شعبان ماه پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) توسط برادر وسطی و ماه رمضان ماه خدا تقسیم میراث به عهده برادر بزرگ است. بنابراین وقتی ما می‌خواهیم به ماه شعبان ورود پیدا کنیم مقدمه و قدم اول این است که در ماه رجب پیش نیازها را رد کرده باشیم و اگر هم رد نکرده باشیم الان هم ملتفت بشویم می‌توانیم برنامه ریزی کنیم، ضمن اینکه به ماه شعبان توجه می‌کنم گذشته‌ی قضا شده‌ی پیش نیازی ماه رجب را هم قضا می‌کنم، روی خودم کار می‌کنم، روی خشوع، تواضع، سکوتم کار می کنم وقتی این سه پایه کاملاً استوار می‌شود آن وقت شما می‌توانی خودت را در ماه شعبان به خدا نزدیک تر احساس کنی لذا در ماه رجب می‌گویی: “یا مَنْ أرجوهُ لکلّ خَیْر”، ای کسی که أرجوهُ، امیدواران امید دارند، یعنی چه؟ یعنی راجع به یک خدایی صحبت می‌کنی که دور است. “یا مَنْ”، ای کسی که. ای کسی که برای چه کسی می‌گویند؟ برای کسی که یا غایب یا دور است.

در ماه رجب این گونه شروع می‌کنی ولی وقتی به ماه شعبان می‌رسی این گونه شروع می‌کنی؛ “اللّهمّ صَلّ عَلی مُحَمد و آل مُحَمد، واسْمَعْ دُعائی”. فرق واسْمَعْ دُعائی با واسْمَعْ دُعائَنا چیست؟ واسْمَعْ دُعائی یعنی من و تو تنها هستیم. وقتی که ما به خدا نزدیک می‌شویم ادبیات معصوم در گفتمان و صحبت با خدا تغییر می‌کند. وقتی که به اینجا می رسد می گوید: واسْمَعْ دُعائی، خدایا گوش کن. چرا گوش کنم؟ برای اینکه من در ماه رجب یا همین الان یا در برنامه ریزی زندگی ام بر روی سه صفت به شدّت مهم الهی کار کردم. یعنی تواضع کار هر کس نیست، خشوع ابداً کار هر کس نیست، سکوت که اصلاً جزء محالات است؛ یعنی وقتی انسان به نقطه سکوت می رسد، عرفای ما سکوت را جزء قدم‌های آخر عرفان می‌دانند.

 

 

این روزها حواستان به سه قلوهای معنوی باشد

 

کسی که بتواند خودش را جمع کند، کنترل کند، حرف نزند، خیلی سخت است. شما یک وقتی امتحان کنید، می‌توانید سی نفر بشوید و یک آدم خیلی حَلیمی را گیر بیاورید، رد بشوید و ناسزا بگویید. یکی اولی، یکی دومی، یکی سومی و… فکر می‌کنید چقدر می‌تواند تحمل کند؟ با اینکه این ناسزا هیچ سیخی به این شخص نمی‌زند، همین آدم ممکن است اگر هر کسی رد بشود یک سوزن به او بزند ضمن اینکه تحمل می‌کند، اثر دردِ سوزن‌های بعدی کمتر هم می شود ولی شنیدن یک ناسزا و حلم ورزیدن سخت است. جزء افتخارات اهل بیت(ع) ما این بود که می‌گفتند ما حَلیم هستیم و جزء افتخارات امیرالمومنین(علیه‌السّلام) این است که من حلیم هستم و اگر می‌خواهید مانند من باشید، یاد بگیرید سریع جواب ندهید، هرچه به دهنتان آمد نگویید، یاد بگیرید زود عکس العمل نشان ندهید، یاد بگیرید روی نفستان کنترل داشته باشید.

 

سکوت قدم آخر

 

سکوت جزء قدم‌های آخر است، بنده‌ای که به این نقطه می‌رسد خداوند وقتی می‌بیند بنده به درجه‌ای از معنویت و الوهیت رسیده و به درجه تقربش به خدا نزدیک شده که این بنده دارای چیست؟ دارای شرح صدر است یعنی کاملاً در اختیار خودش است. کجا می‌توانم بگویم، باید بگویم. کجا نمی‌توانم، نمی‌گویم. کجا اذیت می‌شوم نمی‌گویم، حرف نمی‌زنم، سکوت می‌کنم. وقتی می‌بیند به این جا می‌رسد می‌گوید این بنده الان لیاقت دارد که ما یک گفتمان دو نفره با هم داشته باشیم.

بنده من می‌خواهی دعا بکنی این گونه شروع کن: “واسْمَعْ دُعائی إذا دَعَوْتُک، خدایا بشنو، دارم با تو حرف می‌زنم. این معنی فارسی است. “واسْمَعْ ندایی إذا نادَیْتُک” صدات که می‌زنم سریع جواب بده .این خودمانی شدن من و شما در ماه شعبان، اگر ابتدایی باشد، استارتی باشد یعنی من و شما دینداری را از ما شعبان شروع کنیم، سودی ندارد. باید برگردی اول ماه رجبت را قضا کنی، دینداری از وسط راه سود ندارد لذا ماه شعبان ماه وسط است.

عده‌ای هستند در ماه سوم که ماه آخر است تا شب نوزدهم متوجه خدا نیستند! ما نگفتیم خدا در را بسته است، داریم راجع به یک تقرب، یک سلوک، یک بچه حزب الّلهی که همیشه پای کار خداست صحبت می‌کنیم نه برای کسی که یک شب قدر یک دفعه یادش می آید که شب قدر شد به مسجد برویم! خدا به این هم یک لطفی می‌کند اما کسانی که یک عمر دوست دارند با خدا و با حسین(علیه‌السّلام) و با اهل بیت(علیهم‌السّلام) باشند، این ها آدم‌هایی هستند که مقداری راجع به اوقات معنوی و تقویم‌های معنویشان بیشتر دقت می‌کنند.

چند سال پیش کتاب تقویم معنوی از کارهای آستان قدس رضوی را خدمتتان معرفی کردم، الان هم فکر می‌کنم چاپ پنجاه، شصتم آن است که البته یک نگاهی هم به رساله لقاء الله آمیرزا جواد آقا دارد. تقویم معنوی شیعه را در آورده است، برای تمام روزهای قمری و سال شما یک تکالیفی است که بعضی از روزها ده دقیقه است، بعضی از روزها پنج ساعت است قرار نیست هر پنج ساعتش را انجام بدهی ولی اینکه من مثل دیشب پریشب باز کنم ببینم شب جمعه آخر، شب جمعه اول ماه شعبان، شب جمعه آخر ماه رجب، این یک فرق‌هایی دارد و ملتفت این قضیه باشند خیلی مهم است.

 

نماز شب خواندن را برای خودتان غول نکنید

یکی از دوستان سه شنبه، چهارشنبه به من می‌گفت، سیستم کاری من طوری است که شب ها بیدارم، شیفت کاری من این است که شب ها بیدارم، الحمدلله خدا توفیق داده همیشه نماز صبح را اول وقت می‌خوانم و می‌خوابم، همین توفیق باعث شده بقیه نمازهایم را هم، اول وقت بخوانم. بعد چیزی در ذهنم گذشت و به نظرم رسید که یک جوری به این شخص باید برسانم، به هر حال آدم وظیفه دارد، الان هم در جلسه نشسته، گرچه این جمع الحمدلله رب العالمین اغلب شب ها بیدارند، گفتم که یک زمانی می آید نمی‌توانی شب ها بیدار باشی، نمی‌توانی چون زندگی ات اجازه نمی دهد، الان زندگی ات به گونه ای تنظیم شده که شب ها بیدار بمانی، یک زمانی نمی‌توانی بیدار باشی و بعد چقدر غصه می‌خوری شب هایی که بیدار بودی و یک شبش نماز شب نخواندی! برای یک شبش چقدر غصه می‌خوری که توفیق بود بیدار بمانی، سر کار بودم روی بلدوزر بودم، پشت تریلی بودم، در قایق و ناوگان بودم، ارتش و…، مگر نماز شب خواندن چیست؟ مگر برای خواندن نماز شب باید رو به قبله بایسی؟ مگر برای خواندن نماز شب باید وضو داشته باشی، با تیمم بر روی لباست هم می‌توانی ولی یک زمانی می آید بابت یک شبی از آن شب‌ها که نماز شب نخوانده بودی به فرض  اینکه همه را خوانده ای، آن یک شب را شما خیلی اذیت می شوی.

 

 

این روزها حواستان به سه قلوهای معنوی باشد

 

بعضی‌ها برای نماز شب اینقدر آداب راه انداخته اند که آخر هم نمی توانند انجام بدهند، باید بلند بشوم، قطر جانمازم چهار سانت باشد، رو به قبله باشم، گل یاس آن روز را باید داشته باشم، تسبیح فلان داشته باشم و… در صورتی که همان جایی که نشستی، موقع راه رفتن، گشتن می‌توانی نماز شبت را بخوانی. موضوع چیست؟ موضوع این است که آدم چند درصد از آن بهره وری لازم را می تواند ببرد؟ برخی این گونه اند؛ نجف یا کربلا باشم، نصف شب حرم بروم، قبل از اذان صبح باشد، همزمان با نماز شب امام زمان(عج) باشد، یازده رکعتش کامل باشد، قنوتش چهل و پنچ دقیقه طول بکشد، غسل زیارت کرده باشم یا این صد در صدی را می‌خواهد یا اصلا نمی‌خواند!

نمی توانی نماز شب ده درصدی، بیست درصدی بخوانی؟! مرحوم آیت الله شاه آبادی می‌فرمودند: البته این مربوط عرف آن زمان است، نمی توانی شب بلند بشوی و بگویی: یا الله؟ مثلاً یک یا الله بگویی و بعد به هوای چاق کردن قلیان بلند شوی، در مسیرش دو رکعت با خدا حرف بزنی؟

یعنی وقتی ما می‌خواهیم با خدا دو نفره صحبت بکنیم اول خدا از ما سؤال می‌کند بنده من تکلیف ارتباط عشقی و محبتی من و تو، در ایام مختلف سال چیست؟ من از تو این توقع را ندارم که همیشه سه شبانه روز اعتکاف کنی، من از تو این توقع را دارم که در روز حواست باشد امروز با من چه ارتباطی داشتی بعد می‌توانی با خدا خودمانی بشوی.

 

رعشه از ارتباط نزدیک با خدا

 

خدا همه شهدا را رحمت و درجاتشان را متعالی کند، در دست نوشته‌های شهید هادی اخباری، تکرار مکررات است اما باید گفته بشود تا در اذهان حک گردد، بعد از شهادتش نوشته بود از وقتی به جبهه آمدم، فهمیدم مفاتیح الجنانی است و مناجات شعبانیه‌ای دارد که امام توصیه کرده نه ماه شعبان بلکه فرموده اند هر سه‌شنبه بخوانید، بچه‌های جبهه هم مقید بودند و می‌خواندند، به دلم مانده یک بار بتوانم مناجات شعبانیه را کامل ختم کنم! اینقدر این مناجات سنگین است که اصلاً نمی‌توانم آن را هضم کنم. یک مرتبه یادم است صفحه دوم مناجات این بزرگوار غش کرد و او را بردند، اینقدر گریه می‌کرد که می‌افتاد. چرا؟ برای اینکه وقتی می‌گوید”واسْمَعْ دُعائی إذا دَعَوْتُک، واسْمَعْ ندایی إذا نادَیْتُک و أقْبِل عَلیّ” وقتی می گوید من را بغل کن، آدم از فکر اینکه خداوند تبارک و تعالی اینقدر به ما نزدیک شده، رعشه به تنش می‌افتد.

 

 

این روزها حواستان به سه قلوهای معنوی باشد

 

باور کنید خیلی از ما اگر نزدیکی به خدا را در خواب ببینیم یعنی در خواب احساس کنیم به خدا نزدیکیم نمی توانیم تحمل کنیم. خواب حجت نیست، قبل از اینکه خواب ببینم داشتم به جملات اول کتاب سیاحت غرب فکر می‌کردم که چرا مرحوم آقای قوچانی این گونه شروع کرده: بسم الله الرحمن الرحیم و من مُردم! گفتم یعنی اینکه اینقدر مُردن ناگهانی است که آقای قوچانی نمی‌گوید و من مریض شدم، حواسم جمع شد که شاید بمیرم، بعد افتادم و خانواده آمدند، دکتر رفتیم و… یعنی اگر سرطان هم داشته باشم، پای مرگ هم باشم آدم اصلاً فکر نمی‌کند الان می خواهد بمیرد و من مُردم!

دیروز از راننده شهید حاج عبدالله اسکندری شنیدم که وسط این هیر و بیری که معلوم نیست چه خبر است، معلوم نیست امن است یا نه، صبح به راننده اش می گوید من امروز شهید می شوم! این یعنی چه؟ مگر می شود؟! آقای نجفی قوچانی می گوید: و من مُردم بعد یک جوان، یک رزمنده، صبح، فردا صبح، پس فردا صبح خبر می دهد من دارم شهید می‌شوم! این ها حجاب‌های نورانی از جلوی چشمشان کنار رفته است.

 

شروط خودمانی شدن با خدا 

شرط اولش این است که آدم اول ثابت کند ما با خدا پسرخاله هستیم، وقتی پسرخاله گی اثبات شد، ادبیات آدم ها فرق می کند. داستانی که مولوی به اسم موسی و شبان می گوید، این داستان که اصالت ندارد، در ذهن مولوی گذشته و داستان موسی و شبان را اختراع کرده است یعنی این داستان هیچ سندیت روایی، حدیثی ندارد ولی درست است. می گوید: تو کجایی که شوم من چاکرت، چارقت دوزم کنم شانه سرت، این ادبیاتش با ادبیات من با خدا فرق می کند. بعضی‌ها به یک درجه‌ای می رسند که ما درون را بنگیریم و حال را، نی برون را بنگریم و قال را. یعنی چه؟ یعنی این درونش به یک جایگاهی رسیده که این ادبیاتش با من هر چه باشد زیاد فرق نمی‌کند لذا معصومین(ع) خیلی مواقع در ادبیاتشان با خدا ضمیر مفرد به کار می برند، خیلی راحت برای اینکه می گویند اینجا می شود این کار را انجام داد.

– شرط بعدی این داستان چیست؟ شرط این نزدیکی و خودمانی بودن با خداوند تبارک و تعالی در عبارات بعدی مشخص‌تر می‌شود، “فَقَدْ هَرَبْتُ الیْک”. چرا در خانه خدا آمدی؟؟ این چرایی آمدن خیلی در نحوه ارتباطی من و شما و خداوند تبارک و تعالی تأثیر دارد. چرا امشب آمدی؟ خانه بودیم، هیچ خبری نبود، فوتبال هم که نداشت، جام جهانی هم که شروع نشده، سریال هم ندارد، پدر هم که اذیتمان کرده، مادر هم که گیر داده، الان اگر نیایم باید به خانه عمه بروم، حوصله هم ندارم اصلاً اوضاع مناسب نیست، دوستان هم که هستند پس کانون برویم، شاهچراغ برویم، برویم یک دوری بزنیم. بعضی از ارتباط‌های ما با خداوند تبارک و تعالی، توفیق‌های اجباری است که بسیار هم شاکریم ولی این ارتباط از این ارتباط‌های نزدیک پسرخاله گی نیست.

یک عده‌ی دیگر فقط و فقط در اوقاتی که احساس می‌کنند به خداوند تبارک و تعالی نیاز دارند می روند، باز از این هم شاکریم. که می گوید: ” انتم الفقراء الی الله”. من وقتی فقر  را احساس می‌کنم، به سمت خدا احساس نیاز می‌کنم که خیلی خوب است. خوب است از آن جهت که وقتی کارمان گیر می‌کند، جای دیگری را در نمی زنیم.

 

سخنرانی‌ حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
شرح مناجات شعبانیه – ۳/۱۰/۹۳

منبع:سایت باحجاب

۱

بانوی دانمارکی که نور حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در قلبش تابید

حجاب سبک زندگی اسلامی زندگی درمکتب اهل بیت ع تربیت ازدیدگاه اسلام

بانوی دانمارکی که نور حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در قلبش تابید

بانوی دانمارکی که نور حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در قلبش تابید

مادرجانم! گفتن و نوشتن برای شما سخت است. این را در همین آغاز راه اعتراف می کنم. که اگر تاکنون قلم را به خدمت گرفته ام تا برای غریبانه های شما بنگارم، بارها ابراز عجز کرده ام و از ناتوانی خود نزد خدایم گله مند، که خدایا! مگر در عروج زهرای مرضیه(س) چه رازی نهفته است که اکنون پس از قرن ها هنوز هم باید برای گزینش تک تک واژگانی که در وصف «ام ابیها» بر روی کاغذ می آیند، تفالی بر عاشقانه های دل زد، تا راه به خطا نبَرد…
مادرم! پیش از این، خطاب ما به شما «مادر سادات» بود و اینک عاجزانه می خواهیم همه ما، شما را مادر بنامیم. این حس عاشقانه را شاید آن دخترتان که چندسالی است به دامان شما پناه آورده بهتر از من که در نعمت برکت نام شما زندگی کرده ام درک کند.
«لنه میته سن» یکی از همان دختران شماست که گرچه دیر اما خوب شما را یافته، وقتی سخن به شما می رسد می گوید«مادرم، فاطمه زهرا» و من سخت دلم می گیرد. نه اینکه به عاشقانه های لنه و مادرش حسادت کنم، نه! دلم برای خودم می سوزد که از بس غرق نعمت بوده ام فراموش کرده ام چه نعمتی هستی«مادر»!
لنه خیلی عاشقانه از شما می گوید، از روزی که فکرش را هم نمی کرد به ماهیت اسلام دست یابد چه برسد به ریشه آن. او که ره صد ساله را یک شبه و در حسینیه ای نوپا درکپنهاگ دانمارک پیموده از فاطمیه ای می گوید که نور ایمان را در دلش تاباندی تا دخترت شود…

می خواهم خانم لنه میته سن را بیشتر بشناسم.
لنه میته سن حالا «سمیرا خادم» است. من در یکی از شهر های کوچک دانمارک به دنیا آمدم. دریک خانواده مسیحی زندگی کردم. پدرم معلم و مادرم کارمند یکی از ادارات دانمارک بود. من یک خواهر و برادر هم دارم که متأسفانه بعد از مسلمان شدنم با من قطع رابطه کردند.

چرا قطع رابطه؟ خانواده شما مسیحی متعصبی بودند؟
نه! خانواده من خیلی مذهبی نبودند اما با اسلام آوردن من مخالف بودند و نتوانستند آن را قبول کنند.

اگر گرایش های مذهبی خانواده شما خیلی پررنگ نبوده، چطور به مذهب و اسلام گرایش پیدا کردید؟
مسلمان شدن من لطف خدا بود.

ماجرا چه بود؟
من وقتی با همسرم – آقای خادم- ازدواج کردم به ایشان گفتم ازدواجم با شما به معنای این نیست که مسلمان می شوم. البته ما با سنت اسلام ازدواج کردیم. اما با ایشان شرط کردم که مسلمان نمی شوم! چند سال به همین منوال گذشت، همسرم مسلمان بود و من مسیحی. اما اینکه چطور راه اسلام برایم باز شد، به بازگشایی حسینیه ای باز می گردد که همسرم به اتفاق دوستانش در کپنهاگ تأسیس کردند. تا آن روز هیچ مسجد و حسینیه ای برای شیعیان در دانمارک وجود نداشت. من علاقه ای به حضور در این حسینیه نداشتم چون کلا از گریه کردن خوشم نمی آمد و علاقه ای نداشتم احساساتم را با گریه کردن نشان دهم.
یک شب که همسرم می خواست به حسینیه برود به من گفت من یک خواهشی از شما دارم. امشب شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) است. از شما می خواهم همراه من به حسینیه بیایی. چون ایشان «مادر» اسلام است. هرچند خیلی مایل نبودم اما قبول کردم که همراهش به مراسم عزاداری حسینیه بروم.
حسینیه یک ساختمان دوطبقه بود که طبقه پایین برای خانمها تدراک دیده شده بود. چراغها را خاموش کردند و نور مجلس خیلی کم شده بود. مراسم شروع شد. نمی توانم برایتان توصیف کنم. اما روحم پرواز کرد. من در آن تاریکی نوری را دیدم که در اتاق چرخید و حس کردم در وجود من نشست. حالت خاصی پیدا کردم اما متوجه نبودم چه اتفاقی افتاد.
به خانه که برگشتیم، همسرم متوجه دگرگونی حالم شد و از من پرسید چه اتفاقی افتاده، ماجرا را برایش تعریف کردم. لبخندی زد و گفت: این طبیعی است، خدا می خواهد برای او باشی.
وقتی این جمله را گفت آرامش خاصی پیدا کردم و تصمیم گرفتم مسلمان شوم، بدون اینکه اطلاعی داشته باشم. همسرم گفت: تصمیم سختی است، فکر کن اگر وارد اسلام شوی دیگر نمی توانی از آن خارج شوی و برگردی. کمی باهم صحبت کردیم و فردای آن روز تصمیم گرفتم در اولین اقدام پوشش اسلامی را تهیه کنم.گفتم من امروز می خواهم شروع کنم. به بازار رفتم و روسری و مانتو خریدم. از همان روز از همسرم خواستم به من نماز خواندن را یاد بدهد.

یعنی اصلا شناختی نداشتید؟
ببینید این کاملا طبیعی است که وقتی پیروان دو دین با هم زندگی می کنند، درباره اعتقادات یکدیگر برایشان سؤال پیش بیاید. من وهمسرم نیز از بارها درباره دین و اسلام و مسیحیت باهم بحث کرده بودیم، همچنین همسرم کتابهایی درباره اسلام در خانه داشت که من گاهی آنها را مطالعه می کردم لذا من شناخت نسبی به اسلام داشتم اما تا آن روز تصمیم نداشتم مسلمان شوم. امروز خدا را شکر می کنم که آن شب در فاطمیه خدا مرا خواند. من خدا را شاکرم که در فاطمیه کامل شدم.

آشنایی شما با همسرتان چطور اتفاق افتاد؟
ما یک دوست مشترک داشتیم که زمینه آشنایی ما را فراهم کرد. دوستم به من گفت ما یک دوست خانوادگی داریم که می خواهم با شما آشنا شود. به آقای خادم هم همین را گفته بود. در منزل دوستم همدیگر را ملاقات کردیم بعد از اینکه کمی حرف زدیم از من پرسید شما ازدواج کردید؟ گفتم:نه.
دوباره پرسید: دوست دارید ازدواج کنید؟، جواب دادم تا چه کسی باشد!
گفت: مثلا من!، من هم بلافاصله گفتم: چرا که نه!
همسرم گفت: من مسلمانم و طبق سنت اسلام نمی توانم با شما بدون ازدواج باشم. من هم گفتم: من مشکلی ندارم، فقط مسلمان نمی شوم. خیلی هم زود ازدواج کردیم. فکر می کنم محبت او در دل من نشسته بود وگرنه بعید بود به آن سرعت پاسخ مثبت بدهم! من یقین دارم که این محبت که در جلسه اول بوجود آمد جز لطف خدا چیز دیگری نیست.

چند سال است که مسلمان شده اید؟
۱۸ سال است.

در این مدتی که مسلمان شده اید، اسلام برای شما چه جاذبه ای داشته است؟
اسلام، انسان را کامل می کند. زندگی قبل از اسلام من ناقص بود. مدام دنبال گمشده بودم اما الان خدا را دارم و به چیزی نیاز ندارم.

شما گفتید که در مراسم فاطمیه مسلمان شدید. شخصیت چهره زهرای مرضیه(سلام الله علیها) در گرایش شما به اسلام چقدر مؤثر بود؟
شخصیت حضرت زهرا(س) خیلی به ما کمک می کند که شناخت کاملی نسبت به اسلام پیدا کنیم چون اسلام مجسم است. نکته دیگر اینکه حضرت فاطمه(س)، مادر ماست و رفتار مادر بر فرزند تأثیر می گذارد. حضرت زهرا(س) برای دیندار ماندن ما خیلی سختی کشیدند اما مبارزه و صبوری کردند و در عین تلاش برای احقاق حق حضرت علی(ع) از توجه به خانواده غافل نماندند. درست است که نمی توانیم در آن جایگاه باشیم اما باید مثل ایشان رفتار کنیم.

کدام بخش از شخصیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) برای شما جذابیت بیشتری دارد؟
حجاب حضرت فاطمه(س) خیلی برای من جذابیت دارد.

انتخاب حجابی که از حضرت زهرا(سلام الله علیها) شنیده اید برای شما سخت نبود؟
من قبل از مسلمان شدن همیشه فکر می کردم حجاب مثل زندان است که زن را محدود می کند و حتی حقوق اولیه او را ازبین می برد. این تفکری است که در غرب برای حجاب رایج است و من هم مثل آنها فکر می کردم. اما روزی که تصمیم گرفتم مسلمان شوم و خواستم با مانتو روسری از خانه خارج شوم خیلی دلهره داشتم. من قبلش با حجاب نبودم و آن روز وقتی از پله ها پایین رفتم، ترسیدم که از خانه خارج بشوم چون نمیدانستم چه برخوردی با من می شود. اما همین که در را باز کردم، سرم را بلند کردم و لبخندی بر لبانم نشست و راه افتادم. حس می کردم با حجاب از زندان آزاد شده ام، احساس آزادی به من دست داده بود. خیلی احساس شادی به من دست داد. برخلاف آنچه تصور می کردم حجاب نه تنها مرا محدود نکرد بلکه علاوه بر آزادی، احترام را نیز درپی داشت.

بعد از مسلمان شدن برای شناخت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) چه کردید؟
برای شناخت بیشتر به مطالعه روی آوردم. ولی هرچه خواندم احساس کردم کمتر ایشان را می شناسم.
اینکه بانویی در ۱۸ سالگی که از دنیا رفته توانسته به این مقام معنوی و اجتماعی دست پیدا کند برایم بسیار آموزنده است. رفتار و عمل حضرت در آن سن پایین خیلی مهم است و ما باید سعی کنیم تا مثل ایشان باشیم چون مادرمان عین واقعیت اسلام است.

به عنوان یک زن مسلمان چه نگاهی نسبت به جایگاه زن بودن خود دارید؟
اسلام می گوید بهشت زیر پای مادر است. این بهترین توصیفی است که درباره زن شنیده ام. این درحالی است که در فرهنگ کشور من زن و مرد برابر هستند و این برابری حتی در مسایل معنوی هم گفته می شوداما در اسلام این زن است که به این مقام می رسد، مقامی که بهشت پاداش آن است. در اسلام مرد بالاتر از زن نیست و حقوق بسیاری برای زن قایل است. در قوانین اسلام مرد حق ندارد برای کار در خانه به زن دستور بدهد و اگر زن کاری را انجام می دهد از لطف اوست. این یک تفاوت فرهنگی بین فرهنگ اسلام و غرب است. در غرب زن بیرون از خانه کار می کند و پولش را برابر با مرد خرج زندگی می کند اما در اسلام می تواند پولی به همسرش ندهد اما این محبت بین زن و مرد است که به او می گوید برای ساختن زندگی به همدیگر کمک کنید. چون دردین ما ازدواج یعنی یکی شدن زن و مرد. من از حضرت زهرا زن بودن و مادری را یاد گرفتم.

درباره تربیت فرزندان چطور؟
مادر باید منبع محبت و گرمی خانه باشد. مادر نور خانه است. وقتی شوهر و بچه ها از خانه خارج می شوند معلوم نیست چه اتفاقی برای آنها در اجتماع می افتد، زن باید چنان نقش محوری برای همسر و فرزندان ایفا کند که همه مشتاق باشند به خانه برگردند تا به آرامش برسند. من از سیره حضرت زهرا باید گرفتم که با فرزندانم دوست باشم. آنها اصلا ترس ندارند که بگویند چه کاری انجام می دهند. هر روز عصر با بچه نشست می گذاریم و برنامه های روزانه را برای همدیگر تعریف می کنیم و نظر همدیگر را درباره درست و یا استباه بودن کار می پرسیم تا غیر مستقیم آموزه های درست را به آنها منتقل کنیم. این آرامش را باید زن در خانه ایجاد کند.

خانم خادم! فعالیت اجتماعی و علمی هم دارید؟
من مترجم کتابهای آستان قدس رضوی هستم. بعضی وقتها هم در محیط دانشگاه با بیان داستان زندگی خودم به تبلیغ اسلام می پردازم.

تحصیلات شما؟
لیسانس دارم.

چند فرزند دارید؟
من یک دختر دارم و یک پسر و از هرکدام هم سه نوه دارم. پسرم یک شرکت خصوصی دارند. دخترم مسؤول کنفرانس یک شرکت دانمارکی است.

در این مدت ۱۸ سال، چه تفاوتی بین زندگی زن مسلمان و زن مسیحی دیدید؟
زندگی زن مسلمان رنگ نور دارد. زیر همیشه زیر نظر خدا و توجه «حضرت مادر؛ فاطمه زهرا» هستید. زندگی بدون گناه در اسلام اصلا قابل مقایسه با زندگی در دنیای مسیحیت نیست. وقتی که خدا در نهایت بزرگی می بینید و حضرت فاطمه را در این بزرگی در قالب نور مشاهده می کنید تمام خوبی های عالم برای رسیدن به این هدف جذب می شود.


منبع:سایت باحجاب

۰

شرح حدیث اخلاق | فرزندانی که برای والدین، عمل صالح‌اند

بانک فیلم سبک زندگی اسلامی رهبری انقلاب تربیت ازدیدگاه اسلام

شرح حدیث اخلاق | فرزندانی که برای والدین، عمل صالح‌اند

شرح حدیث اخلاق | فرزندانی که برای والدین، عمل صالح‌اند

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای جلسات درس خارج فقه خود، به شرح یک حدیث اخلاقی می‌پردازند. جلسات درس خارج ایشان که از سال ۱۳۶۹ تاکنون ادامه داشته، هم‌اکنون روزهای یکشنبه، دوشنبه و سه‌شنبه‌ی هر هفته در حسینیه‌ی امام خمینی (رحمه‌الله) برگزار می‌گردد.
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR فیلم و متن شرح آیت‌الله خامنه‌ای بر حدیثی تربیتی از حضرت امام محمد باقر (علیه‌السلام) درباره‌ی «اثر تربیت فرزند در وضعیت اخروی پدر و مادر» را منتشر می‌کند. متن بیانات معظمٌ‌له که در ابتدای جلسه‌ی درس روز دوشنبه ۱۳۹۵/۹/۱۵ ایراد شده است، به شرح زیر است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمد و آله الطاهرین لعنةالله علی اعدائهم اجمعین

عَن جابر بن یزید الجُعفی عَن ابی جعفرٍ محمدبن‌علیٍ الباقر علیه‌السلام قال مَن قَدَّمَ اَولَاداً یَحتَسِبُهُم عِندَالله (۱)
[از حضرت امام محمد باقر (علیه‌السلام) روایت شده است که: هر کس فرزندانی را تربیت کند که آنها را برای خدا به حساب بیاورد؛]

«یَحتَسِبُهُم عِندَالله» یعنی جوری این فرزندان را، این اولاد را بار بیاورد که بتواند آنها را به حساب خدا بگذارد. طبعاً فرزندی را انسان میتواند به حساب خدا بگذارد که او تربیت الهی پیدا کرده باشد؛ متدیّن باشد؛ اهل فسق و فجور و تضییع اوقات و اینها نباشد. این [فرزند] را انسان میتواند به حساب خدا بگذارد و الّا اگر یک فرزندی بود که انسان یا او را بد تربیت کرد -کمااینکه بعضیها فرزندان خودشان را بد تربیت میکنند؛ از اوّل این بچّه را اهل دنیا و اهل اشرافیگری و اهل شهوات و اینها بار می‌آورند. در محیط خانواده، پدر و مادر، مشیشان برای فرزند یک سرمشق است. اگر این سرمشق، سرمشق بدی باشد، بچّه بد بار می‌آید. فرض کنید پدر و مادر متقلّب [باشند]، دروغگو [باشند]، به همدیگر رحم نمیکنند، به همدیگر خیانت میکنند؛ اینها را هم بچّه میبیند جلوی چشمش؛ [پدر و مادر] به مسائل دینی اهمّیّت نمیدهند؛ به فرائض، به نماز، به روزه. بچّه [هم] همین‌جور بار می‌آید. این تربیت بد است- [یا] گاهی هست که انسان تربیت بد هم نمیکند بچّه را، لکن رها میکند، رها میکند؛ خیلی از ماها گرفتار این معنا هستیم؛ نه اینکه بچّه را بد تربیت کنیم، نه، اما رهایش میکنیم؛ احساس مسئولیّتی کَأنّه نسبت به او نداریم. گاهی اوقات برای درس خواندن و مشق نوشتنش صرف وقت میکنیم اما برای نماز خواندنش، برای آشنا شدنش با قرآن، با مسائل دینی، نه، هیچ انسان وقتی نمیگذارد. این رها کردن بچّه است. اینها را نمیشود انسان به حساب خدا بگذارد؛ یعنی بگوید خدایا این بچّه را من تربیت کردم برای تو، در حساب تو؛ نمیشود.

آن فرزندی را میشود انسان به حساب خدا بگذارد که او را رها نکند و تربیت خوب هم بکند. البتّه توجّه داشته باشید و توجّه دارید که تربیت فرزندان این‌جور نیست که انسان هر یک‌یک بچّه‌ها را بخواهد [که] مثل یک شاگرد معیّنی جلو [بیایند]، دعوتشان کند، بهشان حرف بزند [و] تربیتشان کند؛ نه. بعضیها میگویند که شما میگویید فرزند زیاد [داشته باشید]، خب اگر [فرزندان] زیاد شدند در خانه، تربیتشان نمیتوانیم بکنیم؛ این حرف غلط است. تربیت فرزندان، تربیت تک‌تک فرزندان نیست، تربیت محیط خانواده است. محیط خانواده که خوب بود، چه بچّه یکی باشد چه پنج تا باشد، فرقی نمیکند، خوب تربیت میشوند. به‌طور طبیعی، به‌طور غالب خوب تربیت میشوند.

پس بنابراین «یَحتَسِبُهُم عِندَالله» که در این حدیث شریف هست، معنایش این است که بچّه را جوری تربیت کند که بتواند او را پای خدا حساب کند.
حالا، اگر «مَن قَدَّمَ اَولَاداً یَحتَسِبُهُم عِندَالله»، اگر [انسان] تقدیم کند اولادی را -تقدیم کند یعنی بار بیاورد، پرورش بدهد، ارائه بدهد فرزندانی را- که بتواند آنها را پای خدا حساب بکند،

حَجَبُوهُ مِنَ النَّارِ بِإِذنِ الله عَزَّوَجَل
این فرزندان، او را از آتش الهی، از عذاب الهی دور نگه میدارند، مانع میشوند. این یکی از این چیزهای مهم است. خدای متعال به ما میگوید که عمل صالح کنید تا پیش خدای متعال مأجور باشید، از عذاب الهی مأمون باشید؛ اما به این اکتفا نمیکند؛ میفرماید اگر چنانچه نسل بعد از خودتان را هم تربیت کردید، این هم یک حسنه‌ای است، یک عمل صالحی است که میتواند شما را حاجب از آتش باشد.

۱) الامالی شیخ صدوق، صفحه‌ی ۶۳۴

بانک فیلم

نرم افزارهای مذهبی موبایل

تصاویربرگزیده

سبک زندگی اسلامی (لطفا برای نمایش تصاویرباکیفیت برروی تصویرموردنظرکلیک کرده وتصویررا در رایانه تان ذخیره کنید)