نرم افزارهای برگزیده

احیاگر معروف

سرباز کوچک ولایت ،آمرمعروف وناهی منکر

سایت های ویژه کودک ونوجوان

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

آخرين نظرات

نرم افزارهای چندرسانه ای

پيوندها

سرداران دفاع مقدس

سایت های آنلاین چندرسانه ای

bayanbox.ir bayanbox.ir bayanbox.ir

تبلیغات سایت

۹۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زندگی به سبک شهدا» ثبت شده است

۰

روایت رزمنده لشکر فاطمیون از اولین دیدار با فرمانده

زندگی به سبک شهدا مدافعان حرم

روایت رزمنده لشکر فاطمیون از اولین دیدار با فرمانده

روایت رزمنده لشکر فاطمیون از اولین دیدار با فرمانده

یکی از رزمندگان لشکر فاطمیون در گفت‌وگو با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس روایتی از اولین دیدار خود با ابوحامد، فرمانده این لشکر را روایت کرد که آن را در ادامه می خوانیم.

از ابوحامد فقط نام او را شنیده بودم، فرمانده نیروهای افغانستانی مدافع حرم که وقتی فهمید حرم مطهر حضرت زینب (س) در خطر است با گروهی از رزمندگان قدیمی جبهه افغانستان راهی سوریه شد. گروهی که بعدها حماسه هایشان در رویارویی با تکفیری ها به اسم «فاطمیون» مشهور شد.

چند روزی از حضورم در سوریه می گذشت اما هنوز ابوحامد را ندیده بودم، اشتیاق داشتم هرچه زودتر او را از نزدیک ببینم، از اولین لحظه ای که در پادگانی در دمشق مستقر شدیم تا استقرار در حلب و واحه، بالاخره در مدرسه ای در منطقه لیرمون او را دیدم. نزدیکش رفتم و باهم سلام و علیک کردیم.

سر رسید کوچکی داشتم که از ابتدای حضورم در سوریه نکاتی مثل نحوه جذب نیروها، آموزش، انتقال، برخوردها و خیلی چیزهای دیگر را در آن می نوشتم. از ابوحامد خواستم یک وقت تعیین کند تا صحبتی باهم داشته باشیم، گفت مشکلی نیست، فردا ساعت شش صبح منتظرت هستم. من با خستگی زیادی که از بیخوابی 2 شب قبل داشتم صبح زود بیدار شدم. باهم به انباری مدرسه رفتیم روی دوتا صندلی رو به روی هم نشستیم و من هر آنچه در ذهنم داشتم از آینده فاطمیون، گذشته، حال و برخوردها، اینکه بعد از جنگ وضعیت چه می شود، نسبت با ما افغانستان چیست؟ شبهه ها، و اینکه چرا آموزش ها کم است؟ را در عرض 40 دقیقه گفتم. ابوحامد با آن اخلاص فقط گوش کرد، بعد از 40 دقیقه ایشان یک ربعی حرف زد، حرف های او مثل آبی روی آتش بود، آنقدر با آرامش و اطمینان قلبی حرف می زد که مطمئن شدم حرف ها و وعده هایش محقق می شود.

ابوحامد درست مثل شنیده هایم مانند فرماندهان شهید دوران دفاع مقدس بود، راویان دفاع مقدس گفته بودند که فرماندهان خالص و خاکی بودند، خودنمایی و تظاهر نمی کردند، وقتی ابوحامد با من صحبت کرد همه این ویژگی ها را در وجودش دیدم، آن زمان چیزی از سبقه جهادی او در جبهه افغانستان و دفاع مقدس ایران نمی دانستم، هیچ نگاه بالا به پایینی حس نکردم، انگار نه انگار که او فرمانده است و من یک رزمنده معمولی. نکته بسیار مهم صحبت های ابوحامد در آن یک ساعت نگاه ریشه ای او به مسائل بود، ابوحامد نسبت به هیچ موضوعی دید مقطعی نداشت، پاسخ او به سوال هایم کاملا من را قانع کرد، البته ته ذهنم این موضوع بود که از کجا معلوم ابوحامد راست بگوید؟ از کجا می دانم که قول و قرارهای محقق می شود؟ اما بعدها دیدم به حرف هایی که آن روز زد عمل کرد.

در آن دیدار اولیه خیلی جذب حرف های ابوحامد شدم، ولی بعدها به چنان اطمینانی از او رسیدم که اگر می گفت درون دهان شیر برو می رفتم، این موضوع هم به خاطر علاقه ای بود که نسبت به او در دلم احساس می کردم و هم به خاطر اعتمادی بود که به عقیده اش داشتم.

شهید «علیرضا توسلی» معروف به ابوحامد فرمانده نیروهای افغانستانی مدافع حرم در جنگ سوریه بود که نهم اسفندماه سال 93 در جریان آزادسازی تپه تل قرین در حومه درعا توسط جبه النصره شهید شد.

منبع:خبرگزاری دفاع مقدس

۰

گریه برای مظلومیت حضرت زهرا (س) در قلب اروپا/ درخواستی که حضرت آقا از یک شهید فرهنگی داشت

زندگی به سبک شهدا

گریه برای مظلومیت حضرت زهرا (س) در قلب اروپا/ درخواستی که حضرت آقا از یک شهید فرهنگی داشت

گروه حماسه و جهاد دفاع پرس: شهریور سال ۱۳۴۵ در منزل حجت‌الاسلام حاج «سیدمحمد نواب» (یکی از علمای شهرضا) کودکی به دنیا آمد که نامش را «سیدمحمد حسین» نهادند. پدرش از شاگردان وارسته حضرت امام (ره) به شمار می‌رفت و به آن بزرگوار عشق می‌ورزید.
محمدحسین همزمان با اوج درگیری‌های انقلاب اسلامی در مقطع راهنمایی و دبیرستان به تحصیل اشتغال داشت. او به عنوان یکی از نیرو‌های فعال انجمن‌های اسلامی دانش آموزان مدارس به شمار می‌رفت. در سال ۱۳۶۱ تحصیلات دبیرستان را ناتمام گذاشت. از آن‌جا که تشنه فراگیری علوم و معارف دینی بود جهت تحصیل راهی حوزه علمیه قم شد. او ابتدا در مدرسه شهیدین (حقانی سابق) مشغول به تحصیل شد و پس از گذشت یک سال به عنوان رزمنده عادی عازم جبهه‌های نبرد شد.

با رشد تحصیلات حوزوی در قالب نیروی رزمی و تبلیغی سال‌ها در تیپ ولی عصر (عج) و امام صادق (ع) حضور داشت. ایشان تا زمان پذیرش قطع‌نامه حضوری فعال در جبهه‌ها داشت. با پایان جنگ به مدرسه حضرت آیت‌الله جوادی آملی منتقل شد و تا پایان عمر شریف خویش جزء طلاب مدرسه سعادت محسوب می‌شد.

سید محمدحسین تحصیلات خود را در زمینه‌های فلسفه، قرآن، علوم و معارف اسلامی زیر نظر حضرت آیت‌الله جوادی آملی ادامه داد. وی برای تبلیغ دین تلاش‌های بسیاری کرد. در همان ایام شروع به مطالعه کرد. این سید بزرگوار به زبان‌های عربی و انگلیسی تسلط کامل پیدا کرد و نیز به زبان بوسنیایی در حد گفت‌وگو تسلط داشت.

در ادامه زندگی‌نامه این شهید فاطمی در کتاب «مهر مادر» را می‌خوانید:


یاری مسلمانان مظلوم بوسنیایی

سال ۱۳۷۲ مردم بوسنی به تشکیل یک حکومت اسلامی در قلب اروپا رأی دادند. صرب‌های صهیونیست حمله به این منطقه را آغاز کردند. بزرگ‌ترین نسل کشی در قرن بیستم در مقابل چشمان منادیان حقوق بشر انجام شد! محمدحسین با آغاز درگیری‌های بوسنی و هرزگوین برای انجام خدمات فرهنگی و امدادرسانی، به یاری مسلمانان مظلوم بوسنیایی شتافت و مدت زمان طولانی در آن دیار خونین حضور داشت. او عضو سازمان تبلیغات اسلامی بود. به عنوان خبرنگار روزنامه کیهان نیز در بوسنی و هرزگوین به خدمت مشغول بود. تلاش‌های او در آن دیار بسیار مؤثر بود.


ارادت به حضرت زهرا (س)

«سید محمد حسین نواب» ارادت عجیبی به حضرت زهرا (س) داشت. در تمامی نوشته های ذریه زهرا (س) این ارادت به چشم می‌خورد.

بار آخری که از بوسنی با خانواده تماس گرفت در ایام فاطمیه و شهریور سال ۱۳۷۳ بود. بسیار خوشحال بود. وقتی از علت شادی او سوال کردیم گفت، «دیشب در جمع مسلمانان این منطقه بودم. به زبان انگلیسی درباره حضرت زهرا (س) صحبت کردم. بعد هم برای آن‌ها روضه خواندم. نمی‌دانید چه مجلسی شد. مسلمانانی که تازه با واقعیت‌های دین آشنا شده بودند در قلب اروپا بر مظلومیت حضرت زهرا (س) گریه می‌کردند.»

همان روز به همراه چند تن از جوانان بوسنیایی از شهر «موستار» راهی «سارایوو» شدند. بعد از آن دیگر خبری از او نشد! ۱۰ روز بعد با پیگیری وزارت خارجه و مردم مسلمان بوسنی پیکر روحانی وارسته شهید، حجت الاسلام سید محمد حسین نواب، پیدا شد. گلوله‌های دشمنان دین خدا سینه او را شکافته بود. او در ایام فاطمیه و در سرحدات اسلامی با سینه‌ای سوراخ شده به دیدار مادرش شتافت.


آقا فرمودند که سلام من را به اصحاب سیّدالشهداء برسان

فراموش نمی‌کنم. قبل از آخرین سفر به همراه آیت‌الله جنتی به دیدار مقام معظم رهبری رفته بودند. ایشان در موقع رفتن به شهید نواب فرموده بودند: «سلام مرا به اصحاب سیدالشهدا (ع) برسان!»

پیکر این عاشق وارسته در گلزار شهدای قم، نزدیک مزار شهید «زین الدین»، به خاک سپرده شد.


باید اسلام واقعی را به مردم فهماند

شهید نواب در دست نوشته‌های خود درباره بوسنی می‌نویسد، «سلام بر بوسنی، سلام بر مظلومیت، سلام بر مساجدت، سلام بر مسلمانانت،‌ ای قامت بر افراشته در دیار کفر،‌ ای دیار اسلام. سلام بر سبزه‌هایت که بوی بهشت را زنده می‌کند. این‌جا در دل اروپا بر مناره‌های نیمه ویران، ندای دلنشین اذان چه دلپذیر است. چه روح افزاست. آیا باورمان می‌شد که در قلب اروپا، ندای دلنشین اذان و قرآن را بشنویم. همراه با گریه هزاران هزار مادر داغ دار و کودک یتیم. در‌های محبت به سوی شما گشوده شد. خدایا چه می‌بینم و چه می‌شنوم. چگونه بیان کنم. از روح بلند مادری بگویم که با اشکش پذیرای‌مان بود. او جز اشک چیزی نداشت، به پایمان ریخت. خدایا این‌جا چه می‌بینم. خمینی پرستان این دیار، داغ خمینی (ره) را با دیدن ما تازه می‌کردند و در غمش خون می‌گریستند.

سلام بر تو،‌ ای بوسنی، برای همیشه تو بوسنی خواهی ماند و افتخار پرچم رسول الله (ص) برای همیشه نصیب توست. تو زنده‌ای تا اسلام زنده است. پس برای همیشه زنده باش. این مسائل را که انسان ببیند وظیفه خودش را سنگین‌تر می‌بیند؛ و این بار را بیش‌تر بر دوش خود احساس می‌کند که باید تلاش کرد. باید اسلام واقعی را به این مردم فهماند؛ که راهی جز این نیست. باید تلاش کرد؛ چون جهان تشنه اسلام است پس نباید درنگ کرد. باید هرچه سریع‌تر اقدام کرد؛ که لحظه‌ای توقف مشکل است و پاسخگویی در محضر ربوبی را دشوار می‌کند؛ زیرا زمینه فراهم است و خلل و سستی نامقبول. والسلام»

۰

تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «فرنگیس»

کتابخانه اسلامی سبک زندگی اسلامی زندگی به سبک شهدا رهبری انقلاب

تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «فرنگیس»

در مراسم هفتمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت با موضوع بررسی نقش بانوان در دوران دفاع مقدس که صبح امروز (یکشنبه) در مؤسسه‌ی پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار شد، تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب «فرنگیس» منتشر شد.
متن یادداشت رهبر انقلاب بر این کتاب -که روایتی است از مقاومت شجاعانه‌ی خانم فرنگیس حیدرپور، بانوی روستایی مرزنشین کُرد کرمانشاهی در مقابل حملات رژیم متجاوز بعثی- به شرح زیر است:

 


بسم الله الرّحمن الرّحیم
بخش ناگفته و بااهمّیّتی از حوادث دوران دفاع را به مناسبت شرح حال این بانوی شجاع و فداکار، در این کتاب میتوان دید. بانو فرنگیس دلاور با همان روحیّه‌ی استوار و پُرقدرت، و با زبان صادق و صمیمی یک روستایی، و با عواطف و احساسات رقیق و لطیف یک زن، با ما سخن گفته و منطقه‌ی ناشناخته و مهمّی از جغرافیای جنگ تحمیلی را با جزئیّاتش به ما نشان داده است. ما از روستاهای مرزی در دوران جنگ و مصائب فراوان آنان و آوارگی‌ها و گرسنگی‌ها و خسارتهای مادّی و ویرانی‌ها و داغ عزیزان آنها، هرگز به این وضوح و تفصیلی که در این روایت صادقانه آمده است، خبر نداشتیم؛ و نیز از فداکاری جوانان آنان که در شمار اوّلین شتابندگان به مقابله با دشمن مهاجم بودند. ماجرای قتل و اسارت دشمن به دست این بانوی دلاور هم که خود یک داستان مستقل و استثنائی است که نظیر آن فقط در سوسنگرد، در همان اوان، اتّفاق افتاده بود. بانو فرنگیس را باید بزرگ داشت و از نویسنده‌ی کتاب -خانم فتّاحی- به‌خاطر قلم روان و شیوا و هنر مصاحبه‌گیری و خاطره‌نویسی، باید بسیار تشکّر کرد.
۹۶/۱۱/۲۱

۰

بیست و پنجمین جشنواره اشک و لبخند شهدای نیاک/فیلم وتصویر

بانک فیلم زندگی به سبک شهدا معروف نیوز

بیست و پنجمین جشنواره اشک و لبخند شهدای نیاک/فیلم وتصویر

بانک فیلم

نرم افزارهای مذهبی موبایل

تصاویربرگزیده

سبک زندگی اسلامی (لطفا برای نمایش تصاویرباکیفیت برروی تصویرموردنظرکلیک کرده وتصویررا در رایانه تان ذخیره کنید)