نرم افزارهای برگزیده

احیاگر معروف

سرباز کوچک ولایت ،آمرمعروف وناهی منکر

سایت های ویژه کودک ونوجوان

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

آخرين نظرات

نرم افزارهای چندرسانه ای

پيوندها

سرداران دفاع مقدس

سایت های آنلاین چندرسانه ای

bayanbox.ir bayanbox.ir bayanbox.ir

۸ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۴ ثبت شده است

۰

آسیب های ماهواره در جامعه

سبک زندگی اسلامی امربه معروف نهی ازمنکر استکبار ستیزی از منظر رهبری انقلاب بشقاب های توخالی فضای مجازی

آسیب های ماهواره در جامعه

برای دریافت تصویر در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید

دانلود اینفوگرافی با فرمت PDF

۱

سبک زندگی اسلامی 1 /تصویری

سبک زندگی اسلامی زندگی به سبک شهدا

سبک زندگی اسلامی 1 /تصویری

سبک زندگی اسلامی 1 /تصویری

شهداچطور رفتارمی کردند؟

شهداچطورازدواج می کردند؟

شهداچطورانقلابی بودند؟

شهداچطورتفریح می کردند؟

شهداچطورباخانواده رفتارمی کردند؟

شهداچطوررفاقت می کردند؟

شهداچطورمناجات می کردند؟

شهداچطور ورزش می کردند؟

شهدابایدگذشت ازدنیابه آسانی

منبع:بسیج پرس

۰

نظرات شنیدنی خانم آمریکایی درباره حجاب

حجاب سبک زندگی اسلامی معروف نیوز

نظرات شنیدنی خانم آمریکایی درباره حجاب

"سالی البیلی" بانوی محجبه‌ای است که با وجود تمام محدودیت‌های جامعه آمریکا علیه زنان مسلمان، ارزش‌های اسلامی خود را حفظ کرده و حجاب او را از رسیدن به مدارج بالای علمی و پیشرفت در رشته مهندسی برق و حفاری باز نداشته است.

به گزارش فرهنگ نیوز، "سالی البیلی" نخستین مهندس زن محجبه در آمریکا در رشته حفاری چاه‌های نفت است که تجربیاتش را از محجبه بودن در کمپین "روز جهانی حجاب" چنین شرح می‌هد:

"من اصالتاً اهل سودان هستم و از ۱۵ سالگی محجبه شدم، مدرک مهندسی برق را در سودان گرفتم و برای ادامه تحصیل به آمریکا آمدم.

با توجه به سختی رشته‌ای که در آن تحصیل می‌کردم برخی از دوستان و حتی اعضای خانواده‌ام مرا تشویق می‌کردند تا برای رفاه و امنیت بیشتر حجاب خود را بردارم و همواره به دلیل داشتن پوشش اسلامی مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفتم.

من معتقدم با عبادت خدا در امنیت کامل هستم و اگر امروز زمان مرگ من باشد چه حجاب داشته باشم و چه نداشته باشم مرگم فرا خواهد رسید.

پس از آن که کارشناسی ارشد خود را در رشته مهندسی برق گرفتم، در زمینه مهندسی میدانی نفت مشغول به کار شدم.

کار در دریا و حفظ کامل حجاب خیلی سخت بود؛ اما در آن جا یاد گرفتم که انسان در واقع همان چیزی است که خود را معرفی می‌کند و اگر با اعتماد به‌نفس باشید مردم هم با احترام با شما برخورد خواهند کرد.

حجاب تأثیر فراوانی در زندگی من داشته است، هرگز به دیگران بی‌ادبی و گستاخی نکرده‌ام؛ زیرا دیگران به خاطر این رفتار من برداشت نادرستی از اسلام و سایر مسلمانان خواهند داشت.

هم‌چنین آموخته‌ام که از دیگران سخت‌کوش‌تر باشم، چون من به دلیل پوشیدن حجاب معرف اسلام و زن مسلمان هستم.

پس از سال‌ها از سوی شرکت هالیبرتون (بزرگ‌ترین شرکت خدمات نفتی جهان) برای مهندسی میدانی انتخاب شدم.

من دومین زنی هستم که این شرکت برای این پست انتخاب کرده و هم‌چنین اولین زن مسلمان و محجبه در آمریکا هستم که به عنوان حفار چاه‌های نفت در سراسر ایالت متحده مشغول به کار هستم.

به دلایل شغلی همواره مجبور به کار در مناطق دور دست بوده‌ام و البته به دور از قضاوت‌ها و برخوردهای ناشایست افراد ناآگاه به کار خود ادامه داده‌ام.

پس از یک سال کار در این شرکت و به دلیل صلاحیت‌های کاری و اخلاقی‌ام این شرکت برای اولین برنامه بزرگ طراحی خود از من دعوت کرد.

اکنون پیام من به تمام زنان محجبه این است که حجاب شما را بی‌ارزش نخواهد کرد، این شما هستید که با این تفکر که حجاب تنها تکه پارچه‌ای بر سرتان خواهد بود شخصیت خود را زیر سؤال می‌برید.

سخن من با مسلمانانی که تنها راه برای ذوب شدن در جامعه غربی را الگو‌گیری در مد و لباس می‌دانند این است که چنین فکری بسیار کوته‌نظرانه است. راهنما و رهبر کسی است که در میان جمع متفاوت از دیگران باشد.
 
*جبهه جهانی مستضعفین
۰

فرهنگ قرآنی عفاف

قرآن وحدیث حجاب سبک زندگی اسلامی زندگی درمکتب اهل بیت ع تربیت ازدیدگاه اسلام

فرهنگ قرآنی عفاف

عفاف به معنای نگهداری نفس از انجام محرمات و خودداری از گرفتن چیزی از مردم است، در اصل به معنای بسنده کردن در گرفتن چیزی اندک است.کسی را که حالتی از عفت را در اثر تمرین و ممارست حاصل کند متعفف می گویند و استعفاف نیز از همین خانواده است...
نویسندگان : سعیده سادات موسوی نیا (1)، سید علی رضا میرانوری (2)
 
چکیده
عفاف به معنای نگهداری نفس از انجام محرمات و خودداری از گرفتن چیزی از مردم است، در اصل به معنای بسنده کردن در گرفتن چیزی اندک است.
کسی را که حالتی از عفت را در اثر تمرین و ممارست حاصل کند متعفف می گویند و استعفاف نیز از همین خانواده است. فرهنگ عفاف نقش بسیار عمده ای در سالم سازی اجتماع و رهنمون کردن آن به سوی جامعه ای ایده آل دارد. و به عبارت دیگر می توان از رابطه بین این دو با عنوان فواید عفاف نام برد.
عفت ابعاد گوناگونی دارد، عفت نفس، عفت کلام، عفت دامن، عفت در پوشش، عفت چشم، عفت در معاشرت و...و فرد عفیف کسی است که عفاف را در همه ابعاد آن رعایت کند، و خود را با این فرهنگ فرآنی تطبیق دهد. مهمترین بعد عفاف حجاب است و به عبارت دیگر می توان گفت، حجاب میوه ی عفاف است و از سوی دیگر عفاف ریشه حجاب است، برخی افراد ممکن است که حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی در خویش ایجاد نکرده باشند، که این حجاب فقط حفظ پوسته ظاهری می باشد.
 
مقدمه
فرد عفیف کسی است که عفاف را در همه ابعاد آن رعایت کند و خود را با این فرهنگ قرآنی تطبیق دهد، قرآن کریم در معرفی ملکه عفاف هم تمثیل از مرد - یوسف علیه السلام - و هم تمثیل از زن -مریم علیه السلام - آورده است که با تکیه بر ملکه عفاف نجات پیدا کرده اند. فرد و خانواده و اجتماع این سه به کمک یکدیگر می توانند ما را به فرهنگ عفاف نزدیک کنند، از این رو نقش هر یک در گسترش فرهنگ عفاف قابل توجه می باشد.
از سوی دیگر اجتماع نیز باید از هر گونه تحریکات عاری باشد تا عفاف شکل حقیقی خود را بگیرد که تشویق و معرفی الگوهای برتر، ازدواج، امر به معروف و نهی از منکر و... می تواند ما را به این فرهنگ نزدیک تر کند.
ایمان به خدا، بالا بردن سطح آگاهی، کنترل نگاه و فکر، شرم و حیا و غیرت از جمله عوامل گسترش عفاف فردی است که فرد باید در جهت کسب آنها بکوشد. پاکدامنی مادر، پاکسازی خانواده از تحریکات جنسی و تربیت صحیح دینی در خانواده زمینه ساز عفاف در خانواده می باشد. از سوی دیگر اجتماع نیز بایسته است از هرگونه تحریکات عاری باشد تا عفاف شکل حقیقی خود را بگیرد که تشویق و معرفی الگوهای برتر، ازدواج، امر به معروف و نهی از منکر، و... می تواند ما را به این فرهنگ نزدیکتر نماید.
 
تعریف عفاف
در لسان العرب ذیل واژه عفّت چنین آمده است:« الکفّ عمّا لا یحلّ و لا یجمل؛ عفّ عن المحارم و الاطماع الدنّیه» (3)؛ خودداری از آنچه زیبا و شایسته نیست، خودداری از حرامها و طمع های پست.
در قاموس المحیط می خوانیم: « عفّ: کفّ عمّا لا یحلّ و لا یجمل کاستعفّ و تعفّف» (4)؛ خودداری از آنچه زیبا و شایسته نیست و مانند استعفّ و تعفف.
آنچه در مجموع از تتبّع در سایر کتب لغت می توان فهمید این است که عفّت به معنای نگهداشتن نفس از ارتکاب معاصی و کارهای حرام می باشد.
خواجه نصیرالدین طوسی هنگامی که از فضایل چهارگانه اخلاقی سخن به میان می آورد، جایگاه عفّت را چنین تبیین می کند؛ فضایل چهار بود، اول تهذیب قوت نظری و آن «حکمت » بود، دوّم تهذیب قوت عملی و آن «عدالت» بود و سوم تهذیب قوت غضبی و آن «شجاعت» بود و چهارم تهذیب قوت شهوی و آن «عفّت» بود. (5)
برخی از عالمان اخلاق گفته اند: عفّت دارای مفهومی عام و خاص است؛ مفهوم عام آن خویشتن داری در برابر هرگونه تمایل افراطی و نفسانی است و مفهوم خاص آن خویشتن داری در برابر تمایلات بی بند و باری جنسی است. (6)
حاج ملا احمد نراقی در کتاب ارزشمند خود برای قوه شهویه سا حالت در نظر می گیرد، «افراط» که از آن به «شره» و «تفریط» که از آن به «خمود» و«اعتدال» که از آن به «عفّت» تعبیر می نمایند و عفّت را مطیع و منقاد شدن قوه شهویه از برای قوه عاقله می داند. (7)
در نتیجه آنچه از خمیر مایه غالب تعریف ها بر می آید؛ عفت به معنای رام بودن قوه شهوانی تحت حکومت عقل است البته با رعایت شرط اعتدال، یعنی نه غرق در شهوات شویم که به افراط گراییم و نه ترک غرایز کنیم که به تفریط دچار آییم بلکه استفاده صحیح و مشروع نماییم زیرا خدای تعالی همه غرایز را به حکمت در وجود آدمی به ودیعت نهاده است.
 
واژه عفاف در قرآن کریم
عفاف در قرآن کریم به دو صورت «یستعفف» و «تعفّف» و در چهار آیه آمده است. عفاف با توجه به متن آیه معانی گوناگونی متحمل می شود، که می توان از آن به ابعاد عفاف یاد نمود.
 
1- عفّت به معنای خویشتن داری و عدم اظهار نیاز
(لِلْفُقَرَاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لاَ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمَاهُمْ لاَ یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً وَ مَا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ‌) (8)
و (اتفاق شما مخصوصا باید) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا، در تنگنا، قرار گرفته اند؛ (و توجه به آیین خدا آنان را از وطن های خویش آواره ساخته، و شرکت در میدان جهاد به آنها اجازه نمی دهد تا برای تامین هزینه زندگی، دست به کسب و تجارتی بزنند) نمی توانند مسافرتی بکند ( و سرمایه ای بدست آورند) و از شدت خویشتن داری، افراد ناآگاه آنها را بی نیاز می پندارد؛ اما آنها از چهره هایشان می شناسی، و هرگز با اصرار از مردم چیزی نمی خواهند (این است مشخصات آنها) و هر چیز خوبی که در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است.
کلمه «تعفّف» به معنای آن است که عفّت صفت آدمی شده باشد و « یحسبهم الجاهل اغنیاء» یعنی کسی که از حال ایشان اطلاع ندارد، از شدت عفّتی که دارند آنان را توانگر می پندارند، چون با اینکه فقیرند ولی تظاهر به فقر نمی کنند و مردم پی به حال آنان نمی برند، مگر اینکه شدت فقر رنگ و رویشان را زرد کند. (9)
گفتنی است که «الحاف» به معنای اصرار است و جمله «لا یسالون» به قرینه «یحسبهم الجاهل اغنیاء) و نیز به قرینه «تعفّف» باید به این معنا باشد که تقاضا نمی کنند تا به اصرار منجر شود. (10)
فقرا دو دسته اند، دسته ای که برای حفظ آبرو اظهار فقر و نیاز نمی کنند و دسته ای دیگر که تا برآورده شدن حاجت دست از آدمی نمی کشند.
در اینجا عفاف به معنای عدم اظهار فقر به عنوان یک ارزش اخلاقی برای مسلمین مطرح شده است، بنابراین خداوند برای حفظ عزّت و کرامت ایشان، بهترین مصرف انفاق را در حق ایشان عنوان می فرماید. از این رو است که روایات کثیری در باب استحباب انفاق و کمک پنهانی به فقرا وارد شده است.
عفاف به همین معنا در حدیثی از معصوم علیهم السلام نقل شده که می فرمایند: « العفاف زینته الفقر و الشکر زینته الغنی»؛ (11) عفاف زینت فقر و شکرگزاری زینت بی نیازی است.
 
2- عفّت به معنای قناعت
(وَ ابْتَلُوا الْیَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّکَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَ لاَ تَأْکُلُوهَا إِسْرَافاً وَ بِدَاراً أَنْ یَکْبَرُوا وَ مَنْ کَانَ غَنِیّاً فَلْیَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ کَانَ فَقِیراً فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ ...) (12) و یتیمان را چون به حد بلوغ برسند، بیازمایید و اگر در آنها رشد (کافی) یافتید، اموالشان را نخورید و هرکس که بی نیاز است، (از برداشتن حق الزحمه) خودداری کند و آن کس که نیازمند است، به طور شایسته (مطابق زحمتی که می کشد) از آن بخورد.
صاحب المیزان در تفسیر این آیه می فرماید:
گاهی سرپرست یتیم فقیر است و چاره ای ندارد، جز اینکه برای رفع حوائجش برای یتیم کار کند، و از اجرت کارش حوائج ضروریش را برآورد ولی گاهی سرپرست یتیم ثروتمند است، در این صورت خدای تعالی می فرماید: هرکس که ثروتمند است طریق عفت در پیش گیرد و از مال یتیم چیزی را نگیرد و اگر فقیر است به طور شایسته از آن بخورد. (13)
و ثروتمندان به منظور مهرورزی به یتیم و باقی گذاردن مالش به ثروتی که خداوند روزی آنان کرده قناعت کنند. (14) همچنین امام باقر علیه السلام روایتی به همین مضمون دارند. (15)
با توجه به سیاق آیه که درباره احکام حقوقی و قوانین ارث است، از این رو خدای تعالی در آیات بعدی با لحن شدیدتری خورندگان مال یتیم را مورد خطاب قرار داده و می فرماید: (إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَاراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً)؛ آتش جهنم را در شکم خود فرو می برند و به زودی در آتش فروزان دوزخ خواهند افتاد.»
در این آیه شریفه عفاف به معنای قناعت می باشد که به همین مضمون حدیثی از معصوم علیه السلام نقل شده که می فرمایند:«ثمره العفّه القناعه» (16)؛ میوه عفت قناعت است.
 
3- عفت به معنای پاکدامنی
(وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لاَ یَجِدُونَ نِکَاحاً حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ...) (17) و کسانیکه امکانی برای ازدواج نمی یابند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا از فضل خود آنان را بی نیاز سازد و مراد از «لا یجدون نکاحا» قدرت نداشتن به دادن مهریه و نفقه است. (18)
از آنجا که در آیه قبل ترغیب به ازدواج می باشد، گاهی با تمام تلاش و کوشش وسیله ازدواج فراهم نمی گردد و خواه یا ناخواه انسان مجبور است مدتی را با محرومیت بگذراند، مبادا کسانی که در این مرحله قرار دارند، گمان کنند که آلودگی جنسی برای آنان مجاز است و ضرورت چنین ایجاب می کند، لذا بلافاصله در آیه بعد دستور پارسایی می دهد. (19)
بر طبق یک قاعده کلی و فطری حساسیت روحی مرد نسبت به زن امری ثابت شده و بدیهی است و شاهد قرآنی این مدعا می تواند آیه ذیل باشد که می فرماید: (زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ...)(20) محبت زنان و... در نظر مردم جلوه داده شده است.
بنابراین باید در طلب عفت کوشید تا اینکه لذایذ باطنی و ملکوتی را بر لذایذ جسمانی ترجیح داده و بر شهوات غلبه کرد.
از این روست که معصوم علیه السلام در پاداش شخص عفیف می فرمایند: « ما المجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف، لکاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکه» (21) کسی که در راه خدا جهاد کند و شهید شود، اجرش بزرگتر از کسی نیست که بتواند گناه کند و عفّت بورزد، انسان پاکدامن نزدیک است فرشته ای از فرشتگان خدا شود.
 
4- عفاف به معنای رعایت چادر
(وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللاَّتِی لاَ یَرْجُونَ نِکَاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ‌) (22)؛ و زنان از کار افتاده ای که امید ازدواج ندارند، گناهی بر آنان نیست که لباس های (رویین) خود را بر زمین بگذارند ، به شرط اینکه در برابر مردم خودآرایی نکنند و اگر خود را بپوشانند برای آنان بهتر است، و خداوند شنوا و داناست.
قواعد جمع «قاعد» به معنای زنی است که از نکاح باز نشسته یعنی کسی به خاطر پیری اش به او میل نمی کند. (23) و ثیاب منظور جلبابی است که بالای خمار می پوشند. (24)
همان طور که از آیه بر می آید، زنان سالخورده ای که امیدی به زناشویی ندارند، می توانند روسری خود را بردارند و این برداشتن روسری بدان شرط است که در اندیشه جلوه گری و دلربایی نباشند، زیرا این کار هم بر زنان سالخورده حرام است و هم بر زنان جوان، پاکدامنی و عفت ورزیدن زنان سالخورده نیز به وسیله پوشیدن چادر بهتر از کنار گذاشتن آن است، اگرچه کنار گذاشتن روسری بر آنان گناهی ندارد. (25)
در روایتی از امام صادق علیه السلام چنین آمده است: عن ابی عبدالله علیه السلام قال: « القواعد لیس علیهن جناح ان یضعن ثیابهن قال تضع الجلباب وحده» (26)؛ پیرزنان بر آنان حرجی نیست که فقط چادر خویش را نپوشند.
امّا با وجود همه اینها این یک حکم الزامی نیست، بلکه اگر آنها مانند زنان دیگر پوشش را رعایت کنند ترجیح دارد.(27)
زن به علت جاذبه هایی که خدای تعالی در وجود او نهاده است، حکم پوشش به او اختصاص یافته تا زیبایی های او منحصر به محارم خویش باشد و از تحریک مردان بیگانه پیشگیری کند، امّا هنگامی که آن جاذبه ها از بین رود، می تواند چادر خویش را به خاطر حرج و سختی که برای وی دارد، کنار بگذارد.
در این آیه شریفه به خوبی رابطه عفاف و حجاب نمایان است و این تنها آیه ای است که به طور مستقیم به این رابطه اشاره می کند و صریحاً می فرماید: « حجاب را برای حفظ عفت رعایت کنند» برای درک بهتر این رابطه به بررسی معنای حجاب می پردازیم.
حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از دخول است، حجاب به معنای پرده نیز هست. (28)
در لسان العرب چنین آمده است: « الحجاب: الستر و امراه المحجوبه: قد سترت بستر» (29)؛ حجاب یعنی پوش و زن محجوب یعنی با پوششی شده باشد.
واژه حجاب پنج بار در قرآن کریم ذکر شده است و تنها در یک مورد به پوشش زن از نامحرم اشاره دارد.
(وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ ...) (30)
هنگامیکه چیزی از وسایل زندگی را (به عنوان عاریت) از آنان (همسران پیامبر) می خواهید از پشت پرده بخواهید، اینکار برای پاکی دلهای شما و آنان بهتر است.
در این آیه شریفه ضمیر (هنّ) به همسران رسول خدا برمی گردد و در خواست متاع از ایشان کنایه است و معنایش این است که با همسران پیامبر از پس پرده صحبت کنید، به دلیل اینکه دلهایتان دچار وسوسه نشود. (31)
در واقع خطاب آیه متوجه مردان است که با زنان اختلاط نیابند و در صحبت کردن با زنان حریمی را رعایت کنند تا موجبات تحریک دل را فراهم نیاورند.
در واقع می توان گفت این امر یعنی پشت پرده قرار گرفتن که دستاویزی برای مخالفان حجاب شده است و آن را عدم آزادی زن می دانند، یک امر ترجیحی و برتر است و قرآن کریم هر چیزی که به عفاف نزدیکتر باشد، مورد توجه قرار می دهد و مادامیکه که ضرورت ایجاب نمی کند، بهتر و مطلوب تر است و هیچ منافاتی با آزادی و حضور زن در اجتماع ندارد.
سیره حضرت زهرا سلام الله علیها نیز مؤید همین معنا می باشد. ایشان هنگامی که ضرورت ایجاب می کند برای دفاع از حق به سوی مسجد می شتابد و در حضور جمع کثیری از مهاجرین و انصار خطابه ای ایراد کرده و غاصبان حکومت را به زیر سؤال می برد.
 
حجاب اسلامی
دو واژه «خمار» و«جلباب» نقش کلیدی در حجاب اسلامی به عهده دارند، و از این دو با عناوین «مقنعه» و «چادر» در جامعه ما یاد می شود.
ضرورت پوشیدن خمار از آیه شریفه سوره مبارکه نور استنباط می شود که می فرماید: (لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ ...) (32) روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشیده شود)
راغب ذیل واژه خمار می نویسد: « اصل الخمر ستر الشی و یقال لما یستر به خمار و لکن الخمار و صار فی التعارف اسما لما تغطی الامراه راسها»؛ خمار در اصل به معنای پوشاندن چیزی است و در اصطلاح پارچه ای که زن سرش را با آن می پوشاند. (33)
در لسان العرب می خوانیم: « و الخمار للمراه ، و هو النصیف و قیل: الخمار ما تغطی به المراه راسها» (34)؛ خمار برای زن است و آن دستاری است که زن سرش را با آن می پوشاند. بنابراین می توان گفت که خمار به معنای چارقد و مقنعه است و از آن جهت به آن خمار می گویند که سر را می پوشاند، امّا نکته ای که قابل توجه است این است که مسئولیت مقنعه فقط پوشاندن سر نیست، بلکه باید گریبان را نیز بپوشاند و این معنا از کلمه جیوب فهمیده می شود.
صاحب التحقیق در تعریف «جیوب» آورده است: « ما ینفتح علی النحر و الجمع اجیاب و جیوب و جابه یجوبه» (35)؛ یعنی قسمتی از پیراهن که برای داخل شدن سر به آن باز می باشد، پس جیب به معنای گریبان است.
در این آیه شریفه خدای متعال طرز پوشیدن خمار را به زنان آموزش می دهد و به زنان مؤمن دستور می دهد که از پوششی استفاده کنند که علاوه بر سر، گریبان آنها را هم بپوشاند، چون تا آن زمان خانم ها از روسری استفاده می کردند و غالبا پست گوش می انداختند و چون یقه لباس آنها باز بود، پوشش کافی نداشتند و گردن و گریبان آنها در معرض دید بود تا وقتی که این آیه نازل شد و امر به پوشاندن این اعضا داد. (36)
آیه ای دیگر چگونگی پوشیدن چادر را به زنان آموزش می دهد و می فرماید:
(یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلاَ یُؤْذَیْنَ وَ کَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً) (37)؛ ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو چادرهای خود را ب خویش نزدیک کنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند بهتر است، (اگر خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده و رحیم است.
کلمه «یدنین» از ریشه «دنو» به معنای نزدیک است. (38) جلباب جامه ای است سرتاسری که تمامی بدن را می پوشاند. (39)
ابن منظور ذیل جلباب چنین می آورد: « ثوب اوسع من الخمار، دون الرداء ، تغطی به المراه راسها و صدرها» (40)، لباسی بزرگتر از خمار (روسری) که غیر از رداء است و زن سر و سینه اش را با آن می پوشاند.
در قاموس المحیط آمده است: « جلباب کسرداب و ثوب واسع المراه دون الملحفه او ما تغطی به ثیابها من فوق کالملحفه او هو خمار» (41)؛ جلباب به غیر از ملحفه بلکه مثل آن است و مانند خمار روی لباسهای دیگر پوشیده می شود.
عده ای گویند منظور از «یدنین علیهن جلابیبهن» یعنی اینکه جلبابها را بر روی خویش بیافکنند و صورت خویش را بپوشانند، در صورتیکه روایات وارده از ائمه اطهار علیه السلام بر عدم ضرورت پوشش وجه و کفّین دلالت دارد و لیکن هرگاه زن احساس کند که مورد نگاه شهوانی مردان قرار دارد واجب است که وجه و کفین را نیز بپوشاند.
جلباب در ملل و نحل مختلف مصادیق گوناگونی پیدا می کند، اما آن چیزی که در همه مشترک است، پوشش اندام و برجستگی های بدن است و بیانگر یک نوع پوشش سرتاسری است که در ایران به آن چادر گفته می شود و به عنوان حجاب برتر یاد می شود.
 
فوائد عفاف
قرآن کریم در قالب آیات نورانی اش فرهنگ عفاف را تبیین می کند تا بوسیله آن، آدمی به سعادتمند شدن زندگی دنیوی و اخروی خویش اهتمام ورزد؛ عمل کردن به دستورات الهی نه تنها باعث سعادتمندی در آخرت می شود بلکه در سعادت زندگی دنیوی نیز نقش بسزایی دارد.
هر دستگاه پیشرفته الکترونیکی دستور عملی دارد که سازنده آن در دفترچه ای روش استفاده از آن را داده است و موارد استفاده صحیح و ناصحیح آن را بیان نموده است، انسان این اشرف مخلوقات نیز دستور عملی دارد که خالق او (خداوند) در کتاب مقدس قرآن کریم آورده است.
خداوندی که آدمی را آفرید، خود در او غرایز گوناگون از جمله زیبا پرستی، شهوت، و... را قرار داد و از سوی دیگر راه های استفاده مشروع آن را نیز بیان کرد، تا آدمی را در بوته آزمایش قرار دهد و جوهره اصلی او را هویدا سازد، همه این دستورات فوایدی دارد که به قدر توان به تبیین آن می پردازیم.
 
استحکام پیوند خانوادگی
بی شک هر چیزی که موجب تحکیم پیوند خانوادگی می شود، در ایجاد آن باید حداکثر کوشش را مبذول داشت و هرچیزی که باعث سستی روابط زوجین و دلسردی آنان گردد با آن مبارزه کرد.
قرآن کریم در آیات گوناگونی به مردان و زنان دستورات جداگانه ای می فرماید، مثلاً به زنان می گوید، چشم های خویش را از نامحرم فرو گیرند و زینت های خویش را بر نامحرمان آشکار نسازند و هنگامی راه می روند زینت هایشان آشکار نباشد (42)، و در کلامشان نرمش زنانه به کار نبرند تا مردان هوسران تحریک شوند (43) و مانند زمان جاهلیت تبرّج و خود آرایی نکنند، (44) و چادرهای خود را به خویشتن نزدیک کنند تا به عفت شناخته شده و مورد آزاد و اذیت قرار نگیرند. (45)
علاوه بر آنها در احادیث وارده از ائمه اطهار آمده است که زن نباید خود را برای غیر شوهر خویش خوشبو سازد و دستورات ارزشمند دیگری نیز که همگی به نوبه خود سهم بسیار زیادی در تحکیم روابط زناشویی دارد، هرگاه هر زنی به این دستورات عمل نماید و زیبایی های خود را برای محارم خویش آشکار نماید، جلو انحرافات و اختلافات خانوادگی زیادی گرفته خواهد شد، چه بسا مردانی به غلط ضعف ایمان با دیدن چنین زنان و دختران آرایش کرده از همسران خود دلسرد شده و بنیان خانوادگی آنها از هم می پاشد. از سوی دیگر قرآن مردان را به چشم پوشی از نامحرم فراخواند (46)؛ زیرا چشم روزنه دل است و گاهی نگاهی هر چند اندک حسرت طولانی به بار می آورد.
منع کامیابی از همسر غیر مشروع از نظر اجتماع خانوادگی این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن او به شمار رود (47)، در غیر این صورت مرد یا زن اگر با جنس مخالف روابط آزاد داشته باشد همسر قانونی وی نقش زندانبان او را دارد و در نتیجه آمار طلاق روزافزون شده و جوانان کمتر رو به ازدواج آورده و آفت های آن از قبیل افزایش بیماری های جنسی، ایدز، تولّد فرزندان بی سرپرست، آمار روزافزون طلاق و... افزایش می یابد.
 
سلامت اجتماع
یکی دیگر از فواید عفاف سلامت و استواری اجتماع می باشد که از سلامت فرد ناشی می شود، هر گاه زنان و مردان در روابط و معاشرت های خود دستورات اسلامی را رعایت کنند، دیگر هر روز شاهد هزاران تجاوز به عنف در اجتماع نخواهیم بود.
امیر مؤمنان علی علیه السلام در بیان گهرباری می فرمایند: «العفه تضعیف الشهوه»؛ (48) عفت شهوت را تضعیف می کند»، فرهنگ عفاف باعث امنیت و سلامت فرزندان اجتماع خواهد شد و قوای بشر را در جهت صحیح راهنمایی و هدایت خواهد کرد.
واضح است که فعالیت های اجتماعی زنان و حضور آنان در عرصه های مختلف زمینه تعادل و ارتباط میان زن و مرد را بیشتر کرده است. در پرتو حضور اجتماعی، بسیاری از استعدادها و قابلیت های زنان به فعلیت می رسد و از این رو یکی از انگیزه های دعوت به مشارکت اجتماعی زنان، بالا رفتن شخصیت علمی و معنوی و اجتماعی آنان است، که بدون این حضور این مهم دست یافتنی نیست.
در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله، زنان پرسش های خود را از ایشان می پرسیدند و هیچ گاه رسول خدا آنها را منع نمی فرمود، آنچه مسلم است و از قرآن و سیره پیامبر دریافت می شود، این است که زنان با رسول اکرم و امامان بزرگوار معاشرت داشتند و این یک امر طبیعی بوده است. از دیدگاه اسلام مشارکت اجتماعی زنان و تعامل ارتباطی که در این زمینه پیش می آید، تجویز شده است، اما این روابط همواره دارای آداب و شرایطی است که از آن به عنوان عفت در روابط اجتماعی یاد می شود.
عفت در معاشرت آن قدر مهم و دقیق است که شامل دستوراتی از قبیل طرز راه رفتن، خوشبو نکردن برای نامحرم، پرهیز از شوخی با نامحرم، پرهیز از خلوت کردن با نامحرم و ... می شود.
خداوند متعال از دخیر شعیب به عنوان یک الگوی رفتاری چنین ستایش می کند: (فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ) (49) « یکی از دختران شعیب که با شرم و حیا حرکت می کرد نزد[موسی] آمد.»
در این آیه شریفه شرم و حیای دختر شعیب ستایش شده است و به عنوان یک الگوی رفتاری می تواند مورد عمل قرار گیرد، و در جای دیگر در مورد راه رفتن به زنان چنین سفارش می فرماید:«وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ »؛ (50) و [زنان مؤمن] هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت های پنهانیشان به گوش برسد.»
زنان در رعایت عفت و دوری از اموری که آتش شهوت را در دل مردان شعله ور می کند و ممکن است منتهی به انحراف از جاده عفت شود، آنچنان باید دقیق و سختگیر باشند که حتی از رساندن صدای خلخالی که در پای دارند به گوش مردان بیگانه خودداری کند، و این گواه باریک بینی اسلام در این زمینه است. (51)
یکی دیگر از موارد عفت در معاشرت اذن طلبیدن قبل از ورود به خانه است، آنجا که می فرماید: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ‌)؛ ای مومنان در خانه هایی غیر از خانه خود وارد نشوید تا وقتی که اجازه بگیرید و بر اهل خانه سلام کنید، این برای شما بهتر است، شاید متذکر شوید. (52)
در این آیه بخشی از آداب معاشرت و دستورهای اجتماعی اسلام که ارتباط نزدیکی با مسائل عفت عمومی دارد بیان شده است و آن طرز ورود به خانه های مردم و چگونگی اجازه گرفتن است، ابو ایوب انصاری گوید، پرسیدیم: یا رسول الله، مقصود از استیناس چیست؟ فرمود: اینکه انسان تسبیح و حمد و تکبیر بگوید و تنحنح کند که اهل خانه متوجه او شوند. (53)
وقتی شخص داخل شونده هنگام دخولش به خانه غیر استیناس کند و صاحب خانه را به استیناس خود آگاه سازد، در حقیقت او را در پوشاندن آنچه باید بپوشاند کمک کرده است و نسبت به خود ایمنی داده است و معلوم است که استمرار این شیوه پسندیده مایه استحکام اخوت و الفت و تعاون عمومی بر اظهار جمیل و ستر قبیح دارد. (54)
یکی دیگر از موارد عفت در معاشرت پرهیز از خلوت کردن با نامحرم است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می فرمایند: « بدانید که هیچ مردی با زنی خلوت نمی کند مگر سومی آنها شیطان است. (55) و در جای دیگر زنان را از آرایش برای غیر شوهر منع کرده زیرا باعث ایجاد بی بند و باری و گناه در جامعه می گردد و چه بسا کاشانه هایی که بدین سبب از هم پاشیده اند.
پیامبر اکرم در این باره می فرمایند: « امرأة استعطرت و خرجت لیوجد ریحها فهی زانیة و کل عین زانیة (56)؛ اگر زنی عطر بزند و بیرون رود و بر گروهی بگذرد که بوی او را دریابند زناکار است.»
هرچند بیشترین امر و نواهی در باب معاشرت متوجه زنان است، اما از این نکته غافل نشویم که مردان نیز باید خود را به سلاح ایمان مجهز کرده و از چشم چرانی و شوخی های بی مورد و... بپرهیزید تا شاهد یک اجتماع سالم باشیم.
نکته ظریف دیگری که قرآن کریم به آن اشاره کرده است، این است که باید خدمه منزل و کودکانی که به سن بلوغ نرسیده اند، گوشزد کرد که در سه موقع شبانه روز بدون اجازه وارد اتاقی که زن و شوهر در آن هستند نشوند، و این سه وقت عبارت است از: پیش از نماز صبح، هنگان قیقوله در ظهر، و پس از نماز عشاء، وقتی که انسان برای استراحت و خواب آماده می شود.
خدای متعال در این باره می فرماید: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنْکُمُ الَّذِینَ مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ وَ الَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْکُمْ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاَةِ الْفَجْرِ وَ حِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَکُمْ مِنَ الظَّهِیرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاَةِ الْعِشَاءِ ثَلاَثُ عَوْرَاتٍ لَکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ وَ لاَ عَلَیْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَیْکُمْ بَعْضُکُمْ عَلَى بَعْضٍ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ‌ (57))؛ ای کسانیکه ایمان آورده اید [بدانید که] باید بندگان ملکی شما و کودکانی که به وقت احتلام و بلوغ نرسیده اند، شبانه روزی سه مرتبه از شما اجازه بخواهند، یک بار پیش از نماز صبح دیگر هنگام ظهر که جامه ها از تن برمی گیرند و سوم پیش از نماز خفتن، که این سه وقت هنگام خلوت شماست [اغلب برهنه و یا در لباس کوتاهید] بعد از این سه بار اجازه بر شما و آنه باکی نیست که بی دستور با بندگان و اطفال خود جمع شده و هر ساعت در کارها بر شما مراجعه کنند، خداوند اینچنین آیاتش را بر شما روشن می سازد و او به کار خلق دانا و محکم کار است.»
چون در این اوقات سه گانه مزبور، انسان غالبا لباس هایی را که معمولاً در اجتماعی با آنها است را از تن خارج می کنند و لباس استراحت و خواب می پوشد و در چنین لباس هایی احتمال ظاهر شدن قسمت هایی از بدن - که شایسته مشاهده نیست، می رود.
 
آرامش روانی و تمرکز حواس
در جامعه امروزین که امار تحصیل دختران و ورود آنها به دانشگاه افزایش یافته است و حضور آنها در اجتماع و مشاغل اداری خصوصی چشم گیر است، لزوم گسترش فرهنگ عفاف بیش از پیش احساس می شود.
پوشانیدن بدن، به استثنای وجه و کفین نه تنها مانع تحصیل و فعالیت اقتصادی نمی شود، بلکه باعث آرامش روانی و تمرکز حواس بیش تر می شود؛ در این صورت مردان و زنان بیش از آنکه به آرایش و پوشش خود اهمیت بدهند و ساعت ها پای میز توالت بنشینند، مشغول کار و فعالیت شغلی خود می شوند.
 
پاکدامنی
آدمی در سایه عفاف عزت دنیوی و اخروی پیدا می کند، تمام اعضای بدن را باید از گناه باز داشت، اما نسبت به حفظ شکم و شهوت جنسی از گناه تأکید زیادی شده است، زیرا انسان بیش از دیگر اعضا به گناهان مربوط به آن دچار می شود، مخصوصاً در ابتدای جوانی و زمان به جوش آمدن شهوت که شناخت انسان از خدا و ایمان و عبادات که ثمره آن عفت است می تواند مانع هوای نفس شود و جلو گمراهی را بگیرد و چنین است که در قرآن کریم می خوانیم: (وَ الْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَافِظَاتِ وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَ الذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً)؛ «مردان و زنان پاکدامن... خداوند برای آنان مغفرت و پاداش عظیمی را فراهم ساخته است.» (58)
 
جمع بندی و نتیجه گیری
عفاف به عنوان یک فرهنگ که تعادل شعار آن می باشد، روش و منش مسلمانان را تعیین می کند.
از آنجا که در بیشتر مواقع، واژه عفاف و حجاب با یکدیگر به کار می روند، بعضا گمان می رود که به یک معنا می باشند، در حالیکه حجاب یکی از نمودهای بارز آن می باشند و عفت ابعاد گوناگونی دارد همچون عفت نفس، عفت در معاشرت، عفت کلام، عفت چشم، عفت در پوشش و...
سیمای عفاف در قرآن به عنوان یک فرهنگ قرآنی مطرح شده است که مومنان باید همواره خود را با این فرهنگ تطبیق دهند تا از سلامت فردی و اجتماعی همه جانبه ای برخوردار شوند.
آنچه در این فرهنگ قابل توجه است، ظریف بینی و نکته بینی آن در مسائل مربوط به مرد و زن می باشد و تا آنجا که می تواند سعی در کم کردن تحریکات فیما بین دارد.
به عنوان مثال زنان را از اینکه حتی راه رفتن آنها مردان را به سویشان جلب کند منع فرموده و دستور به پوشیدن زینتهای پنهانی می دهد و از سوی دیگر به مردان امر به چشم پوشی می دهد.
آنچه از این فرهنگ قرآنی می توان فهمید این است که همه این دستورات الهی در جهت منافع خود شخص و تامین سعادت دنیوی و اخروی او می باشد، از آنجا که به شهادت خود قرآن «این کتابی است که بر تو نازل نمودیم تا مردم را به فرمان پروردگارشان از تاریکی ها به روشنایی ها ببری».
نمونه بارز عفت خود قرآن کریم می باشد که از هر نوع تعبیر زننده پرهیز کرده و مسائل جنسی را به طور کنایه آورده است.
این فرهنگ چگونه حرف زدن، چگونه راه رفتن، چگونه پوشیدن، و چگونه نگاه کردن و... را به مسلمین آموزش می دهد.
همان طور که گفتیم یکی از بارزترین ابعاد عفاف حجاب است و دستور به پوشیدن چادر و مقنعه به طور صریح در قرآن کریم آمده است و این نکته را باید مورد توجه قرار داد که حجابی مورد تأیید اسلام است که همراه با عفت باشد یعنی اگر زنی حجاب مناسبی داشته باشد ولی دارای آرایش زننده و حرکات و اعمال جلب توجه کننده داشته باشد این حجاب او اسلامی به شمار نمی رود زیرا قرآن او را از کمترین تحریک در دل مردان منع فرموده است.
دین اسلام که دین سهل و آسانی می باشد به زنان سالخورده که امیدی به زناشویی ندارند اجازه داده است که لباس روئین خود را کنار بگذارند هر چند که رعایت کردن حجاب برایشان بهتر است.
در هر حال در جهان امروزین آنچه نجات بخش انسان از ورطه نابودی است عمل به فرامین و دستورات الهی است.
 
پی نوشت ها :
1- دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد.
2- دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد.
3- ابن منظور، ابوالفضل جمال الدین محمد بن مکرم، الطبعه الاولی، دار صادر بیروت، 1997، المجلد التاسع، ص252.
4- فیروز آبادی، محمد بن یعقوب، قاموس المحیط، الطبعه الاولی، دارالجیل بیروت، بی تا، الجزء الثالث، ص177.
5- طوسی، نصیرالدین، اخلاق ناصری، انتشارات خورشید، بی تا، تهران، ص123.
6- مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، چاپ دوم، قم، 1381،ج2، ص283.
7- نراقی، احمد، معراج السعاده، چاپ اول، قم، 1371، ص321.
8- بقره/273.
9- طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی التفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، قم، 1366، ج2،ص613.
10- هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما، قم،1374، ج3، ص288.
11- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، دارالحدیث، چاپ اول، ج8، ص3828.
12- نساء/6.
13- المیزان،ج4، ص276.
14- طبرسی، ابوعلی الفضل، جوامع الجامع، ترجمه احمد امیری، مشهد، 1374، ج1، ص555.
15----------------------- ، مجمع البیان، ترجمه علی کرمی،؛ تهران،1380، ج2، ص718.
16- میزان الحکمه، ج8، ص3828.
17- نور/33.
18-المیزان، ج15، ص227.
19- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، با همکاری عذهه ای از فضلا قم، چاپ بیست و پنج، تهران، 1376، ج14، ص459.
20- آل عمران/14.
21- آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ترجمه محمد خوانساری، تهران، 1366، ج1، ص36.
22- نور/60.
23- المیزان، ج15، ص227.
24- مجمع البیان، ج7، ص155.
25- همان.
26- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه الی التحصیل مسائل الشریعه، تحقیق شیخ محمد شیرازی، موسسه آل بیت، قم، الطبعه الاولی، 1412، ج20، ص230.
27- تفسیر نمونه، ج14، ص547.
28- قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، الکتب الاسلامیه، تهران، 1354، ج2، ص180.
29- لسان العرب، مجلد الاول، ص298.
30- احزاب/53.
31- المیزان، ج16، ص506.
32- نور/31.
33- راغب اصفهانی، ابوالقاسم، معجم مفردات الفاظ قرآن، الدار الشامیه بیروت، 1412، ص210.
34- لسان العرب، مجلد الرابع، ص257.
35- مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، الطبعه ی الاولی، وزاره ی الثقافه و الارشاد الاسلامی، 1368، المجلد الثانی، ص157.
36- زمخشری، محمود بی عمر، الکشاف عن حقائق التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل، دار احیا التراث العربی، بیروت، 1427، ج3، ص235.
37- احزاب/59.
38- مفردات راغب، ص172.
39- المیزان، ج16، ص364.
40- لسان العرب، مجلد الاول، ص272.
41- قاموس المحیط، جزء الاول، ص41.
42-نور/31.
43- همان.
44- احزاب/34.
45- احزاب/59.
46- نور/30.
47- مساله حجاب، مرتضی مطهری، ص48.
48- غرر الحکم و دررالکلم، ج3، ص167.
49- قصص/25، نور/31، تفسیر نمونه، ج14، ص438، نور/37، مجمع البیان، ج17، ص122، المیزان، ج15، ص152، پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، بهمن، 1361، چاپ شانزدهم، ص478، همان، ص205، نور/58.
50- نور/31.
51- تفسیر نمونه، ج14، ص438.
52- نور/27.
53- مجمع البیان، ج17، ص122.
54- المیزان، ج15، ص152.
55- پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، بهمن، 1361، چاپ شانزدهم، ص478.
56- همان، ص205.
57- نور/58.
58- احزاب/35.
 
برگرفته شده از: (1388)، مجموعه مقالات قرآن و جامعه شناسی(2)، تهران، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، مؤسسه نشر شهر، چاپ اول.
منبع : noorportal.net
 
۰

از تلاوت سوره یس غافل نشویم!

علمای دین قرآن وحدیث تربیت ازدیدگاه اسلام

از تلاوت سوره یس غافل نشویم!

از تلاوت سوره یس غافل نشویم 
اغلب مومنین شناخت عمیقی از «سوره یس» ندارند و از مناقب و فضائل و آثار دنیوی و اخروی آن غافل هستند. لذا در دام مشکلات، غم‌ ها و غصه ‌ها و کدورت ‌ها گرفتار می مانند. این ها در حالی است که در مجلس محبّت و مودّت مقرّبان درگاه خداوند، از «سوره یس» سخن بسیار است. انسان با اندک توجّهی به بیانات پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و بزرگان مکاشفه و سیر و سلوک، به این حقیقت پی می برد که سوره یس از موقعیت ویژه و مرتبه‌ای بس بلند برخوردار است و ‌اگر آدمی بتواند با آن فضایل و مناقب آشنا شود، خواهد توانست فواید کاملی را از آن خود سازد. امامان (علیهم السلام) برای این که مومنان را از موقعیت ممتاز این سوره که چونان قلّه‌ای پوشیده از فضایل است آگاه کنند فرموده اند: «یس قلب قرآن است

از تلاوت سوره یس غافل نشویم!

یس

هر کسى که در عمر خود یک بار سوره یاسین را بخواند، ... در زمره کسانى خواهد بود که خداوند متعال گشایش روزى و شادمانى او به هنگام مرگ و اسباب خشنودى به پاداش هاى اخروى او را تضمین کرده است...

 


اغلب مومنین شناخت عمیقی از «سوره یس» ندارند و از مناقب و فضائل و آثار دنیوی و اخروی آن غافل هستند. لذا در دام مشکلات، غم‌ ها و غصه ‌ها و کدورت ‌ها گرفتار می مانند.

این ها در حالی است که در مجلس محبّت و مودّت مقرّبان درگاه خداوند، از «سوره یس» سخن بسیار است.

انسان با اندک توجّهی به بیانات پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و بزرگان مکاشفه و سیر و سلوک، به این حقیقت پی می برد که سوره یس از موقعیت ویژه و مرتبه‌ای بس بلند برخوردار است و ‌اگر آدمی بتواند با آن فضایل و مناقب آشنا شود، خواهد توانست فواید کاملی را از آن خود سازد.

امامان (علیهم السلام) برای این که مومنان را از موقعیت ممتاز این سوره که چونان قلّه‌ای پوشیده از فضایل است آگاه کنند فرموده اند: «یس قلب قرآن است».

 

فرشتگان سوره یس، از سنخ دیگری هستند

فرشتگان این سوره از سنخ دیگری هستند؛ بسیار با صفا و مهربانند؛ با یک مرتبه خواندن سوره یس، با قاری مأنوس و رفیق می شوند و برای خواننده آن، کارگشایی و استغفار می کنند.

آن ها هیچ‌ گاه او را تنها نمی‌ گذارند و اگر در این دنیا پی نیازی رود، آنها نیز نیاز او را پی گیری می کنند و برآورده می‌ سازند.

این مهربانی بسیار که در نهاد این فرشتگان گذاشته شده است، منشأ آثار بسیاری است که برای سوره یس شمرده شده است.

در واقع یکی از اسرار این سوره در این فرشتگان مخصوص و ویژه می باشد . 

آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی (ره) به شاگردان چنین سفارش می کردند که هرشب قبل از خواب، سوره یس را بخوانید، ولی قبل از شروع و بعد از اتمام آن ، 14 صلوات بفرستید . یعنی این سوره را در بین این صلوات ‌ها قرار دهید. بی شک این 14 صلوات هم یکی از اسرار مهم سیر و سلوکی در مکتب اهل بیت است. آن بزرگ مرد فرموده بودند: بنده در زندگی به هر چه که رسیده‌ام و هرچه به دست آورده‌ام از برکت این سوره می باشد

ابو بصیر نقل کرده است که امام صادق علیه السّلام مى‏ فرمود:

هر چیزى قلبى دارد، و قلب قرآن سوره یاسین است، هر کس آن را پیش از خواب و یا در روز پیش از فرا رسیدن شب تلاوت کند، در آن روز از گروهى که در پناه خداوند و روزى آنان مقرر شده است خواهد بود، و اگر کسى شب هنگام پیش از آنکه بخوابد تلاوت کند، خداوند (براى مراقبت از او) هزار فرشته مى ‏گمارد تا او را از شرّ هر شیطان رانده‏ شده و از هر آسیبى مصون بدارند، و اگر در همان روز بمیرد، خداوند او را به پاداش این عمل (تلاوت سوره یاسین) وارد بهشت مى ‏کند، و به هنگام غسل، سى هزار فرشته (بر جنازه او) حاضر مى ‏شوند و همه براى او طلب آمرزش مى ‏کنند، و با حال استغفار او را تا قبر بدرقه مى‏ کنند، و هنگامى که به خاک سپرده شد، آن فرشتگان در درون قبر او خدا را عبادت مى‏ کنند و ثواب آن را به او مى ‏دهند، و (خانه تنگ) قبر او تا آنجا که چشم او کار مى‏ کند گشاده مى ‏گردد، و از فشار قبر ایمن مى ‏شود، و همواره تا به حشر نورى از گور او تا آسمان مى ‏تابد.

و به هنگامى که خدا او را از قبر برانگیزد، فرشتگان با اویند و او را بدرقه مى‏ کنند و به رویش لبخند مى ‏زنند و او را به خیر و نیکى بشارت مى‏ دهند تا او را از صراط و میزان بگذرانند و او را در جایگاهى قرار دهند که هیچ مخلوقى (جز کرّوبیان و پیامبران الهى) آن مقام و منزلت را نشاید، و او با پیامبران الهى در پیشگاه خداوند مى‏ ایستد، و با غمگساران غم نمى‏ خورد، و با اندوهگینان به اندوه نمى ‏نشیند، و با زارى زارى‏ کنندگان زارى نمى ‏کند.

شفاعت

آنگاه پروردگار تبارک و تعالى به او مى‏ گوید: اى بنده من! شفاعت کن، که من شفاعت تو را در باره هر کس که خواهى مى‏ پذیرم، و اى بنده من! از من بخواه، که هر چه خواهى تو را خواهم داد، پس حاجت خود را از خدا مى‏ طلبد و حاجتش برآورده مى ‏شود، و شفاعت مى ‏کند و شفاعت او پذیرفته مى‏ شود، و مانند دیگران به حساب او نمى‏ رسند، و مانند دیگران او را توقیف و بازداشت نمى ‏کنند، و چون خوار شدگان زبون و خوار نمى‏ گردد، و مکافات گناهان و اعمال ناپسندى که انجام داده است دامنگیر او نمى ‏شود، و نامه سر گشاده‏ اى به او داده‏ مى‏ شود تا از درگاه خدا فرود آید، و همه مردم (با دیدن او) تمام مردم از روى تعجّب (به هم) مى ‏گویند: خدا پاک و منزّه است! این بنده حتّى یک گناه هم ندارد، و از همدمان و همراهان محمد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم (رسول خدا) خواهد بود. (ترجمه ثواب الأعمال، ص: 295)

جابر جعفى از امام محمد باقر علیه السّلام روایت کرده است که فرمود:
هر کسى که در عمر خود یک بار سوره یاسین را بخواند، خداوند به شماره هر آفریده اى در دنیا و در آخرت و آنچه در آسمان است دو میلیون حسنه نوشته و به همین اندازه از گناهانش پاک مى ‏کند، و دچار تنگدستى و بدهکارى و خانه خرابى و رنج و دیوانگى نشود و جذام و وسواس و (سایر) بیماری هاى زیان آور مبتلا نمى‏ گردد، و خداوند دشوارى مرگ را بر وى آسان مى‏ کند، و خود کار قبض روحش را به عهده مى‏ گیرد، و در زمره کسانى خواهد بود که خداوند متعال گشایش روزى و شادمانى او به هنگام مرگ و اسباب خشنودى به پاداشهاى اخروى او را تضمین کرده است، و آنگاه خداوند متعال به تمام فرشتگان خود در آسمان ها و زمین خطاب مى‏ کند که: من از این بنده خود راضى شدم، شما هم براى او طلب آمرزش کنید. (همان)

فرشتگان این سوره از سنخ دیگری هستند؛ بسیار با صفا و مهربانند؛ با یک مرتبه خواندن سوره یس، با قاری مأنوس و رفیق می شوند و برای خواننده آن، کارگشایی و استغفار می کنند

طرز خواندن سوره یس

بزرگانی که خود با این سوره مأنوس بوده‌اند اغلب برای شاگردان و افراد پاک نهاد در مورد قرائت آن سوره دستورالعمل هایی نیز داشته‌اند.

عارف بلند پایه، آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی خراسانی (ره) به شاگردان چنین سفارش می کردند که هر شب قبل از خواب، سوره یس را بخوانید، ولی قبل از شروع و بعد از اتمام آن ، 14 صلوات بفرستید . یعنی این سوره را در بین این صلوات ‌ها قرار دهید.

بی شک این 14 صلوات هم یکی از اسرار مهم سیر و سلوکی در مکتب اهل بیت است. آن بزرگمرد فرموده بودند: بنده در زندگی به هر چه که رسیده‌ام و هرچه به دست آورده‌ام از برکت این سوره می باشد.

حضرت آیت اللّه العظمی وحید خراسانی (دام ظلّه) نسبت به سوره یس مراقبتی ویژه دارند؛ خودشان هر روز صبح می‌ خوانند و به شاگردان هم می فرمایند که هر روز صبح سوره یس را بخوانید و ثواب آن ‌را هم به حضرت زهرا (سلام الله علیها) هدیه کنید .

منبع:راه بهشت

۰

آتش بی حجابی و بی حیایی!

حجاب امربه معروف نهی ازمنکر

آتش بی حجابی و بی حیایی!

نویسنده: احمد کریمی
این متن را تقدیم می کنم به شهدای عزیز و بزرگوارمان که، در اکثر قریب به اتفاق وصیت نامه هاشان، سفارش به حجاب و حیای زنان و دخترانمان وجود دارد، همان ها که برای تکه تکه شدنشان انگیزه ای کمتر از رضای خداوند نداشتند...
****
آتش که در جنگل می افتد، همه کسانی که در قبال خاموش کردن آن مسئول هستند، هر کاری از دستشان بر بیاید انجام می دهند، هر کس از جانش مایه می گذارد تا آتش را خاموش کند، و مهمترین کار در این موقع، متحد شدن بر اساس قانون و برنامه ای واحد و هدفمند برای از بین بردن آتش است.
آیا دیده اید اولین کاری که انجام می گیرد، و تمرکز آتش نشان ها روی آن موضوع است،‌چیست؟
وقتی آتش با همه قدرتش به جنگل می زند، راحت ترین طعمه های آتش، درختان خشک هستند،‌در این میان، باد، بزرگترین کمک را به وسعت بخشیدن به آتش می کند، بهترین کاری که در این میان انجام می گیرد، بستن خط آتش است تا، از سرایت آتش به درختان سالم جلوگیری به عمل آید، حال شیوه هایی که آتش نشان ها انجام می دهند، متناسب با کارشان این است که ردیفی از درختان را در مقابل آتش حذف می کنند تا جلوی سرایت آتش را بگیرند،‌ و این در حالی است که نه می توان روی درختان خشک سرمایه گذاری کرد و نه می توان جلوی باد را گرفت...
شاید با مثالی که زدم،‌ به منظورم پی برده باشید...
آتش بی حجابی و بی حیایی به جامعه زده است، و طوفان قدرتمند تفکرات غربی و شیطانی کمکی بزرگ به وسعت بخشیدن آتش بی عفتی، بی حیایی و بی حجابی می کند، و این در حالی است که تفکراتی خشک که تحمل مقابله با این هجوم آتش و طوفان را ندارند، به راحتی می سوزند، و خود را به موج بی حیای جامعه می سپارند. البته نقطه ضعف آتش نشان های موظف به خاموش کردن آتش بی حجابی این است که، به اتحادی مبنی بر داشتن راهکاری واحد و قدرتمند برای عمل کردن در این جنگل جامعه نرسیده اند، گروهی فرهنگ سازی، گروهی برخورد قوای قهریه و هر کسی نظری دارد...
اما اگر در مثالی که زده ام مناقشه ای نشود، بعد از تحقیقاتی که در این زمینه جسته و گریخته داشته ام،‌به این نتیجه رسیده ام که همه ما به اشتباهی بزرگ دست زده ایم، و آن هزینه کردن همه قوای فعال در این محور، بر روی بی حجاب های جامعه است، و غافل از اینکه در مبحث حجاب، آنکه خود را همگام با تفکراتی ضد قرآنی و ضد اهلبیتی کرده است، آنقدر متحمل هجوم تفکرات و اخلاقیات سوء شده است که، حاضر می شود بدن خویش و زیبایی های خدادادی خویش را به این و آن نشان دهد، و همه انسانیت خویش را در بدن و موی خویش خلاصه کند، ‌و خوراک چشمان هرزه بعضی در جامعه کند و این خود اوج ضعف فرد را می رساند که به اینجا ختمش کرده است، و ما هم با خوش خیالی، همه هزینه های فردی و اجتماعی و مالی را روی آنها زوم کرده ایم ( البته هر چند اکثر قریب به اتفاق بی حجاب ها نیت و مقصودشان این نیست، بلکه خود به خود و در روندی با شیب تند، به گسترش شهوت و هوی و هوس در جامعه کمک شایانی می کنند).
در این موضوع بدترین اتفاقی که می افتد، خوش خیالی و امیدواری ما به با حجاب های جامعه است، و البته نه همه آنها، بلکه آن دسته از با حجاب ها که طبق سنت و قوانین خانوادگیشان، عرف اجتماعشان، و یا دلایل متعددی دیگر که ممکن است، حتی نظارت برادری مقید و مومن نیز باشد، مجبور به محجه بودن هستند و حتی نه، به حجاب عادتی از سر یک کار عادی کرده اند، ‌و به محض ورود به شرایط جدید و یا برادشته شدن قیدهای ذکر شده، به فردی بی حجاب تبدیل می شوند.
پس رشد بی حجابی وقتی اتفاق می افتد که ما با حجاب ها را رها کرده ایم و همین طور آمار در حال رشد بی حجابی را نظاره می کنیم، و برنامه ریزی برای نجات آنها می کنیم، غافل از اینکه بی حجاب ها از آسمان و از کرات دیگر نیامده اند، بلکه اینها همان باحجاب ها هستند که در اصل "بی حجابی پنهانی" بوده اند !!!
پس، بستن خط آتش در این محور و جلوگیری از بی حجاب شدن باحجاب ها، اولین کاری است که باید انجام گیرد، وقتی توانستیم،‌ با حجاب ها را نسبت به موقعیتی که دارند و ارزش حجابی که رعایت کرده اند توجیه کنیم و آنها را از دستبرد آتش ویرانگر نجات دهیم، و خط آتش را ببندیم،‌ آنوقت می توانیم با کمترین کارها در زمینه حجاب، بهترین نتایج را بگیریم.
بی حجابی در جامعه ما، با بی فکری بعضی و توجیه نبودن بعضی، می رود که به سلیقه و اختیار تبدیل شود، غافل از اینکه سوای قوانینی که بی حجابی را بی قانونی می داند،‌ خداوندی هست که بارها و بارها در قرآن کریم و از زبان ائمه اطهار(علیه السلام)، حجاب را ثواب، و بی حجابی را سوای از گناهی کبیره بودن آن، موجب اضمحلال جامعه می شناسد.
به این اعتقادم که، تا اتحادی در این موضوع در کشور صورت نگیرد؛ و کارها به صورت دور از هم و جزیره ای اداره شود و هر کس ساز خود را بزند، نتیجه ای جز‌ آنچه می بینیم، عایدمان نخواهد شد...
خدایا، به آنها که در این محور فعالیت می کنند، بینش، تعقل، اتحاد و تقوی؛ به آنها که حجاب دارند، قدرت قدرشناسی و عمل به وظیفه، و به آنها که حجاب را به عنوان قانونی قرآنی و خدایی نپذیرفته اند، شعور و درک پذیرفتن این تاج بندگیت به زن را، اعطا کن...

منبع: hikmatema.blogfa.com

بانک فیلم

نرم افزارهای مذهبی موبایل

تصاویربرگزیده

سبک زندگی اسلامی (لطفا برای نمایش تصاویرباکیفیت برروی تصویرموردنظرکلیک کرده وتصویررا در رایانه تان ذخیره کنید)