نرم افزارهای برگزیده

احیاگر معروف

سرباز کوچک ولایت ،آمرمعروف وناهی منکر

سایت های ویژه کودک ونوجوان

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

آخرين نظرات

نرم افزارهای چندرسانه ای

پيوندها

سرداران دفاع مقدس

سایت های آنلاین چندرسانه ای

bayanbox.ir bayanbox.ir bayanbox.ir

تبلیغات سایت

۳۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حکایت خوبان» ثبت شده است

۰

حساسیت امام خمینی نسبت به بیت‌المال/ صرفه‌جویی در هزینه‌های زندگی شخصی

سبک زندگی اسلامی حکایت خوبان امام خمینی ره

حساسیت امام خمینی نسبت به بیت‌المال/ صرفه‌جویی در هزینه‌های زندگی شخصی

به گزارش گروه اخبار داخلی دفاع‌پرس، امام خمینی (ره) بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی توجه بسیار زیادی به هزینه‌های بیت‌المال داشته و از سوءاستفاده‌ها در این زمینه جلوگیری می‌کردند.

مرحوم میریان از اعضای بیت امام در خاطرات خود در این‌باره می‌گوید: «حساب‌ و کتابهای‌ منزل‌ امام دست‌ من‌ بود. بچه‌ها هر چه‌ برای‌ منزل می‌گرفتند‌، صورت‌ می‌آورند من‌ می‌نوشتم‌، بعد صورت‌ حساب‌ را می‌دادم دست‌ آقای‌ صانعی‌، پولش‌ را می‌گرفتم‌، چون‌ حضرت امام ماه‌ به‌ ماه‌ خرج‌ خانه‌شان‌ مشخص‌ بود. یک مقدار مشخصی‌ برای‌ منزل‌ خودش‌ گذاشته‌، همیشه‌ و آن‌ حد باید خرج‌ بشود اگر زیادتر می‌شد از ماه آینده‌ باید کم‌ شود. دو قلم‌ جنس‌ بود که‌ مال‌ دو تا از دخترهای‌ امام‌ بود، خرج‌ منزلشان‌ را من‌ داده بودم‌، یکی‌ منزل‌ آقای‌ بروجردی‌ یکی‌ هم‌ ماشین‌ آقای‌ انصاری‌.

خوب‌ چون‌ اوایل‌ کار بود و من‌ رویم‌ نشده‌ بود که‌ مثلاً به‌ منزل‌ آقای‌ بروجردی‌ بگویم‌ آقا پول‌ بده‌، من‌ آنقدر جنس‌ برایتان‌ گرفتم‌. من‌ آمدم‌ و این‌ دو قلم‌ جنس‌ را بعد از مدتی‌ که‌ مانده‌ بود نوشتم‌ توی‌ صورت‌ حساب‌ آقا، دادم‌ آقای‌ صانعی‌ و آقای‌ صانعی‌ هم‌ به‌ من‌ پولش‌ را دادند بعد صورت‌ حساب‌ رفت‌ دست‌ امام‌.

امام‌ نگاه‌ می‌کردند، کنترل‌ می‌کردند اگر ایراد و اشتباهی‌ داشت‌ بلافاصله‌ خبر می‌دادند. صورت‌حساب‌ رفت‌ نزد حضرت‌ امام‌. ایشان یک‌ مطالعه‌ای‌ کرده‌ بود گفته‌ بود این‌ دو تا قلم‌ نباید در این‌ صورت‌ می‌آمد. فوراً حاج‌ احمد آقا را خواسته‌ بود با ناراحتی‌ که‌ این‌ دو قلم‌ چی‌ بوده‌؟ دیدم‌ حاج احمد آمد دفتر و گفت‌ میریان‌ گفتم‌ بله‌! گفت‌ این‌ پول‌ها را شما گرفته‌اید؟ گفتم‌ بله‌، گفت‌ این‌ دو قلم‌ چیه‌؟ گفتم‌ آقا این‌ دو قلم‌ مربوط‌ به‌ خواهرتان‌ است‌ و آن‌ یک‌ قلم‌ هم‌ مربوط‌ به‌ آقای‌ انصاری‌ در حال‌ مأموریت‌ بوده‌ خرج‌ ماشینش‌ بوده‌، گفت‌ امام‌ فرموده حق‌ ندارید یک قران‌ برای‌ فامیل‌ و دختر من از بیت‌المال‌ خرج‌ کنید، هر کسی‌ را باید خرجش‌ را از خودش‌ بگیرید و امام‌ خیلی‌ ناراحت‌ شدند. حتی‌ من‌ که‌ پسر امام‌ هستم‌ صورت‌ حساب‌ من‌ را باید جداگانه‌ بدهی‌، حتی‌ نان‌ که‌ برای‌ من‌ می‌گیری‌ نان‌ آقا باید مشخص‌ باشد، نان‌ دختر مشخص‌ باشد. نان‌ منزل‌ من‌ هم‌ باید مشخص‌ باشد و پولش‌ را از من‌ بگیری‌ نکند از آقا بگیری‌، آقا گفته‌ است‌ که‌ از این‌ به‌ بعد حق‌ اینکه یک قران‌ از بیت‌المال‌ یا دفتر بخواهی‌ خرج‌ این‌ها بکنی‌ نداری‌، گفتیم‌ چشم‌ آقاجان‌.

حضرت امام خدمه‌ای‌ داشتند در منزل‌ که‌ سید بود و از قدیم‌ هم با آقا ‌بود، چند سالی‌ بود خانه‌ آقا بود او یک کیلو سبزی‌ خوردن‌ گرفته‌ بود، وقتی‌ آورده‌ بود برود توی‌ حیاط‌، آقا که‌ قدم‌ می‌زد سبزی‌ها را دید یک کیلو گرفته‌ بود. باید نیم‌کیلو می‌گرفت‌، آقا فرموده‌ بودند چقدر گرفته‌ای؟‌ گفت‌ یک کیلو، گفت‌ مصرف‌ ما چقدر است‌؟ گفت‌ نمی‌دانم‌ آقا، گفت‌ مصرف‌ ما نیم‌کیلو است‌. نیم‌کیلویش‌ را یا برگردان‌ دفتر، یا برو پس‌ بده‌. فوراً نصف‌ کرده‌ بودند نصفش‌ را آورده‌ بودند اینجا. گفتند بعد از این‌ هم‌ نیم‌کیلو، چون‌ مصرف‌ ما نیم‌کیلو است‌ نباید و یک‌ جمله‌ که‌ بعضی‌ وقت‌ها فکر می‌کنم‌ امام‌ همین‌ بعد را داشته‌ بعد، نه‌ این‌ بعد را نداشته‌ می‌گویند آن‌ زمانی‌ که‌ می‌دانست‌ باید نیم‌کیلو سبزی‌ مصرف‌ شود نیم‌کیلو سبزی‌ مصرف‌ می‌شد، زمانی‌ که‌ می‌دانست‌ باید یک‌ کیلو مصرف‌ بشود یک کیلو مصرف‌ می‌شد.

زمانی‌ که‌ می‌رفت‌ نماز شب‌ بخواند با یک لامپ‌ 25 آمپر زندگی‌ می‌کرد یک نماز می‌خواست‌ بخواند. چون‌ نور همان‌ قدر بس‌ است‌. زمانی‌ که‌ می‌خواست‌ مطالعه‌ بکند یک لامپ‌ 200 مصرف‌ می‌کرد یعنی‌ دست‌ عدل‌ حضرت‌ علی‌، همین‌ طور است‌ که‌ هر چیز را به‌ جای‌ خودش‌ مصرف‌ می‌کند. لامپ‌ 25 آمپر همیشه‌ باشد نه‌. زمانی‌ که‌ می‌خواستند قرآن‌ بخوانند لامپ‌ 200 مصرف‌ می‌کردند، روشنایی‌ باید کافی‌ باشد، زمانی‌ هم‌ که‌ می‌خواهد از اتاق پایش‌ را بگذارد بیرون‌، خاموش‌ می‌کرد.»

۰

زندگینامه آیت الله امینی

علمای دین سبک زندگی اسلامی حکایت خوبان

زندگینامه آیت الله امینی

آیت الله امینی امام جمعه قم و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام زندگینامه خود را اینگونه می نویسد:

اینجانب ابراهیم امینى فرزند حسین در سال ۱۳۰۴ در نجف آباد متولد شدم. در حدود شش سالگى پدرم وفات کرد. تا کلاس ششم ابتدایى در یکى از مدارس شبانه غیر دولتى درس خواندم، از همان زمان به تحصیلات علوم دینى علاقه داشتم. در فروردین ۱۳۲۱ به قصد تحصیل علوم دینى به حوزه علمیه قم آمدم. در حدود سه ماه در قم توقف داشتم، دوران خوش و زیبایی بود، مخصوصاً شرکت در درس اخلاق امام خمینى (حاج آقا روح الله) برایم بسیار جالب بود. با فرارسیدن تعطیلات تابستانى ناچار به نجف آباد مراجعت کردم. تابستان را در نجف آباد به تحصیلات ادامه دادم. به دلیل کمیابى و گران بودن ارزاق (در اثر اشغال ایران بوسیله سپاه متفقین) ناچار شدم براى ادامه تحصیلات به حوزه علمیه اصفهان بروم. به همان دلیل معیشت در اصفهان نیز دشوار بود. ولى از جهت مدارس محل سکونت و وجود اساتید دانشمند مخصوصاً دروس ادبیات در سطح بسیار غنی و ممتاز بود. ابتدا در مدرسه نوریه و بعد از چندی در مدرسه کاسه گران و در نهایت در مدرسه جده بزرگ مسکن گزیدم.

دوران‌ تحصیل‌

آیت‌الله‌ امینی دروس‌ کلاسیک‌ را تا ششم‌ ابتدایی در یکی‌ از مدارس‌ غیر دولتی‌ و شبانه‌ به‌ پایان‌ رساند و در جلسات‌ قرآن‌ که‌ در مساجد تشکیل‌ می‌شد، شرکت‌ جدی داشت‌. از همان‌ سالها عاشق‌ طلبگی و تحصیل‌ علوم‌ دینی شد و در فروردین‌ ۱۳۲۱ پس‌ از کسب‌ رضایت‌ مادر همراه‌ دو تن‌ از دوستان‌ خود به‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ آمد و در مدرسه‌ حاج‌ ملا صادق‌ سکونت‌ داشت‌. روزگار او همزمان‌ با اشغال‌ ایران‌ به‌ دست‌ نیروهای متفقین‌ بود و از این‌ رو ارزاق‌ عمومی کمیاب‌ شده‌ بود و مردم‌ در معیشت‌ دچار مشکلات‌ فراوان‌ شده‌ بودند. او در این‌ مدت‌ در روزهای پنج‌شنبه‌ و جمعه‌ در درس‌ اخلاق‌ امام‌(ره‌) شرکت‌ می‌کرد و شبهای جمعه‌ نیز به‌ درس‌ اخلاق‌ آقا حسین‌ قمی می‌رفت‌. نماز مغرب‌ و عشا را در فیضیه‌ به‌ امامت‌ آیت‌الله‌ سید محمد تقی‌ خوانساری می‌خواند تا اینکه‌ ایام‌ تعطیلی حوزه‌های علمیه‌ و فصل‌ تابستان‌ فرا رسیده‌ و دوره‌ سه‌ ماهه حضور او در قم‌ به‌ سر آمد.

در تابستان‌ آن‌ سال‌ به‌ زادگاه‌ خود بازگشت‌، امّا در سال‌ تحصیلی بعد به‌ دلیل‌ کمبود و گرانی‌ ارزاق‌ عمومی و مشکلات‌ معیشتی نتوانست‌ به‌ قم‌ برود و به‌ سفارش‌ از استادان‌ و دوستان‌ به‌ حوزه‌ علمیه‌ اصفهان‌ رفت‌ و در مدرسه‌ نوریه‌ ساکن‌ شد. حوزه‌ علمیه‌ اصفهان‌ در آن‌ روزگار رونق‌ فراوانی‌ داشت‌ و در امور معنوی نیز بسیار شگفت‌آور بود. آیت‌الله‌ امینی در این‌ سالها به‌ تکمیل‌ دروس‌ دوره سطح‌ مشغول‌ شد و همواره‌ از محضر استادان‌ اخلاق‌، همچون‌ حاج‌ میرزا علی‌ شیرازی بهره‌ می‌برد. مدت‌ حضور او در اصفهان‌ نزدیک‌ به‌ شش‌ سال‌ بود.

در سال‌ ۱۳۲۶ برای‌ ادامه‌ تحصیل‌ به‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ رفت‌ تا از محضر استادان‌ آن‌ دیار نیز کسب‌ فیض‌ نماید. در آنجا نیز از محضر آیات‌ عظام‌ و استادان‌ بسیاری در فقه‌ و اصول‌ و حکمت‌ بهره‌ برد و در کنار آن‌ به‌ تهذیب‌ نفس‌ و بهره‌مندی از دروس‌ اخلاق‌ اشتغال‌ داشت‌. در این‌ مدت‌ از تدریس‌ دروس‌ فرا گرفته‌ نیز غافل‌ نماند.

استادان‌ و دوستان‌

آیت‌الله‌ ابراهیم‌ امینی در طول‌ سالهای تحصیل‌ خود، به‌ محضر علما و استادان‌ بسیاری شرفیاب‌ شد. او دروس‌ دوره‌ مقدمات‌ را در محضر استادانی چون‌ آقا شیخ‌ رمضانعلی ملایی، آقا شیخ‌ هاشم‌ جنّتی، آقا سید محمد هاشمی قهدیجانی فرا گرفت‌ و بیشتر شرح‌ لمعه‌ و نیز معالم‌ الاصول‌ را نزد حاج‌ شیخ‌ محمد حسن‌ عالم‌ آموخت‌. برای آموختن‌ منطق‌ منظومه‌ نیز به‌ درس‌ حاج‌ آقا صدر هاطلی کوهپایی رفت‌. او رسائل‌ را نزد آقا سید عباس‌ دهکردی و حیدر علی برومند و قوانین‌ را نزد آقا سید علی اصغر محقق‌ و مکاسب‌ را نزد آقایان‌ شیخ‌ محمد حسین‌ جرقویه‌ای و آقا شیخ‌ مرتضی اردکانی و حاج‌ آقا رحیم‌ ارباب‌ فرا گرفت‌. در قم‌ نیز ادامه‌ رسائل‌ و مکاسب‌ را نزد آقای سلطانی، حاج‌ آقا رضا بهاءالدینی و آقای مجاهدی خواند. جلد اول‌ کفایه‌ را نزد آیت‌الله‌ مرعشی و جلد دوم‌ را نزد آیت‌الله‌ گلپایگانی و بخش‌ حکمت‌ منظومه‌ را نزد آیت‌الله‌ سید محمد حسین‌ طباطبایی به‌ اتمام‌ رساند. در درسهای خصوصی علامه‌ طباطبایی که‌ در شبهای پنج‌شنبه‌ و جمعه‌ تشکیل‌ می‌شد شرکت‌ میکرد و بخشی از کتاب‌ اسفار و کتاب‌ تمهید القواعد و چند جلد از بحارالانوار و منطق‌ شفا را در آنجا فرا گرفت‌.

وی در درسهای خارج‌ فقه‌ و اصول‌ آیت‌الله‌ بروجردی(ره‌) و در درس‌ خارج‌ اصول‌ امام‌ خمینی(ره‌) شرکت‌ می‌نمود. بعدها که‌ درس‌ خارج‌ فقه‌ امام‌(ره‌) نیز تشکیل‌ شد، در آن‌ شرکت‌ می‌جست‌.

آیت‌الله‌ امینی در طی این‌ سالها با طلاب‌ فاضل‌ بسیاری رابطه‌ دوستی و رفاقت‌ داشت‌ و دروس‌ آموخته‌ را مباحثه‌ میکرد که‌ از جمله‌ آنها آقایان‌ سید کمال‌ الدین‌ موسوی، شیخ‌ ابوالقاسم‌ محمدی، شیخ‌ عبدالله‌ جوادی آملی و شیخ‌ عباس‌ ایزدی را می‌توان‌ نام‌ برد. وی در سالهای تحصیل‌ خود از امر تدریس‌ نیز غافل‌ نماند و بسیاری از کتب‌ درسی را تدریس‌ می‌کرد.

فعالیتهای‌ علمی‌ و فرهنگی‌

فعالیتهای‌ علمی‌ و فرهنگی‌ آیت‌الله‌ امینی‌ فراوان‌ است‌. از جمله‌ می‌توان‌ به‌ سفرهای‌ تبلیغی‌ او در مناطق‌ مختلف‌ کشور اشاره‌ کرد. همچنین‌ معظم‌ له‌ در بسیاری‌ از سمینارهای‌ علمی‌ داخل‌ و خارج‌ کشور حضور داشته‌ و به‌ ایراد سخن‌ پرداخته‌ است‌ که‌ برخی‌ از آنان‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌.

او در سال‌ ۱۳۴۴ کتاب‌ «دادگستر جهان‌» را نوشت‌. این‌ کتاب‌ در زمانی‌ به‌ چاپ‌ رسید که‌ حملات‌ دشمن‌ به‌ مسأله‌ مهدویت‌ بسیار بود و بسیاری‌ از جوانان‌ می‌خواستند با زندگی‌ حجّت‌ دوازدهم‌ آشنا شوند.

برخی از تألیفات‌ آیت‌الله‌ امینی

۱. بررسی‌ مسائل‌ کلی‌ امامت‌؛

۲. همه‌ باید بدانند؛

۳. بانوی نمونه اسلام فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛

۴. اسلام‌ و تمدن‌ غرب‌؛

۵. آموزش‌ دین‌ (۴ جلد)؛

۶. آیین‌ همسرداری؛

۷. آیین‌ تربیت‌؛

۸. خودسازی؛

۹. دروس‌، من‌ الثقافه‌ الاسلامیه‌؛

۱۰. انتخاب‌ همسر؛

۱۱. اسلام‌ و تعلیم‌ و تربیت‌؛

۱۲. آشنایی‌ با مسائل‌ کلی اسلام‌؛

۱۳. وحی‌ در ادیان‌ آسمانی‌؛

۱۴. در کنفرانسها؛

۱۵. تعلیمات‌ دینی‌ دوره‌ ابتدایی و راهنمایی تحصیلی.

۱۶. الگوهای فضیلت‌؛

۱۷. خداشناسی؛

۱۸. پیامبرشناسی و پیامبر اسلام‌؛

۱۹. زن‌ در اسلام‌؛

۲۰. آشنایی با مسائل‌ کلی اسلام‌؛

۲۱. نماز نور چشم پیامبر اعظم(ص)؛

۲۲. همه باید بدانند؛

۲۳. مهمترین واجب فراموش شده؛

۲۴. دادگستر جهان؛

۲۵. امامت و امامان علیهم السلام؛

۲۶. تربیت.

۲۷. پرتوی از اسلام

۲۸. گفتارهای اخلاقی و اجتماعی

۲۹. جهاد با نفس

۳۰. انضباط اقتصادی

۳۱. عدالت در اسلام

تدریس

کتاب هاى سطح فقه و اصول، فلسفه و کلام را در حوزه، تدریس کردم.

در اوائل پیروزى انقلاب، با توجّه به اسلامى بودن نظام، توجّه همگان بویژه فرهنگیان و دانشجویان براى شناخت صحیح آراء اسلامى به سوى حوزه علمیه جلب شد. نظر اسلام را در همه چیز حتى ورزش و کشتى خواستار بودند و با حرص و ولع پى گیرى مى کردند. این تقاضا در بین مسئولین آموزش و پرورش و دانشگاهیان بیشتر مشاهده مى شد. ولى متأسفانه حوزه علمیه در آن زمان براى پاسخگویى بدین نیازها آمادگى کامل نداشت ، چون جزء برنامه رسمى حوزه نبود. تأمین این نیاز ضرورى و فورى به دو چیز نیاز داشت یکى مطالعه و تحقیق در علوم مربوطه و تهیه متون لازم . دیگرى مسافرت به شهرهاى مختلف ایران و شرکت در سمینارها و جلسات فرهنگى جهت عرضه مطالب به علاقه مندان و پاسخگویى به پرسشهاى گوناگون آنها، و احیاناً سفر به کشورهاى خارجى به همین منظور و انجام این مسئولیت هاى جدید با ادامه درس و بحث هاى حوزوى چندان سازگار نبود. ناچار باید یکى از این دو امر انتخاب مى شد:

ادامه درس و بحث حوزوى که امرى ضرورى بود یا رها کردن بحث هاى حوزوى و صرف همه اوقات در تأمین نیازهاى جدید. اکثر فضلاء روش اول را انتخاب کردند، ولى من روش دوم را لازم تر دیدم و برگزیدم. بدین علت که احساس کردم حوزه علمیه از لحاظ استاد کمبودى ندارد، در صورتى که تأمین نیازهاى فرهنگى جدید امرى ضرورى تر مى باشد، بویژه مسائل تعلیم و تربیت ، جوانان و خانواده. در همین راستا اکثر اوقاتم را صرف مطالعه در مسائل جدید، تألیف کتاب هاى مورد نیاز، مسافرت به شهرهاى مختلف ایران ، سخنرانى در مجامع فرهنگى و پاسخگویى به سؤالات مربوطه کردم. و در همین رابطه سفرهاى فراوانى به کشورهاى خارجى و حضور در سمینارها، دانشگاه ها و مجامع فرهنگى داشتم . که زمان آن ها غالباً کمتر از پانزده روز نبود و گاهى به بیش از چهل روز مى کشید. و از انتخاب این روش پشیمان نیستم.

زندگی سیاسی (از زبان آیت الله امینی)

در سال ۱۳۴۱ شمسى در جلسه اى سرّى شرکت کردم که اعضاى آن، آقایان: حاج شیخ عبدالرّحیم ربّانى شیرازى، شیخ على مشکینى، شیخ على قدّوسى، شیخ حسینعلى منتظرى، شیخ محمد تقى مصباح یزدى ، شیخ مهدى حائرى تهرانى ، شیخ على اکبر هاشمى رفسنجانى و شیخ احمد آذرى قمى و سید محمد خامنه اى و سید على خامنه اى بودند.

اساس نامه ، مفصّلى داشت و اهدافى را که دنبال مى کرد به قرار زیر بود:

۱. اصلاح حوزهء علمیّهء قم؛

۲. تبلیغ اسلام؛

۳. امر به معروف و نهى از منکر؛

۴. سعى در اجراى احکام سیاسى، اجتماعى و اقتصادى اسلام.

جلسه کاملاً سرّى و منظّم بود و مسئولیّت ها بین افراد تقسیم شده بود. بعدها همین جلسه هستهء مرکزى جامعهء مدرّسین راتشکیل داد.

در سال ۱۳۴۲ شمسى که مبارزات ضدّ رژیم پهلوى شروع شد، تشکّل مذکور بدون این که خودش را به صورت یک جمعیّت متشکّل معرّفى کند با جدّیّت تمام در خدمت امام خمینى(قدس سره) بود و از او حمایت مى کرد. در چاپ و نشر اعلامیه ها، در تشویق علما و مراجع براى همکارى ، تشویق مردم به اعتصاب ، در مسافرت به شهرستان ها، در اعزام طلاّب به شهرستان ها، در تشویق مدرّسان به امضاى اعلامیه ها، جدّى و فعّال بودند. بنده نیز در این تشکّل و گاهى به تنهایى انجام وظیفه مى کردم.

بعد از بازداشت امام خمینى در پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ نیز در روشن کردن افکار مردم و تشویق مراجع و علماى قم و شهرستان ها نیز فعّال بودم . همین تشکّل بعد از تبعید امام به ترکیه و بعداً به نجف اشرف ، مسئولیّت ارتباط امام با مردم وهدایت مردم و گرم نگه داشتن میدان مبارزه را بر عهده داشت. در همهء این مراحل بنده هم مانند سایر آقایان فعّال بودم.

بعد از بازداشت امام در پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ و هجرت جمعى از علماى بزرگ به تهران براى آزاد کردن حضرت امام، بنده نیز به تهران رفتم و در جمع آنان فعّال بودم. در دعوت به تشکیل جلسات مشترک، درتشویق آنان به اقدامات مناسب، در تهیّهء اطلاعیه ها، در تشویق به توقّف در تهران و اقدامات لازم براى آزادى امام و پیش گیرى از تبعید و ادامهء زندان و اعدام احتمالى امام ، نقش فعّالى داشتم.

یکى از یازده نفرى بودم که بعد از وفات آیه الله حکیم اعلامیهء مرجعیّت امام خمینى را امضا کردند. زمانى که امام از نجف اشرف به پاریس تشریف برد به پاریس رفتم و با امام در بارهء حوادث ایران ملاقات و گفتگو داشتم.

بعد از پیروزى انقلاب همراه با اعضاى جامعهء مدرّسین یا به تنهایى، در خدمت امام و انقلاب بودم. پانزده روز بعد ازپیروزى انقلاب از سوى امام مأموریّت یافتم که به استان هرمزگان بروم و به امور نهادهاى نوپا و اوضاع ارتش و ادارات بندرعبّاس ، جزیرهء کیش و دیگر جزایر استان و وضع علماى اهل سنّت و حوزه هاى علمیّه رسیدگى کنم. از این رو، چندماه در آن جا توقّف کردم و در بین طلاّب و علماى اهل سنّت مبلغى تقسیم نمودم که بعد از آن به دستور امام به صورت شهریّهء مستمر در آمد.

بعد از مراجعت از هرمزگان بار دیگر از سوى حضرت امام مأمور شدم به استان مازندران به ویژه ترکمن صحرا بروم و به امور آن جا رسیدگى کنم و به دستور امام اوّلین شهریّهء رسمى را به طلاّب و علماى اهل سنّت پرداختم. براى اجراى فرمان عفو امام سفرى به همدان، ملایر و نهاوند و مأموریّت دیگرى نیز به نائین داشتم.

سه دورهء هشت ساله، به نمایندگى مجلس خبرگان رهبرى از استان چهارمحال و بختیارى انتخاب شدم . در مقام نائب رئیسى و در کمیسیون ها و در اداره دبیرخانه خبرگان انجام وظیفه کردم و فعال بودم . ولى در دورهء چهارم ، با همه اصرارى که دوستان ، در کاندیداتورى از تهران داشتند به عللى که مهمترین آنها عدم قدرت بر انجام وظیفه بود امتناع ورزیدم و از الطافشان تشکر مى کنم .

علاوه بر این ها، عضو هیئت امناى دانشگاه امام صادق(ع) عضو هیئت امناى مجمع جهانى علوم اسلامى طلاّب غیرایرانى ، عضو هیئت علمى و برنامه ریزى مجمع جهانى علوم اسلامى بودم و در جامعهء مدرّسین حوزهء علمیّهء قم که یک نهاد علمى ـ سیاسى است، چه قبل از پیروزى انقلاب و چه بعد از آن، همواره یک عضو فعّال بوده ام. مدّت ها به عنوان دبیر و گاهى به عنوان نایب رئیس به قدر وسع و توانایى انجام وظیفه مى کردم و نیز مسئول بخش فرهنگى این نهاد بودم.

در طول فعّالیّت هاى سیاسى، اجتماعى ، چه در جامعهء مدرّسین یا غیر آن ، همواره فردى آزاد و معتدل بوده ام و سعى کرده ام از مرز حق تجاوز نکنم، از افراط و تفریطها و گروه گرایى ها و جناح بازى ها خوددارى کرده ام. در تعریف و تمجید یا انتقاد از شخصیّت هاى روحانى و سیاسى نیز سعى کرده ام از مرز حق تجاوز نکنم.

از اردیبهشت ۱۳۷۱ به دستور مقام معظّم رهبرى آیه الله خامنه اى ـ مدّظلّه العالى ـ به امامت جمعه شهر قم منصوب شدم و به اتفاق آیه الله مشکینى و آیه الله جوادى آملى ، هر سه هفته یک مرتبه، به نوبت نماز جمعه قم را اقامه مى کنیم که بعد از ارتحال آیه الله مشکینى(قدس سره) با انتصاب آیهالله استادى به امامت جمعه قم، همین نوبت ادامه دارد. در مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز عضویّت دارم.

اکثر اوقاتِ من به مطالعه، تحقیق، نگارش کتاب، نظارت بر تحقیقات دبیرخانه خبرگان و ادارهء دبیرخانه، شرکت درسمینارهاى علمى و فرهنگى صرف مى شد.

یکى از توفیقات من این بوده که براى تبلیغ اسلام و تبیین ارزش هاى جمهورى اسلامى ایران و روشن کردن افکارعمومى و دفاع از حکومت اسلامى به چند کشور خارجى سفر کرده ام و در بعضى سمینارها و کنگره ها و مجامع علمى شرکت نموده ام و با لطف خدا موفق بوده ام که مى توان به کشورهاى نیجریه ، ساحل عاج ، گابون، سرالئون، گینه ، اتیوپى، غنا، زیمباوه، کنیا، اوگاندا، اندونزى، بنگلادش، تایلند، سوریه، سریلانکا، هندوستان، پاکستان، چین، مالزى ، سنگاپور، استرالیا، زلاندنو، فرانسه، انگلستان، ایرلند، اتریش، آلمان ، کانادا و ژاپن اشاره کرد.

درکلّیّهء سفرهاى خارج از کشور از لحاظ فرهنگى وسیاسى موفق بودم واین سفرها متناسب با هزینهء در نظر گرفته شده که نسبتاً کم بود، به حال اسلام و انقلاب مفید بود.

برخی از مسؤولیتهای آیت الله امینی

۱. نماینده‌ امام‌(ره‌) در امور استان‌ هرمزگان‌؛

۲. نماینده‌ امام‌(ره‌) در امور استان‌ مازنداران‌؛

۳. نماینده‌ امام‌(ره‌) در اجرای‌ فرمان‌ عفو در همدان‌، ملایر و نهاوند؛

۴. عضویت‌ در شورای بازنگری قانون‌ اساسی با حکم‌ امام‌(ره‌)؛

۵. سه‌ دوره‌ نمایندگی در مجلس‌ خبرگان‌ از چهار محال‌ و بختیاری؛

۶. نایب‌ رئیس‌ مجلس‌ خبرگان‌؛

۷. ریاست‌ دبیرخانه مجلس‌ خبرگان‌؛

۸. عضویت‌ در هیأت‌ امنای‌ دانشگاه‌ امام‌ صادق‌ و مجمع‌ جهانی علوم‌ اسلامی؛

۹. عضویت‌ در جامعه‌ مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌؛

۱۰. امام‌ جمعه‌ شهر قم‌ با حکم‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ از سال ۱۳۷۱ تا کنون؛

آیت‌الله‌ امینی هم‌ اکنون‌ امام‌ جمعه‌ شهر قم‌، از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو مجلس خبرگان رهبری بوده و بیشتر اوقات‌ ایشان به‌ فعالیت‌ در دبیرخانه‌ مجلس‌ خبرگان‌ سپری می‌شد.

منبع:https://fa.shafaqna.com

۰

دو کتاب مرحوم آقانجفی قوچانی (سیاحت شرق و سیاحت غرب)که رهبر انقلاب خواندن آن را توصیه کردند

کتابخانه اسلامی معروف نیوز رهبری انقلاب حکایت خوبان

دو کتاب مرحوم آقانجفی قوچانی (سیاحت شرق و سیاحت غرب)که رهبر انقلاب خواندن آن را توصیه کردند

۳۱ فروردین مصادف است با سالروز درگذشت آیت‌الله سید محمدحسن نجفی معروف به آقا نجفی قوچانی در سال ۱۳۲۳. وی که فقیه، حکیم و ادیب و نویسنده‌ی دو کتاب مشهور «سیاحت شرق» و «سیاحت غرب» است، بارها مورد تمجید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای قرار گرفته است. رهبر انقلاب در دیداری به معرفی این دو کتاب آقا نجفی قوچانی پرداخته و مطالعه‌ی آن را به حضار توصیه می‌کنند.

«این کتاب زندگی مرحوم آقانجفی قوچانی که به اسم سیاحت شرق منتشر شده خیلی چیز جالبی است. من به برادران و خواهران توصیه می‌کنم کتاب را بخوانند. خود مرحوم آقا نجفی یک شخصیت بسیار ممتازی بوده، یک انسان معنوی بوده. مرحوم شهید مطهری ایشان را دیده بود در قم. و به من می‌گفت ایشان اهل مکاشفه و اهل معنا بودند.

کتاب دیگری ایشان دارد به نام سیاحت غرب که در احوال عالم برزخ و پس از مرگ نوشته شده به شکل داستانی. مرحوم مطهری می‌گفتند من احتمال قوی می‌دهم که اینها مکاشفات این مرحوم هست، که به این شکل در کتاب سیاحت غرب آن را ثبت کرده. یک چنین شخصیتی.

آن‌جا منعکس است، که طلبه چه‌جوری درس می‌خواند و چه‌جوری تلاش می‌کند و چه‌جور پای درس استاد می‌رود، و استاد را انتخاب می‌کند و چه‌جور عبادت می‌کند و چه‌جور گرسنگی می‌کشد، البته زمان آقانجفی با حالا یک مقداری فرق می‌کند، و ما نمی‌گوئیم صد در صد آنجور است، نه، خیلی چیزها هست که زمان مرحوم آقا نجفی نبود و خوب هست، امروز، هست. بهتر از آن هم هست. آن روز طلبه‌ها جهاد در راه خدا و مبارزه‌ی در راه خدا را مثل امروز بلد نبودند و حضور در میدانهای خطر را. و همّتهای اینچنین بلند که ناظر به اداره‌ی دنیای اسلام است و حاکمیت اسلام در کل دنیای بشریت. از آن طرف هم البته تجرد و غنای نفس طلبه‌های آن روز شاید بیشتر بود. توجهاتشان یک مقداری بیشتر بود. طبعاً جلوه‌های زندگی صنعتی یک تأثیراتی می‌گذارد روی روحها و فکرها. اما عبادت دانستن درس و به عنوان یک کار عبادی یک وظیفه‌ی شرعی و الهی درس خواندن، این یک چیز فوق‌العاده مهمی در حوزه‌های علمیه هنوز هم هست.»

بیانات در مراسم سالگرد شهادت دکتر مفتح ۱۳۶۴/۹/۲۶

۰

کتاب سه دقیقه در قیامت/صوت

کتابخانه اسلامی سبک زندگی اسلامی زندگی درمکتب اهل بیت ع تربیت ازدیدگاه اسلام حکایت خوبان داستان های صوتی درمسیر بهشت

کتاب سه دقیقه در قیامت/صوت

کتاب سه دقیقه در قیامت/صوت

مرور و بررسی کتاب زیبای «سه دقیقه در قیامت» توسط حجت الاسلام امینی خواه
این کتاب روایت جانباز مدافع حرمی است که در کردستان و در درگیری با گروهک پژاک صدمه میبیند و تجربه نزدیک به مرگ خود را روایت میکند.

نمایش صفحه

جلسه ۱
جلسه ۲
جلسه ۳
جلسه ۴
جلسه ۵
جلسه ۶
جلسه ۷
جلسه ۸
جلسه ۹
جلسه ۱۰
جلسه ۱۱
جلسه ۱۲
جلسه ۱۳
جلسه ۱۴
جلسه ۱۵
جلسه ۱۶
جلسه ۱۷
جلسه ۱۸
جلسه ۱۹
جلسه ۲۰
جلسه ۲۱
جلسه ۲۲
جلسه ۲۳
جلسه ۲۴
جلسه ۲۵
جلسه ۲۶
جلسه ۲۷
جلسه ۲۸
جلسه ۲۹
جلسه ۳۰
دانلود تمامی جلسات بعد از اتمام سخنرانی ها بارگزاری خواهد شد

جهت دانلود فایل های سخنرانی، پس از ورود به صفحه مربوطه، بر روی آیکون دانلود (در پایین توضیحات) کلیک نمایید.
 منبع :سایت روشنگری

۰

روایت مهماندار هواپیمای ایرفرانس از آرامش امام خمینی (ره) در راه بازگشت به میهن

معروف نیوز حکایت خوبان امام خمینی ره

روایت مهماندار هواپیمای ایرفرانس از آرامش امام خمینی (ره) در راه بازگشت به میهن

دولت بختیار از پرواز انقلاب جلوگیری کرد. همراهان امام خمینی (ره) برای اجاره هواپیما با شرکت‌های هواپیمایی وارد مذاکره شدند. آن‌ها «حاضر نمی‌شدند که قبول ریسک کرده و حامل امام و همراهان به سوی ایران بشوند». سرانجام شرکت ایرفرانس با شرایطی این مسافرت را قبول کرد.

شرکت ایرفرانس دو مشکل داشت، عدم تأمین از سوی دولت ایران و عدم آمادگی فرودگاه تهران به دلیل تعطیلی چند روز گذشته و ادامه اعتصاب. مسئولین کمیته استقبال با مسئولین سازمان هواپیمایی کشوری وارد مذاکره شدند تا فرودگاه را از هر جهت برای فرود هواپیمای امام‌خمینی مهیا سازند. از طرف دیگر مسئولین کمیته با دولت نیز مذاکراتی به عمل‌آوردند و دولت رسماً موافقت خود را به شرکت ایرفرانس اعلام کرد. کمیته استقبال با صدور اطلاعیه اعلام کرد: «دولت با فرود آمدن هواپیمای ایرفرانس حامل حضرت‌آیت‌الله العظمی امام خمینی موافقت نمود».

شرکت ایرفرانس پس از تضمین کافی، بلیط ۴۰۰ نفر از همراهان امام خمینی (ره) را صادر کرد؛ امّا در آخرین لحظات دست به یک عمل احتیاطی زد و نیمی از بلیط‌های مسافرین را پس گرفت تا به جای آن‌ها سوخت اضافی بزند که در صورت موفق نشدن به‌فرود، بتواند به پاریس برگردد.

آخرین دیدار امام (ره) با پلیس فرانسه

امام خمینی (ره) در عصر روز یازدهم بهمن با پیامی به ملت و دولت فرانسه از مهمان‌نوازی آن‌ها تشکر کردند. امام خمینی (ره) در آخرین ساعات آخرین روز تبعید، رئیس پلیس نوفل‌لوشاتو را نیز به حضور پذیرفتند. وی به همراه گارد حفاظت خدمت امام رسید. رئیس پلیس نطقی ایراد کرد و افزود: «از برکت وجود شما در نوفل‌لوشاتو با شخصیت‌هایی آشنا شدیم و بزرگانی را ملاقات کردیم که هرگز در دوران عمرمان فکر نمی‌کنیم دیدار آنان برایمان امکان داشت.» امام خمینی (ره) نیز متنی را به عنوان تشکر از زحمات پلیس آماده کرده بودند که به زبان فرانسه ترجمه شد و پس از قرائت به آنان تسلیم شد.

هدیه دختران نوفل‌لوشاتو به امام خمینی

از سوی ساکنان نوفل‌لوشاتو نیز یک شیشه حاوی خاک فرانسه به امام خمینی (ره) هدیه شد. داستان از این قرار بود که در آخرین لحظات که امام در حال آماده شدن برای‌حرکت به سوی فرودگاه بودند دو دختر فرانسوی جلوی اقامتگاه امام خمینی (ره) آمدند و با آقای فردوسی‌پور صحبت کردند و وقت ملاقات با امام (ره) خواستند. وی عذر آورد که امام (ره) در حال جمع کردن اثاثیه هستند. آن‌ها یک شیشه محتوای خاک که لاک و مهر شده بودند به وی دادند تا به امام (ره) برساند و دو عکس با امضای امام (ره) برای آن‌ها بیاورد. آن‌ها توضیح دادند که رسم مردم فرانسه این است که کسی را که خیلی دوست دارند هنگام خداحافظی نفیس‌ترین چیز یعنی خاک فرانسه را هدیه می‌کنند. امام خمینی (ره) نیز در پاسخ آن‌ها دو عکس امضا کردند و برای آن‌ها ارسال کردند.

امام خمینی (ره) در آخرین نماز جماعت مغرب و عشا در جمع دوستان و هواداران خود حاضر شدند و پس از نماز گزاردن به یکی از وعاظ گفتند تا برای آن‌هایی که موفق به‌همراهی با پرواز امام (ره) نشده‌اند صحبت کند و بگوید: «این سفر، سفر خطرناکی است. معلوم نیست ما به سلامت به ایران برسیم. شاید این پرواز را در هوا یا زمین بزنند. شما نگران نباشید، اصرار نکنید با من باشید. بگذارید من بروم اگر خطری بود برای من باشد». پس از سخنرانی مفصل سخنران و نقل سخنان امام، گریه و زاری از هر سو بلند شد و هر کس با زبانی می‌گفت‌: اگر برای شما خطری هست ما پیش‌مرگ شماییم. امام (ره) برای همه دعا کردند و سرانجام برای باقی ماندگان نیز پرواز دیگری تهیه شد.

حضور امام (ره) در فرودگاه شارل دوگل

امام خمینی (ره) پس از ساعتی از شب گذشته به سوی فرودگاه دوگل در حومه پاریس‌حرکت کردند. پلیس فرانسه تشریفات را در حد امکان رعایت کرد. پنج هزار نیروی ژاندارم، پلیس و نیرو‌های مخصوص در دو طرف جاده نوفل‌لوشاتو تا فرودگاه مستقر شده بودند.

صد‌ها نفر ایرانی در فرودگاه دوگل حاضر شده بودند تا امام خمینی (ره) را بدرقه کنند. آن‌ها یکسره شعار می‌دادند؛ فرودگاه با ده‌ها عکس از امام خمینی (ره) تزئین شده بود و عده‌ای مشغول خواندن سرود‌های انقلابی بودند. حدود ساعت ۱۱ به وقت محلی امام خمینی (ره) سوار بر هواپیما شدند و به دنبال او پنجاه تن از همراهان و ۱۵۰ خبرنگار سوار شدند. ساعت حدود یک به وقت فرانسه (۳:۳۰ به وقت تهران) هواپیمای حامل امام از فرودگاه شارل دوگل به پرواز درآمد.

روایت مهماندار هواپیمای ایرفرانس از آرامش امام

هواپیمای امام خمینی (ره) غرش‌کنان از فرودگاه شارل دوگل به سوی آسمان پرواز کرد. امام خمینی (ره) که از تلاش‌های آخرین روز پاریس خسته بودند پس از لحظاتی نماز شب را در طبقه دوم به جای آوردند و سپس در کف هواپیما خوابیدند. مهماندار هواپیما که از آرامش امام خمینی (ره) تعجب کرده بود نقل کرد که آیت‌الله اندکی بعد از سوار شدن به هواپیما، به طبقه بالای هواپیما رفت نمازش را خواند و بعد روی دو پتو خوابید. خبرنگاران با همراهان امام (ره) مصاحبه می‌کردند هر کس سخنی می‌گفت، یکی احساسات خود را بیان می‌کرد، دیگری احتمال برگرداندن یا سرنگون‌کردن هواپیما را می‌داد، همگی در یک چیز همانند بودند و آن نگرانی.

پس از طلوع فجر امام خمینی (ره) به نماز ایستادند و یاران نیز به او پیوستند و نماز صبح را با جماعت در هواپیما اقامه کردند. ساعت نزدیک هشت به وقت ایران بود که مهماندار پشت بلندگو رفت و اعلام کرد هم اکنون در آسمان ایران وارد شدیم. امام خمینی (ره) با شنیدن این جمله، لبخندی بر لبان شأن نقش بست.

منبع :دفاع پرس

بانک فیلم

نرم افزارهای مذهبی موبایل

تصاویربرگزیده

سبک زندگی اسلامی (لطفا برای نمایش تصاویرباکیفیت برروی تصویرموردنظرکلیک کرده وتصویررا در رایانه تان ذخیره کنید)