نرم افزارهای برگزیده

احیاگر معروف

سرباز کوچک ولایت ،آمرمعروف وناهی منکر

سایت های ویژه کودک ونوجوان

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

آخرين نظرات

پيوندها

سرداران دفاع مقدس

پیوندهای تصویری

bayanbox.ir bayanbox.ir bayanbox.ir

تبلیغات سایت

آرشیو سایت

۲۳۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زندگی درمکتب اهل بیت ع» ثبت شده است

۰

نماهنگ | کربلای ری

بانک فیلم زندگی درمکتب اهل بیت ع معروف نیوز رهبری انقلاب نمآهنگ

نماهنگ | کربلای ری

نماهنگ | کربلای ری

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «در فضیلت ایشان روایات معروفی وارد شده است. حضرت هادی به یکی از اهالی ری که از زیارت امام حسین می‌آمد فرمودند: اگر می‌رفتی عبدالعظیم را زیارت می‌کردی ثوابی که از زیارت امام حسین علیه‌السّلام به تو داده‌اند همین را به تو می‌دادند. ما در جوار جناب عبدالعظیم زندگی می‌کنیم، شوق کربلا هم داریم، اما کمتر توفیق پیدا می‌کنیم به زیارت این بزرگوار برویم.» ۱۳۸۲/۰۳/۰۵
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR هم‌زمان با پانزدهم شوال، سالروز وفات جناب عبدالعظیم حسنی (علیه‌السلام) نماهنگ «کربلای ری» را بر اساس بیانات رهبر انقلاب منتشر می‌کند.

۰

سالروز رحلت اولین بانوی اسلام؛ حضرت خدیجه (س) تا پای جان، از رسالت پیامبر(ص) حمایت کرد

زندگی درمکتب اهل بیت ع معروف نیوز رهبری انقلاب

سالروز رحلت اولین بانوی اسلام؛ حضرت خدیجه (س) تا پای جان، از رسالت پیامبر(ص) حمایت کرد

سالروز رحلت اولین بانوی اسلام؛ حضرت خدیجه (س) تا پای جان، از رسالت پیامبر(ص) حمایت کرد

گروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس: امروز دهم ماه مبارک رمضان، یادآور روزی تلخ در تاریخ اسلام است. روزی که رحلت ام المومنین حضرت خدیجه کبری سلام الله علی‌ها در آن اتفاق افتاد و به همین علت آن سال را عام الحزن نامیدند.

کلمات نمی‌تواند بازگوی شخصیت بانویی شود که علاوه بر آنکه بزرگ یاور پیامبر خدا (ص) بوده، همسری شایسته برای حضرت و مادری نمونه برای حورا انسیه یعنی فاطمه زهرا (س) است. فقدان و رحلت ایشان در دهمین روز از ماه مبارک رمضان سال دهم بعثت، ضایعه‌ای سنگین را به اسلام و مسلمانان وارد کرد و رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) یکی از اولین مدافعان خود را از دست دادند.

مقام و ایمان بی‌نظیر ام المؤمنین خدیجه کبری (س) سبب شد که تا سال‌ها بعد از رحلت ایشان، فضائل و خصایص حضرتش از سوی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای همگان بیان شود.

حضرت خدیجه (س) در مکه به دنیا آمد. وی از قبیله قریش، از تیره بنی‌اسد بود. قصی‌بن‌کلاب جد مشترک او و رسول اکرم (ص) است. در میان خویشان و نزدیکان حضرت خدیجه (س)، شخصیت‌های برجسته‌ای بودند، ازجمله ورقه‌بن‌نوفل، پسرعموی حضرت خدیجه (س)، که از دانایان عرب بود و به بعثت پیامبر (ص) بشارت داد.

او وقتی ماجرای نزول اولین وحی را از زبان پیامبر (ص) و خدیجه (س) شنید، نبوت حضرت محمد (ص) را تصدیق کرد [۱]. حکیم‌بن‌حزام، برادرزاده خدیجه (س)، نیز از شخصیت‌های بزرگ قریش و یکی از اعضای برجسته دارالندوه بود. [۲]دارالندوه خانه‌ای در کنار کعبه بود که قصی‌بن‌کلاب (جد چهارم پیامبر) آن را برای مشورت و حل و فصل مسائل قریش و مردم مکه تأسیس کرده بود. هرچند بنی‌اسد به اندازه بنی‌هاشم متنفذ نبودند، در بسیاری از کار‌های مهم در کنار بنی‌هاشم بودند، چنان‌که در پیمانی که برای جلوگیری از ظلم، و دفاع از ستمدیدگان بسته شد و در تجدید بنای کعبه در ۳۵ عام‌الفیل شرکت داشتند.

بعد از قرن‌ها که از رحلت این بانوی فداکار می‌گذرد، شنیدن فضائل ایشان به هر مسلمانی درس فداکاری و پایبندی به ایمان را می‌آموزد. برترین فضائل حضرت خدیجه (س) این چهار فضیلت است: محدثین و مورخین شیعه و اهل سنت بر این باورند که اولین بانوی مسلمان، حضرت خدیجه (س) بود. این فضیلت یکی از فضائل بی نظیری است که خدای رحمان به این بانوی گرانقدر عنایت کرده است. ابن اثیر از علمای اهل سنت در کتاب خود در این بارهمی‌نویسد: «علمای اسلام به اتفاق بر این باور هستند که اولین [بانوی]مسلمان، حضرت خدیجه (سلام‌الله‌علیها) بوده است.» [۳]این فضیلت به معنای آن است که حضرت خدیجه در حالی به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) ایمان آورده و اسلام را انتخاب کرده که دیگران در کفر و جهالت به سر می‌بردند.

احمد بن حنبل یکی از ائمه چهارگانه اهل سنت در کتاب خود روایتی را بیان کرده که بازگو کننده مقام این بانوی گرانقدر است. او در مسند خود از ابن عباس نقل می‌کند؛ «روزی رسول گرانقدر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با اصحاب خود نشسته بودند و در این هنگام حضرت با دست مبارکشان چهار خط روی زمین کشیدند و فرمودند: آیا می‌دانید این چهار خطی که کشیدم چیست؟ اصحاب خدمت حضرت عرض کردند: خدا و پیامبرش بهتر می‌دانند. رسول الله (ص) فرمودند: چهار نفر با فضیلت‌ترین زنان بهشت هستند. اولین آنان خدیجه بنت خویلد و دومین نفرشان دخترم فاطمه زهرا (س) و سومین آن‌ها آسیه همسر فرعون و چهارمین‌شان مریم مادر عیسی مسیح است.» [۴]با جستجو در منابع معتبر اهل سنت مشخص می‌شود، بار‌ها رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به پشتیبانی و یاری خود توسط ام المؤمنین خدیجه کبری (سلام‌الله‌علیها) اشاره کرده‌اند و از این بانوی آسمانی به نیکی یاد می‌کنند، تا جایی که اگر کسی از خدیجه غراء (سلام‌الله‌علیها) بدگویی می‌کرد، پیامبر رحمت (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به خشم می‌آمدند و چهره ایشان برافروخته می‌شد.

احمد بن حنبل در کتابش به نقل از یکی از همسران پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌نویسد: «رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هرگاه به یاد خدیجه می‌افتادند، از ایشان به نیکی یاد می‌کردند. روزی حسادت بر من [یکی از همسران حضرت]چیره شد و گفتم: چه زیاد از آن پیر زن بی‌دندان یاد می‌کنید؟! همانا خداوند بهتر از او نصیب شما فرموده است. در این هنگام رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: خدای رحمان بهتر از خدیجه به من همسری نداده است. زیرا او روزی به من ایمان آورد که تمام مردم به من کفر می‌ورزیدند و روزی مرا تصدیق کرد که مردم مرا تکذیب می‌کردند و هنگامی که مردم مرا محروم داشتند، او با اموال خود مرا یاری کرد. خدای عالم تنها از خدیجه کبری به من فرزند داده است و حال آنکه از سایر همسرانم به من فرزندی عنایت نفرمود.» [۵]قطعاً اولین بانوی مسلمان به خاطر حمایت‌ها و جان نثاری‌‎ها و صبر بر مصائبی که در راه یاری رساندن به حضرت محمد مصطفی (ص) متحمل شده، از جانب خدای رحمان، شایسته مقام رفیع و برتری بر دیگر زنان و بانوان عالم هستی شده است. اما عشق آسمانی و محبت قلبی رسول خدا (ص) به حضرت خدیجه کبری (س) بار‌ها بر زبان حضرت جاری شده است و محدثین اهل سنت همانند علمای شیعه، به ثبت و ضبط آن احادیث والا پرداخته‌اند.

به عنوان نمونه حاکم نیشابوری، محدث مشهور اهل سنت در کتاب خود، تعبیری عجیب و بسیار زیبا از رسول خدا (ص) در وصف ام‌المؤمنین خدیجه کبری (س) را بیان کرده است. او می‌نویسد که حضرت فرمودند: «سپاس مخصوص خدایی است که اطعام کرد و لباس پوشاند و خدیجه را همسر من قرار داد و من عاشق او بودم.» [۶]در این روایت، پیامبر (ص) از عشق و دلدادگی خود نسبت به ام المؤمنین حضرت خدیجه (س) سخن به میان آورده و به پاس وجود ایشان، حمد و سپاس پروردگار عالم را به جای می‌آورند.

همچنین مسلم نیشابوری در صحیح خود که نزد اهل سنت جایگاه با عظمتی دارد، بعد از ذکر روایتی در مورد اکرام بستگان حضرت خدیجه (س) توسط رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، در انتها به نقل از حضرت می‌نویسد که پیامبر اعظم (ص) فرمودند: «خدای رحمان، محبت و عشق خدیجه را روزی من کرده است.» [۷]حضرت خدیجه علاوه بر آنکه برای رسول خدا (ص) همسر نیکو و طاهره‌ای بود، اولین مدافع اسلام و یار و یاور در دورانی بود که حتی بستگان ایشان یعنی همان قریش، حضرت را طرد کرده بودند و به دشمنی ایشان همت گمارده بودند. رحلت این بانوی گرامی باعث شد پیامبر خدا (ص) یکی از مهم‌ترین پشتیبان‌های خود را از دست بدهند.

پی‌نوشت

[۱]. بخاری، ۱ / ۳؛ ابن‌کثیر، السیره النبویه، ۱ / ۳۸۶

[۲]. ابن‌حزم اندلسی، ۱۲۱؛ ابن‌عساکر، ۱۵ / ۱۱۵

[۳]عز الدین ابن الأثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۱، ص ۶۵۵، دار الکتاب العربی، بیروت – لبنان، چاپ اول، ۱۴۱۷ ه. «اخْتَلَفَ الْعُلَمَاءُ … خَلْقِ اللَّهِ إِسْلَامًا.»

[۴]. احمد بن حنبل، مسند أحمد، ج ۴، ص ۴۰۹، ح ۲۶۶۸، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، ۱۴۲۱ ه. «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: خَطَّ رَسُولُ اللهِ … وَمَرْیَمُ ابْنَةُ عِمْرَانَ".»

[۵]. احمد بن حنبل، مسند أحمد، ج ۴۱، ص ۳۵۶، ح ۲۴۸۶۴، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، ۱۴۲۱ ه. «عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: کَانَ النَّبِیُّ … حَرَمَنِی أَوْلَادَ النِّسَاءِ ".»

[۶]. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۲۰۱، ح ۴۸۴۰، دار الکتب العلمیة – بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۱ ه. «عَنِ الزُّهْرِیِّ، قَالَ: … وَکُنْتُ لَهَا عَاشِقًا.»

[۷]. مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، ج ۴، ص ۱۸۸۸، رقم ۲۴۳۵، دار إحیاء التراث العربی_ بیروت. «عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: … إِنِّی قَدْ رُزِقْتُ حُبَّهَا.»

انتهای پیام/ 241

۰

نماهنگ | پرتویی از عظمت حسین‌بن‌علی (ع)

بانک فیلم زندگی درمکتب اهل بیت ع معروف نیوز رهبری انقلاب نمآهنگ

نماهنگ | پرتویی از عظمت حسین‌بن‌علی (ع)

نماهنگ | پرتویی از عظمت حسین‌بن‌علی (ع)

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «روز میلاد حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌الصّلاةوالسّلام روز باعظمتی است. به فرمایش مرحوم آقای حاج میرزا جواد آقای تبریزی ملکی - عالمِ فقیهِ عارفِ بزرگوار - عظمت روز سوّم شعبان را باید به‌عنوان پرتوی از عظمت حسین‌بن‌علی به‌حساب آورد و به‌شمار آورد؛ روز بزرگی است. در این روز کسی متولد شد که سرنوشت اسلام، به او، به حرکت او، به قیام او، به فداکاری او، به اخلاص او بسته بود. این بزرگوار در تاریخ بشریّت، یک حرکتی را - که نظیر و شبیهی ندارد - ارائه‌ی به تاریخ کرد و در مقابل چشم بشریّت گذاشت که هرگز فراموش نخواهد شد؛ الگو است.»۱۳۹۲/۰۳/۲۲
بخش فقه و معارف رسانه KHAMENEI.IR به مناسبت سالروز ولادت حضرت حسین‌بن‌علی(ع) بر اساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب، نماهنگ «پرتویی از عظمت حسین‌بن‌علی(ع)» را منتشر میکند.

۰

سخن‌نگاشت فضیلت ماه شعبان از منظر رهبری انقلاب

زندگی درمکتب اهل بیت ع معروف نیوز رهبری انقلاب ویژه نامه مذهبی ماه شعبان

سخن‌نگاشت فضیلت ماه شعبان از منظر رهبری انقلاب

سخن‌نگاشت | فضیلت ماه شعبان

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «ما وارد ماه شعبان شدیم؛ ماه عبادت، ماه توسّل، ماه مناجات؛ وَ اسمَع دُعائی اِذا دَعَوتُک، وَ اسمَع نِدائی اِذا نادَیتُک؛ فصل مناجات با خدای متعال، فصل مرتبط کردن این دلهای پاکْ با معدن عظمت، با معدن نور؛ این را قدر باید دانست. این مناجات شعبانیّه یک تحفه‌ای است که در اختیار ما قرار داده شده است. خب ما دعا خیلی داریم، همه‌ی این دعاها هم پر از مضامین عالی است، امّا بعضی یک برجستگی خاصّی دارند... ماه شعبان یک چنین ماهی است؛ دلهای پاک، دلهای نورانی، دلهای جوان، از این موقعیّت بهره بگیرند، استفاده کنند، رابطه‌تان را با خدا قوی کنید.» ۱۳۹۲/۳/۲۲
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR هم‌زمان با فرارسیدن ماه شعبان المعظم، مجموعه سخن‌نگاشت «فضیلت ماه شعبان» را بر اساس بیانات رهبر انقلاب منتشر می‌کند.

۰

نماهنگ | قیام حسینی، تبیین زینبی

بانک فیلم زندگی درمکتب اهل بیت ع معروف نیوز رهبری انقلاب نمآهنگ

نماهنگ | قیام حسینی، تبیین زینبی

نماهنگ | قیام حسینی، تبیین زینبی

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «این چهل روزی که از عاشورا تا اربعین اتّفاق افتاده، یکی از مقاطع بسیار مهمّ تاریخ اسلام است. روز عاشورا در اوج اهمّیّت است و این چهل روزی هم که بین عاشورا و اربعین هست، تالی‌تلو روز عاشورا است. اگر روز عاشورا اوج مجاهدت همراه با فداکاری -فدا کردن جان، فدا کردن عزیزان، فرزندان و یاران- است، این چهل روز، اوج مجاهدت همراه با تبیین، همراه با افشاگری، همراه با توضیح [است]. اگر این چهل روز نمیبود، اگر حرکت عظیم زینب کبریٰ (سلام الله علیها) و جناب امّ‌کلثوم و حضرت سجّاد (علیه السّلام) نمیبود، شاید آن فقره‌ی «لِیَستَنقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَةِ وَ حَیرَةِ الضَّلالَة»  اتّفاق نمی‌افتاد.» ۱۴۰۰/۰۷/۰۵
رسانه KHAMENEI.IR براساس بیانات رهبر انقلاب، نماهنگ «قیام حسینی، تبیین زینبی» را منتشر میکند.

۰

مستند | لشکر زینبی

بانک فیلم زندگی درمکتب اهل بیت ع معروف نیوز رهبری انقلاب

مستند | لشکر زینبی

مستند | لشکر زینبی

مستند «لشکر زینبی» گوشه‌ای از دیدارهای متعدد رهبر انقلاب با خانواده‌ی معزز شهدای مدافع حرم در ۵ سال گذشته را به تصویر کشیده است.
 بازنشر به مناسبت سالروز وفات حضرت زینب کبری سلام‌الله علیها

 
فیلم مربوط به دیگران: مستند | لشکر زینبی

با توجه به پهنای باند اینترنت خود ، می توانید این فیلم را با کیفیت های مختلف زیر دریافت نمایید :

۰

اتکاء به حضور مردم، درس ماندگار امیرالمومنین

زندگی درمکتب اهل بیت ع معروف نیوز رهبری انقلاب

اتکاء به حضور مردم، درس ماندگار امیرالمومنین

اتکاء به حضور مردم، درس ماندگار امیرالمومنین

 امیرالمؤمنین علیه‌السلام قله است

امیرالمؤمنین علیه‌السلام قله است و «وظیفه‌ی ما این است، به سمت قلّه حرکت کنیم. همین صفات امیرالمؤمنین را [در نظر] بگیرید، به‌قدر وسعمان، به‌قدر توانمان در این جهت حرکت کنیم؛ در جهت عکس حرکت نکنیم.»۱۳۹۵/۶/۳۰ «درباره‌ی مقام امیرالمؤمنین، زبانهای نوع بشر و قدرت تصویر و ترسیم انسانها، عاجز از ارائه‌ی کُنه و حقیقت مطلبند؛ بلکه عاجز از تصور آن مقام شامخ و کُنه عظمت آن بزرگوارند... امیرالمؤمنین از مقیاسهای ما خارج است.»۱۳۷۰/۱۰/۲۹ در حقیقت «تمام ارزشها و صفاتی که انسان... به آنها احترام میگذارد و تکریم میکند، در علیّ‌بن‌ابی‌طالب جمع است؛ یعنی علیّ‌بن‌ابی‌طالب شخصیّتی است که اگر شما شیعه باشید احترامش میکنید، اگر سنّی باشید احترامش میکنید، اگر اصلاً مسلمان نباشید و او را بشناسید و بروید دنبال احوالش احترام میکنید.»۱۳۹۵/۶/۳۰ لذا «آن‌قدر زیباییها و جلوه‌ها و جاذبه‌ها در آن بزرگوار بسیار است، که دلی که با این جاذبه‌ها آشنا شود، نمیتواند نسبت به آن بزرگوار بی‌تفاوت بماند. هر کس او را به قدری که در همین روایات هست، شناخت، دلباخته‌ی او شد.»۱۳۷۰/۱۰/۲۹

* ترکیبِ صفات برجسته‌ معنوی، انسانی و حکومتی
صفات برجسته‌ی بیشماری در امیرالمؤمنین علیه‌السلام جمع‌ شده است: یک دسته از صفات حضرت، «صفات معنویِ الهی است که با هیچ میزانی برای ماها اصلاً قابل سنجش نیست؛ ایمان، آن ایمانِ متعالیِ عمیق؛ سبقت در اسلام، فداکاری در راه اسلام. اخلاص؛ یک سرِ سوزن عاملی غیر از نیّت خدایی در عمل او وجود ندارد... علم و معرفت بِالله... اینها یک سلسله از صفات امیرالمؤمنین است که اصلاً برای ما واقعاً قابل توصیف نیست، قابل فهم نیست؛ [اگر] بیایند بنشینند برای ما توضیح هم بدهند، ما درست به عمقش پی نمیبریم، از بس عظیم است، از بس عمیق است.»۱۳۹۵/۶/۳۰ بخش دیگر از صفات امیرالمؤمنین علیه‌السلام «صفات برجسته‌ی انسانی او است؛ اینها همان چیزهایی است که انسان مسلمان و غیر مسلمان و مسیحی و غیر مسیحی و بی‌دین و با دین و همه را مجذوب میکند... شجاعت، رحم؛ آن انسانی که در میدان جنگ آن‌جور میجنگد، وقتی سروکارش با یک خانواده‌ی یتیم‌دار می‌افتد، آن‌جور با یتیمان همراهی میکند، خم میشود، بچّه یتیم‌ها را بازی میدهد، روی دوش خودش سوار میکند.»۱۳۹۵/۶/۳۰ «دسته‌ی سوّم از خصوصیّات امیرالمؤمنین، خصوصیّات حکومتی است... مثل عدالت، مثل انصاف، مثل برابر قراردادن همه‌ی آحاد مردم، ... اجتناب از زخارف دنیا و زینتهای دنیا برای شخص خود... تدبیر؛ برای جامعه‌ی اسلامی تدبیر اندیشیدن؛ دشمن را جدا کردن، دوست را جدا کردن، دشمن را به چند طبقه تقسیم کردن... سرعت عمل؛ معطّل نمیکرد، بمجرّد اینکه تشخیص میداد که باید این اقدام را کرد، حرکت میکرد.»۱۳۹۵/۶/۳۰ ایشان «در عمل به حق بی‌باک بود، ملاحظه نمیکرد؛ در عمل به عدل بی‌باک بود، ملاحظه نمیکرد؛ رودربایستی در زندگی امیرالمؤمنین نبود.»۱۳۹۵/۶/۳۰

* نقش برجسته‌ی مردم در حرکت نظام اسلامی
یکی از ضروری‌ترین اقدامات برای حرکت در جهت مورد نظر امیرالمؤمنین علیه‌السلام فهم درست آموزه‌ها و رهنمودها و سیره‌ی ایشان است. از پایه‌های اساسی حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، حضور مردم و نقش‌آفرینی آنان در شکل‌گیری و تداوم حکومت اسلامی است. «در فرمایش امیرالمؤمنین در آن جمله‌ی معروف که «لَو لا حُضورُ الحاضِرِ وَ قِیامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ النّاصِر... لَاَلقَیتُ حَبلَها عَلى غارِبِها»، هم نقش مردم مورد تذکّر قرار گرفته است، هم حقّ مردم. «نقش مردم» یعنی اگر مردم نیایند سراغ آن کسی که خود را صاحب حق میداند و میخواهد مسئولیّتی قبول کند، بر او واجب نیست دنبال آن حق برود... نقش مردم این‌قدر مهم است. حتّی کسی مثل امیرالمؤمنین، علیّ‌بن‌ابی‌طالب، اگر مردم با او نباشند، دُوروبَرش نباشند، میگوید من تکلیفی ندارم. اگر چنانچه مردم آمدند، آن‌وقت بر او واجب است که مسئولیّت را بپذیرد.»۱۴۰۲/۱۰/۲۶ بر این اساس در نگاه اسلام، حضور مردم هم در اصل قبول مسئولیت توسط حاکم اسلامی و هم در پیشبرد اهداف نظام اسلامی نقش تعیین کننده‌ای دارد: «وَ لَیسَ امرُؤٌ وَ اِن عَظُمَت فِی الحَقِّ مَنزِلَتُهُ وَ تَقَدَّمَت فِی الدّینِ فَضیلَتُهُ بِفَوقِ اَن یُعانَ عَلى ما حَمَّلَهُ اللَهُ مِن حَقِّه»؛ هر مقداری [هم] که ارزش ذاتی و وجودی و علمی و دینی کسی بالا باشد، هیچ کس نیست که محتاج کمک مردم نباشد... اگر بخواهد وظیفه‌ی خودش را و مسئولیّت خودش را انجام بدهد، به کمک مردم احتیاج دارد... یعنی امیرالمؤمنین به اعانت مردم احتیاج دارد... چه مردمی که دارای شأن اجتماعی‌اند... چه توده‌ی مردم؛ به اعانت همه احتیاج است.»۱۴۰۲/۱۰/۲۶ «هو الّذی ایّدک بنصره و بالمؤمنین؛ خدای متعال تأیید خودش را در کنار نصرت به وسیله‌ی مؤمنین میگذارد... مؤمنین هستند که موجب نصرت میشوند؛ مؤمنین هستند که نظام را پابرجا نگه میدارند؛ مؤمنین هستند که در میدانهای مختلف، جاده را صاف میکنند تا نظام اسلامی بتواند کارهای بزرگی را انجام دهد.»۱۳۹۰/۶/۱۷ «بنابراین، روشن است که رسیدن به هدفهای اسلامی... جز با حضور مردم، جز با توجّه و مبادرت مردم امکان‌پذیر نیست؛ باید مردم بخواهند، مردم بیایند، مردم اقدام کنند.»۱۴۰۲/۱۰/۲۶

* مردم‌گرایی در نظام اسلامی، ریشه اسلامی دارد
بنابراین اسلام‌گرایی در نظام اسلامی، از مردم‌گرایی جدا نیست: «مردم‌گرایی در نظام اسلامی، ریشه اسلامی دارد. وقتی ما میگوییم نظام اسلامی، امکان ندارد که مردم نادیده گرفته شوند. پایه و اساسِ حقّ مردم در این انتخاب، خود اسلام است؛ لذا مردم‌سالاری ما - که مردم‌سالاری دینی است - دارای فلسفه و مبناست. چرا باید مردم رأی دهند؟ چرا باید رأی مردم دارای اعتبار باشد؟ این متّکی بر احساسات توخالی و پوچ و مبتنی بر اعتبارات نیست؛ متّکی بر یک مبنای بسیار مستحکم اسلامی است.»۱۳۸۰/۳/۱۴

در حقیقت آنچه که توسط امام خمینی در قالب نظام جمهوری اسلامی عملی شد قطره‌ای از دریای بیکران آموزه‌های امیرالمؤمنین در این عصر و زمانه بود. لذا حضرت امام هم به‌عنوان پیرو حقیقی امیرالمؤمنین «به معنای حقیقی کلمه به اصالت عنصر «مردم» در نظام اسلامی معتقد بود.»۱۳۸۰/۳/۱۴ و «یاد داد به مردم‌ که حضور آنها در صحنه معجزه‌آفرین است.»۱۴۰۲/۱۰/۱۹ امام خمینی «مردم را در چند عرصه مورد توجّه دقیق و حقیقی خود قرار داد. عرصه اوّل، عرصه تکیه نظام به آراء مردم است.»۱۳۸۰/۳/۱۴ «در مکتب سیاسی امام رأی مردم به معنای واقعی کلمه تأثیر می‌گذارد و تعیین کننده است. این، کرامت و ارزشمندی رأی مردم است. از طرف دیگر امام با اتکاء به قدرت رأی مردم معتقد بود که با اراده‌ی پولادین مردم می‌شود در مقابل همه‌ی قدرتهای متجاوز جهانی ایستاد؛ و ایستاد. در مکتب سیاسی امام، مردم‌سالاری از متن دین برخاسته است؛ از «امرهم شوری بینهم» برخاسته است؛ از «هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین» برخاسته است. ما این را از کسی وام نگرفته‌ایم.»۱۳۸۵/۳/۱۴ «در نظام اسلامی، مردم تعیین‌کننده‌اند. این هم از اسلام سرچشمه میگیرد... عرصه دوم، عرصه تکلیف مسؤولان در قبال مردم است... عرصه سوم... عبارت است از بهره‌برداری از فکر و عمل مردم در راه اعتلای کشور؛ یعنی استعدادها را شکوفا کردن و معطل نگذاشتن... عرصه چهارم... عبارت است از لزوم آگاه‌سازی دائمی مردم.»۱۳۸۰/۳/۱۴ امام خمینی و تجربه‌ی حضور و نقش‌آفرینی مردم در انقلاب اسلامی به روشنی نشان داد که حضور مردم در صحنه می‌تواند پدیدآورنده‌ی حوادث بزرگ باشد:‌ «امام انتخابات را مظهر مردم‌سالاری میدانست -و همین جور هم هست؛ یعنی امروز مردم‌سالاری و حضور مردم به وسیله‌ی انتخابات امکان‌پذیر است.»۱۴۰۰/۳/۱۴ و «انتخابات آن مسیر صحیحی است که مردم میتوانند به وسیله‌ی آن و از آن مسیر، حاکمیّت ملّی را، مردم‌سالاری را، جمهوریّت را در کشور تأمین کنند.»۱۴۰۲/۱۰/۰۲

کلام پایانی اینکه «رسیدن به هدفهای اسلامی ــ حالا اسمش را بگذارید «نظام اسلامی»، در نهایت «تمدّن اسلامی» ــ جز با حضور مردم، جز با توجّه و مبادرت مردم امکان‌پذیر نیست؛ باید مردم بخواهند، مردم بیایند، مردم اقدام کنند. این برای ما یک اصل شد... توجّه داشته باشیم که مسئله‌ی «مردم» یک اصل اسلامی است، بدون آن کاری نمیشود کرد، به هدفها نمیشود رسید، به حیات نمیشود رسید.»۱۴۰۲/۱۰/۲۶

۰

امیرالمؤمنین علیه‌السلام، مرجع رهروان حقیقت

بانک فیلم زندگی درمکتب اهل بیت ع معروف نیوز رهبری انقلاب

امیرالمؤمنین علیه‌السلام، مرجع رهروان حقیقت

امیرالمؤمنین علیه‌السلام، مرجع رهروان حقیقت

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «تمام ارزشها و صفاتی که انسان -چه به‌عنوان انسان مؤمن به اسلام، چه به‌عنوان انسان مؤمن به هر دینی، و چه به‌عنوان انسان بی‌اعتقاد به هر دینی؛ هرجور انسانی- به آنها احترام میگذارد و تکریم میکند، در علیّ‌بن‌ابی‌طالب جمع است؛ یعنی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (سلام‌الله‌علیه) شخصیّتی است که اگر شما شیعه باشید احترامش میکنید، اگر سنّی باشید احترامش میکنید، اگر اصلاً مسلمان نباشید و او را بشناسید و بروید دنبال احوالش احترام میکنید. افرادی از اهل سنّت که درباره‌ی فضائل امیرالمؤمنین در طول سالهای متمادی نوشته‌اند بسیارند؛ جورج جرداق مسیحی،آن کتاب پنج جلدی را نوشته؛ یک مسیحی درباره‌ی امیرالمؤمنین سالها قبل عاشقانه کتاب مینویسد. همین شخصیّت آمد اینجا پیش من و راجع به کتابش صحبت شد، گفت من از دوران نوجوانی با نهج‌البلاغه آشنا شدم، نهج‌البلاغه مرا به شخصیّت علیّ‌بن‌ابی‌طالب هدایت کرد؛ این کتاب را نوشت: الامام‌ علی صوت العدالة الانسانیّة. کسی که اصلاً دین هم نداشته باشد -یعنی به هیچ دینی معتقد نباشد- وقتی شخصیّت امیرالمؤمنین را بشناسد، در مقابل او خضوع میکند، تعظیم میکند.» ۱۳۹۵/۰۶/۳۰
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت سیزدهم رجب، سالروز ولادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نماهنگ «مرجع رهروان حقیقت» را منتشر می‌کند.

۰

امیرالمؤمنین(ع) فرمود این ۵ کلمه را از من فرابگیرید؛

بانک فیلم زندگی درمکتب اهل بیت ع معروف نیوز رهبری انقلاب

امیرالمؤمنین(ع) فرمود این ۵ کلمه را از من فرابگیرید؛

امیرالمؤمنین(ع) فرمود این ۵ کلمه را از من فرابگیرید؛

عَن اَمیرِ المُؤمِنین (عَلَیهِ السَّلام) اَنَّهُ قالَ: خُذوا عَنّی کَلِماتٍ‌ لَو رَکِبتُمُ المَطِیَّ فَاَنضَیتُموها لَم تُصیبوا مِثلَهُنَّ اَلا لا یَرجو اَحَدٌ اِلَّا رَبَّهُ وَ لا یَخافَنَّ اِلَّا ذَنبَهُ وَ لا یَستَحیِی العَالِمُ اِذا لَم یَعلَم اَن یَتَعَلَّمَ وَ لا یَستَحیی اِذا سُئِلَ عَمّا لا یَعلَمُ اَن یَقولَ اللهُ اَعلَمُ وَ اعلَموا اَنَّ الصَّبرَ مِنَ الایمانِ بِمَنزِلَةِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدِ وَ لا خَیرَ فی جَسَدٍ لا رَأسَ لَه.(۱)

خُذوا عَنّی کَلِماتٍ‌ لَو رَکِبتُمُ المَطِیَّ فَاَنضَیتُموها لَم تُصیبوا مِثلَهُنَّ
امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود که این پنج کلمه را، این پنج مطلب را، از من فرا بگیرید؛ پنج کلمه‌ای که هر چه سِیر کنید در این دنیا، نخواهید توانست بهتر از این کلمات حکمت‌آمیز را پیدا کنید. تعبیر حضرت این است که «لَو رَکِبتُمُ المَطی»؛ «مطی» جمع «مطیّه» است؛ یعنی چهارپایان و مراکبِ آن روزِ دنیا؛ حالا شما بفرمایید هواپیما و اتومبیل. فَاَنضَیتُموها؛ یعنی فرسوده کنید؛ [یعنی اگر] آن قدر سواری بکشید از این شتر یا این اسب که از پا بیندازید او را؛ یعنی این قدر پیش بروید؛ راه بروید. خلاصه، کنایه از این معنا است که هر چه بگردید، نخواهید توانست مثل این کلمات را در حکمت پیدا کنید. این پنج کلمه [برای هر کس]  این است:

اَلا لا یَرجو اَحَدٌ اِلَّا رَبَّه
[اوّل:] امیدی به غیر خدا نداشته باشد؛ پشت سر همه‌ی عوامل مادّی، اراده‌ی الهی را ببیند. گاهی همه‌ی وسایل مادّی هم فراهم است امّا نتیجه‌بخش نمیشود. همه‌ی این سلسله‌ی علل و معالیلی که در این عالَم طبیعت گذاشته شده است، قوامش و تأثیرش به اراده‌ی الهی است. این را آدم بفهمد و امید او به خدا باشد؛ امید او به این عوامل ظاهری، یعنی به این جسمهای بی‌روح و این کالبدهای بی‌جان نباشد. همه‌ی این علل و عوامل، بدون اراده‌ی الهی کالبدی هستند بی‌جان؛ جان آنها، روح آنها، حقیقت آنها عبارت است از اراده‌ی الهی. پس در همه چیز دنبال امید به خدا باشید؛ این، کار انسان را خیلی آسان و گوارا میکند.

وَ لا یَخافَنَّ اِلَّا ذَنبَه
[دوّم:] از هیچ چیز هم جز گناهِ خود نترسد. این گناه، آثار دنیوی و اخروی دارد. وَ ما اَصابَکُم مِن مُصیبَةٍ فَبِ‌ما کَسَبَت اَیدیکُم؛(۲) این همان گناهان ما است، خطاهای ما است؛ ما هستیم که با سوء تدبیر خودمان، با سوء عمل خودمان، با تنبلی خودمان، با دخالت دادن هواهای نفْسانی خودمان، کارها را خراب میکنیم و میوه‌ی تلخ آن، کام ما را تلخ میکند. پس آنچه باید واقعاً از آن بترسیم، خطای خود ما، گناه خود ما، تخلّف خود ما است. این دوّمی موجب میشود که انسان مراقب باشد که در همه‌ی امور زندگی خطا نکند، مواظب باشد که درست بیندیشد، درست فکر کند، درست عمل کند و خواستها و هواها را در تصمیم‌گیری‌های گوناگون در زندگی خودش اثر ندهد. همین جور هم هست؛ در زندگی‌تان [اگر] نگاه کنید، خواهید دید همه چیز همین جور است.

وَ لا یَستَحیِی العَالِمُ اِذا لَم یَعلَم اَن یَتَعَلَّم
[سوّم:] شخصی که عالم است، خجالت نکشد از اینکه بیاموزد آن چیزی را که نمیداند. مرحوم کیوان سمیعی -مرد بافرهنگِ فرهیخته‌ای بود به قول امروز؛ مرحوم کیوان سمیعی چند سال پیش فوت کرد- میگفت مرحوم حاج آقا حسین قمی در سفری که از عتبات آمده بود برای زیارت و برمیگشت، آمد کرمانشاه -مرحوم آقای حاج آقا حسین قمی مرجع تقلید بود آن وقت- یک مسئله‌ای در قبله محلّ اختلاف شد بین علما، مرحوم سردار کابلیِ معروف که اهل نجوم و این چیزها بود، آمد نشست برای حاج آقا حسین شرح داد؛ میگوید من در مجلس بودم، دیدم حاج آقا حسین وقتی فهمید که این مردِ واردی است، با اینکه سردار کابلی، هم سنّاً، هم رتبه‌ی علمی‌اش و رتبه‌ی حوزوی‌اش خیلی پایین‌تر از مرحوم حاج آقا حسین بود -البتّه او هم عالم بود، فاضل بود- حاج آقا حسین مثل یک شاگرد گفت شما فردا هم تشریف بیاورید؛ فردا هم آمد برایش شرح داد مسئله‌ای را در باب قبله و تبیین کرد برای او. شما عالم هستید، امّا این مطلب را وقتی نمیدانید، از اینکه بروید یاد بگیرید شرم نکنید. آنچه حالا انسان میخواهد یاد بگیرد و بنا دارد که یاد بگیرد، نگویید «من بروم یاد بگیرم با این شأن و با این مقام و با این شهرت؟» ببینید این دایره‌ی علم‌آموزی و گسترش علم تا کجاها همین طور گسترده میشود! تمام‌شدنی نیست یاد گرفتنِ انسان.

وَ لا یَستَحیی اِذا سُئِلَ عَمّا لا یَعلَمُ اَن یَقولَ اللهُ اَعلَم
[چهارم:] یک چیزی هم که از شما پرسیدند، وقتی نمیدانید، خجالت نکشید از اینکه بگویید: من نمیدانم، خدا میداند. حالا در این روایت دارد «اللهُ اَعلَمُ»؛ در یک روایت دیگر با یک سند دیگری همین مطلب نقل شده که دارد «اَن یَقولَ لا اَعلَم». آدم چیزی را که نمیداند، خجالت نکشد از اینکه بگوید من نمیدانم آن را؛ علم را با جهل مخلوط نکنید. الان خیلی‌ها از این کسانی که مدّعیانِ علم هستند در عرصه‌های مختلف ــ نه فقط عمامه‌ای‌ها؛ عمامه‌ای و غیر عمامه‌ای؛ دیگر حالا غیر عمامه‌ای‌ها شلوغ‌تر کرده‌اند تا عمامه‌ای‌ها ــ اینها وقتی یک چیزی را نمیدانند، ننگشان میکند که بگویند نمیدانیم، رشته‌ی ما نیست، کار ما نیست، بلد نیستیم، تحقیق نکرده‌ایم، درسش را نخوانده‌ایم؛ ننگشان میکند که این را بگویند؛ یک چیزی حتماً در جواب افاده میکنند، افاضه میکند، غلط؛ یعنی جهل را میریزند در عرصه و سفره‌ی علم، مخلوط میکنند، علم را خراب میکنند.

وَ اعلَموا اَنَّ الصَّبرَ مِنَ الایمانِ بِمَنزِلَةِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدِ وَ لا خَیرَ فی جَسَدٍ لا رَأسَ لَه
[پنجم:] همه چیزِ ایمان صبر است. صبر یعنی تحمّل کردن، استقامت کردن، پای فشردن در راه صحیح؛ به این میگویند صبر، که پشتوانه‌ی همه‌ی حرکتها و تلاشهای انسان هم صبر است.


۱) خصال، ج ۱، ص ۳۱۵؛ «على (علیه السّلام) فرمود: کلماتى از من فرا گیرید که اگر بر چهارپایان سوار شوید و در راه‌پیمایى آنها را از پاى درآورید، مانند آن کلمات را نخواهید یافت. هان که هیچ کس جز به پروردگارش امید نبندد و بجز از گناهِ خویش نهراسد و چون چیزى نداند از فرا گرفتنش خجالت نکشد و چون چیزى از او سؤال شد که نمیداند، خجالت نکشد و بگوید خدا بهتر میداند، و بدانید که شکیبایى براى پیکره‌ی ایمان همچون سر است براى بدن، و بدنى که سر ندارد خیرى در او نیست.»
۲) سوره‌ی شوریٰ، بخشی از آیه‌ی ۳۰؛ «و هر [گونه] مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شما است ...»

۰

زندگی و زمانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام از زبان خودش علی از زبان علی

کتابخانه اسلامی زندگی درمکتب اهل بیت ع معروف نیوز رهبری انقلاب

زندگی و زمانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام از زبان خودش علی از زبان علی

زندگی و زمانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام از زبان خودش علی از زبان علی

چون همه نقل قول‌ها از نهج البلاغه و دیگر منابع موثق و قطعی شیعی و سنی آورده شده است، مخاطب مطمئن است که روایت‌هایی درست و دقیق از زبان امیرالمؤمنین را می‌خواند و این حس اعتماد به درست بودن کلام و روایت از زبان خود حضرت علیه‌السلام و اطمینان از عدم دخالت تخیل نویسنده در داستان و عینی و واقعی بودن مطالب، آن را جذاب، پرکشش و اطمینان‌بخش کرده است.

«پسرم! درست است که من به اندازه همه کسانی که پیش از من می‌زیسته‌اند عمر نکرده‌ام، اما در کردار آنها نظر افکنده و در اخبارشان تفکر نمودم و در آثار آنها به سیر و سیاحت پرداختم تا بدانجا که همانند یکی از آنها شدم، بلکه گویا در اثر آنچه از تاریخ آنان به من رسیده ‌با همه آنها از اول تا آخر بوده‌ام.من قسمت زلال و مصفای زندگی آنان را از بخش کدر و تاریک باز شناختم و سود و زیانش را دانستم و از میان تمام آنها قسمت‌های مهم و برگزیده را برایت‌ خلاصه کردم و از بین همه آنها زیبایش را برایت ‌انتخاب نمودم و مجهولات آن را از تو دور داشتم. لذا همانگونه که یک پدرمهربان بهترین نیکی‌ ها را برای فرزندش می‌خواهد من نیز صلاح دیدم که تو را بدین‌ صورت تربیت کنم.»

آنچه خواندید نه یک کلام عادی از یک فرد معمولی که سخنان حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام خطاب به پسر بزرگوارشان امام حسن مجتبی علیه‌السلام است، درباره اهمیت مطالعه و دانستن تاریخ. موضوعی که برای اهتمام به آن و عبرت گرفتن از آن همین کلام گهربار امیرالمؤمنین علیه‌السلام کافی و باقی صحبت‌ها زیاده گویی است.

مطالعه تاریخ صدر اسلام همواره برای مسلمانان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بوده است. رهبر انقلاب معتقدند که ما باید تاریخ زندگی پیامبر گرامی اسلام را میلی‌متری مطالعه و از آن درس بگیریم. (۱۳۸۷/۰۵/۰۹) این در حالی است که بخش قابل توجهی از این برهه تاریخی با حیات و فعالیت‌ها و همراهی‌های امام علی علیه‌السلام عجین و مهم‌ترین رویدادهای صدر اسلام اغلب ممزوج با اقدامات امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. کارهایی که باعث شده دین مبین اسلام از غربت و تنهایی خارج و کم‌کم پر و بال بگیرد و قدرت پیدا کند.

چه زمانی که به عنوان اولین نفر دعوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را پذیرفتند و در دوران سخت تنهایی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم یار و مونس ایشان بودند، چه در دوران قدرت گرفتن اسلام که مصادف بود با جنگ‌های پیامبر که ایشان تقریباً در همه جنگ‌ها حضور داشتند و چه در آخرین روزهای عمر با برکت رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم که مصادف بود با واقعه غدیرخم و معرفی امیرالمؤمنین علیه‌السلام به عنوان ولی و سرپرست جامعه بعد از خود.

اینجاست که اهمیت خواندن کتاب «علی از زبان علی» بیش از پیش آشکار می‌شود. این کتاب در واقع یکی از دقیق‌ترین و خواندنی‌ترین کتاب‌هایی است که در مورد زندگی و زمانه امیرالمؤمنین نگاشته شده و با در برداشتن چند ویژگی خاص، متمایز و خواندنی شده است.

اولین و مهم‌ترین ویژگی کتاب که آن را بسیار جذاب کرده، زاویه دید اول شخص آن در تعریف وقایع است. در این کتاب امیرالمؤمنین خود راوی زندگی خویش است و در حین خواندن کتاب گویی مخاطب از زبان خود حضرت علیه‌السلام در حال شنیدن زندگانی و حوادث شیرین و تلخ زندگی ایشان است. کتاب این‌گونه آغاز می شود: «من علی فرزند ابوطالب و فاطمه بنت اسد در روز سیزدهم رجب سال سی عام الفیل در شهر مکه و در درون خانه کعبه متولد شدم.»

از طرفی چون همه نقل قول‌ها از نهج البلاغه و دیگر منابع موثق و قطعی شیعی و سنی آورده شده است، مخاطب مطمئن است که روایت‌هایی درست و دقیق از زبان امیرالمؤمنین را می‌خواند و این حس اعتماد به درست بودن کلام و روایت از زبان خود حضرت علیه‌السلام و اطمینان از عدم دخالت تخیل نویسنده در داستان و عینی و واقعی بودن مطالب، آن را جذاب، پرکشش و اطمینان‌بخش کرده است.

در واقع هنر اصلی نویسنده آن بوده است که توانسته با دسته‌بندی و نظم و ترتیبی دقیق و مثال‌زدنی وقایع و گفتارهای امام را طوری کنار هم قرار دهد که گویا در حال خواندن داستانی پیوسته و جذاب از زندگی ایشان هستیم.

متن روان و دلنشین و همچنین ایجاز مثال زدنی در بیان حوادث و رویدادها و دوری از هرگونه پیچیدگی و دشوارگویی در بیان حوادث سخت آن دوران، از دیگر ویژگی‌های برجسته کتاب است که به روایت آن طراوت بخشیده است. در واقع ما در این کتاب با سبکی از روایت مواجه هستیم که توانسته ماجراهای بعضاً بسیار تلخ آن دوران را بسیار گیرا و خواندنی برای مخاطب بیان کند و گرفتار سخت‌خوانی و پیچیدگی‌های تاریخی نشده است.

از دیگر ویژگی‌های برجسته کتاب آن است که خواننده در حین مطالعه کتاب و در حالی که به نظر می‌رسد در حال خواندن قصه‌ای پر روایت و پر ماجرا از تاریخ صدر اسلام است، در واقع در حال خواندن بخش زیادی از خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌های امیرالمؤمنین است. نویسنده نه تنها از نهج البلاغه که از بسیاری از مستندات مسلم تاریخی در این جهت بهره برده است. خطبه‌ها و نامه‌هایی که به علت فصاحت و بلاغت تام امیرالمؤمنین و اتصال به سرچشمه علم الهی هر یک دریایی از اصول دین و معارف و عقاید هستند.

علاوه بر نهج‌البلاغه نویسنده برای نگارش کتاب از منابعی شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید، وقعه صفین، تاریخ طبری، الارشاد، مروج الذهب، الکامل، الاخبار الطوال، انساب الاشراف، الامامه و السیاسه، الامالی، تاریخ یعقوبی، الغارات، الطبقات الکبری، تذکره الخواص، الفصول المهمه هستند.

 

کتاب از دوران کودکی امام علی علیه‌السلام آغاز و در ده فصل دوران مکه، دوران مدینه، دوران خلفا، دوران خلافت، دوران جنگ جمل، دوران جنگ صفین، دوران حکمیت، دوران جنگ نهروان، دوران غارت‌ها و دوران شهادت حضرت را روایت می‌کند.

ارائه تحلیل‌هایی جامع از ماجراهایی همچون جنگ‌های دوران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، ماجرای خلافت، جنگ با قاسطین، ناکثین و مارقین، مکاتبات طولانی با معاویه، ماجرای بر نیزه کردن قرآن‌ها در جنگ صفین و... از دیگر موضوعات مطرح شده در کتاب است که از زبان خود حضرت مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد.

حجت‌الاسلام محمد محمدیان نویسنده کتاب «علی از زبان علی» پیش‌تر مجموعه هفت جلدی این کتاب را به زبان عربی و با عنوان «حیاة امیرالمؤمنین علیه‌السلام عن لسانه» پدید آورده بود و کتاب پیش‌رو تخلیصی از نسخه عربی آن است.

«علی از زبان علی» روایتی از حیات یک دین است که با طی کردن مسیری پر پیچ و خم و با گذر از موانع و دشواری‌ها راه خود را در جامعه‌ای سخت و متصلب باز کرده و توانسته سبک جدیدی از زندگی الهی را معرفی و پایه‌گذار تمدنی اسلامی گردد.

 

در ادامه بخشی از کتاب را که تحلیل جامع حضرت از جنگ صفین است میخوانیم:

در گفتگویی با یکی از بزرگان یهود، در جمع یارانم، درباره جنگ صفین توضیحاتی دادم: شگفت آور این بود که معاویه آرزوهایی در سر می پروراند. او به فکر خلافت بعد از عثمان بود و چشم طمع به حکومت دوخته بود و در اندیشه بود که خلیفه چهارم شود؛ ولی اوضاع بر خلاف میل او دگرگون شد و  خداوند حق را در جای خود قرار داد و حق از دست رفته مرا به من بازگرداند. امید معاویه به یاس تبدیل شده و طمعش بریده شد. معاویه به جای پذیرش حق، به دنبال توطئه چینی رفت. او سراغ عمروعاص را گرفت و با وعده حکومت مصر به او، او را فریب داد و با خود همراه کرد و با دستیاری عمروبن‌عاص، کشور اسلامی را به باد ستم داد و زیر لگد طغیان گرفت. هرکس با او بیعت می کردتحت حمایت او قرار می گرفت و هرکس به مخالفت با او برمی خاست، رانده میشد.

بانک فیلم

نرم افزارهای مذهبی موبایل

تصاویربرگزیده

سبک زندگی اسلامی (لطفا برای نمایش تصاویرباکیفیت برروی تصویرموردنظرکلیک کرده وتصویررا در رایانه تان ذخیره کنید)