جستجو
بایگانی
- فروردين ۱۴۰۴ (۵)
- اسفند ۱۴۰۳ (۱۵)
- بهمن ۱۴۰۳ (۱۸)
- دی ۱۴۰۳ (۱۰)
- آذر ۱۴۰۳ (۱۹)
- آبان ۱۴۰۳ (۷)
- مهر ۱۴۰۳ (۹)
- شهریور ۱۴۰۳ (۸)
- مرداد ۱۴۰۳ (۴)
- تیر ۱۴۰۳ (۱۴)
- خرداد ۱۴۰۳ (۲۰)
- ارديبهشت ۱۴۰۳ (۲۲)
- فروردين ۱۴۰۳ (۲۴)
- اسفند ۱۴۰۲ (۳۰)
- بهمن ۱۴۰۲ (۲۵)
- دی ۱۴۰۲ (۲۶)
- آذر ۱۴۰۲ (۸)
- آبان ۱۴۰۲ (۱۴)
- مهر ۱۴۰۲ (۹)
- شهریور ۱۴۰۲ (۲)
- مرداد ۱۴۰۲ (۷)
- تیر ۱۴۰۲ (۴)
- خرداد ۱۴۰۲ (۱۶)
- ارديبهشت ۱۴۰۲ (۱۲)
- فروردين ۱۴۰۲ (۱۴)
- اسفند ۱۴۰۱ (۱۷)
- بهمن ۱۴۰۱ (۲۰)
- دی ۱۴۰۱ (۲۷)
- آذر ۱۴۰۱ (۱۶)
- آبان ۱۴۰۱ (۱۷)
- مهر ۱۴۰۱ (۱۵)
- شهریور ۱۴۰۱ (۱۷)
- مرداد ۱۴۰۱ (۱۰)
- تیر ۱۴۰۱ (۱۱)
- خرداد ۱۴۰۱ (۱۱)
- ارديبهشت ۱۴۰۱ (۱۹)
- فروردين ۱۴۰۱ (۹)
- اسفند ۱۴۰۰ (۴)
- بهمن ۱۴۰۰ (۱۰)
- دی ۱۴۰۰ (۱۱)
- آذر ۱۴۰۰ (۸)
- آبان ۱۴۰۰ (۱۰)
- مهر ۱۴۰۰ (۱۲)
- شهریور ۱۴۰۰ (۱۰)
- مرداد ۱۴۰۰ (۹)
- تیر ۱۴۰۰ (۸)
- خرداد ۱۴۰۰ (۹)
- ارديبهشت ۱۴۰۰ (۹)
- فروردين ۱۴۰۰ (۹)
- اسفند ۱۳۹۹ (۱۷)
- بهمن ۱۳۹۹ (۲۴)
- دی ۱۳۹۹ (۱۷)
- آذر ۱۳۹۹ (۱۳)
- آبان ۱۳۹۹ (۱۰)
- مهر ۱۳۹۹ (۱۶)
- شهریور ۱۳۹۹ (۱۴)
- مرداد ۱۳۹۹ (۱۲)
- تیر ۱۳۹۹ (۹)
- خرداد ۱۳۹۹ (۱۲)
- ارديبهشت ۱۳۹۹ (۱۴)
- فروردين ۱۳۹۹ (۱۶)
- اسفند ۱۳۹۸ (۱۷)
- بهمن ۱۳۹۸ (۱۹)
- دی ۱۳۹۸ (۴۲)
- آذر ۱۳۹۸ (۱۴)
- آبان ۱۳۹۸ (۱۴)
- مهر ۱۳۹۸ (۱۱)
- شهریور ۱۳۹۸ (۱۷)
- مرداد ۱۳۹۸ (۱۲)
- تیر ۱۳۹۸ (۲)
- خرداد ۱۳۹۸ (۷)
- ارديبهشت ۱۳۹۸ (۱۵)
- فروردين ۱۳۹۸ (۱۲)
- اسفند ۱۳۹۷ (۱۰)
- بهمن ۱۳۹۷ (۱۲)
- دی ۱۳۹۷ (۲۱)
- آذر ۱۳۹۷ (۶)
- آبان ۱۳۹۷ (۳)
- مهر ۱۳۹۷ (۵)
- شهریور ۱۳۹۷ (۳)
- مرداد ۱۳۹۷ (۸)
- تیر ۱۳۹۷ (۱۵)
- خرداد ۱۳۹۷ (۸)
- ارديبهشت ۱۳۹۷ (۱۳)
- فروردين ۱۳۹۷ (۹)
- اسفند ۱۳۹۶ (۱۰)
- بهمن ۱۳۹۶ (۲۳)
- دی ۱۳۹۶ (۷)
- آذر ۱۳۹۶ (۱۳)
- آبان ۱۳۹۶ (۱۶)
- مهر ۱۳۹۶ (۵)
- شهریور ۱۳۹۶ (۱۵)
- مرداد ۱۳۹۶ (۱۶)
- تیر ۱۳۹۶ (۳۰)
- خرداد ۱۳۹۶ (۳۳)
- ارديبهشت ۱۳۹۶ (۲۶)
- فروردين ۱۳۹۶ (۴۳)
- اسفند ۱۳۹۵ (۶۰)
- بهمن ۱۳۹۵ (۵۱)
- دی ۱۳۹۵ (۵۸)
- آذر ۱۳۹۵ (۴۵)
- آبان ۱۳۹۵ (۵۹)
- مهر ۱۳۹۵ (۹۳)
- شهریور ۱۳۹۵ (۷۴)
- مرداد ۱۳۹۵ (۷۵)
- تیر ۱۳۹۵ (۷۰)
- خرداد ۱۳۹۵ (۵۸)
- ارديبهشت ۱۳۹۵ (۸۸)
- فروردين ۱۳۹۵ (۴۳)
- اسفند ۱۳۹۴ (۴۹)
- بهمن ۱۳۹۴ (۷۳)
- دی ۱۳۹۴ (۱۰)
- آذر ۱۳۹۴ (۲۴)
- آبان ۱۳۹۴ (۲۵)
- مهر ۱۳۹۴ (۲)
- شهریور ۱۳۹۴ (۴)
- مرداد ۱۳۹۴ (۶)
- تیر ۱۳۹۴ (۱۲)
- خرداد ۱۳۹۴ (۱)
- ارديبهشت ۱۳۹۴ (۸)
- فروردين ۱۳۹۴ (۱۲)
- اسفند ۱۳۹۳ (۲۸)
- بهمن ۱۳۹۳ (۲۸)
- دی ۱۳۹۳ (۱۱)
- آذر ۱۳۹۳ (۵۶)
نويسندگان
- سرباز ولایت (2469)
پربحث ترين ها
-
-
کاریکاتور:: حجاب یا بی حجاب؟
۹۳/۰۹/۱۰ -
-
نـامـه ای بـرای خـواهـرم !
۹۵/۰۱/۱۶ -
لطفا قیمت این تصاویر را مشخص کنید
۹۵/۰۱/۲۴ -
-
عملی لذت بخش اما دردناک!
۹۵/۰۱/۱۴ -
-
-
آخرين نظرات
پيوندها
۲۵۳ مطلب با موضوع «زندگی درمکتب اهل بیت ع» ثبت شده است
ویدئو کلیپ «راه زینب» با موضوع عفاف و حجاب
بانک فیلم سبک زندگی اسلامی زندگی درمکتب اهل بیت ع محرم وامام حسین ع
ویدئو کلیپ «راه زینب» با موضوع عفاف و حجاب
مداح: حاج مهدی تدینی
دوباره عهد می بندند پیروان راه زینب با خون سرخ حسین و چادر سیاه زینب / کاخ ظلمت مگه دیده اشک چشمای ترش نه، جسمش از حسین جدا شد ولی چادر از سرش نه / هل من ناصر حسینو خوب زینب داده جوابش ، وقتی تو اوج مصائب، زینب بوده و حجابش / عفیفه النساء ، عقیله العرب ، شریکه الحسین ، یا زینب / توو سکوت شهر فتنه، نور خطبه هاش درخشید تا نشون بده توو ظلمت مثل خورشید میشه تابید / عاشقی تو اوج روضه درسی از زینب کبراست حتی سر رو نیزه دیدن ما رأیت الّا جمیلاست / راه ما راه حسینه راه ما ادامه داره تا که صبر زینبی هست کربلا ادامه داره / حماسه آفرین و حیدری نسب تمام فاطمه یا زینب / میشه یک تنه شفا داد همه ی دلای کورو، میشه با سرِ شکسته سرشکسته کرد عدو رو، میشه «لا سَیف» تو باشی گرچه این نثار مولاست آخه کار خطبه ی تو کار ذوالفقار مولاست / خورشید صبح حسین و نور چشمان اباالفضل در عمق کلام تو بود تیغ برّان اباالفضل / ای مادر وفا و خواهر ادب ، پیمبر حسین یا زینب
شعر و سبک: برادر حمید رمی
منبع:انصارکلیپ
گناه چیست؟
قرآن وحدیث زندگی درمکتب اهل بیت ع
گناه چیست؟
از اساتید اخلاق متعددی بارها وبارها شنیده ام که اگر می خواهید مسیر معرفت خدا را طی کنید گناه نکنید.
این گناه به چه معناست؟ آیا گناه بزرگ،کوچک داره یا فرقی نمی کند؟
گناه به معنى خلاف است و دراسلام هر کارى که برخلاف فرمان خداوند باشد، گناه محسوب مى شود.
گناه هر چند کوچک باشد چون نافرمانى خداست، بزرگ است.
رسول اکرم صلى االله علیه وآله در سخنى به ابوذر فرمودند:« لاتنظر الى صغر الخطیئة و لکن انظر الى من عصیته ». کوچکى گناه را ننگر، بلکه بنگر چه کسى را نافرما می کنى1.
پس از الان فهمیدیم گناه یعنی نافرمانی خدا ،نافرمانی خدا یعنی دور شدن از خدا...
1.مجموعه ورام، ج ٢ص ٥٣
منبع:مذّکر
کتابخانه حضرت زینب(سلام الله علیها)
کتابخانه اسلامی زندگی درمکتب اهل بیت ع
کتابخانه حضرت زینب(سلام الله علیها)
دانلود بیش از 10 کتاب با موضوع حضرت زینب سلام الله علیها
منبع:سایت گناه شناسی
قرآن صاعد | ۱. معرفی
زندگی درمکتب اهل بیت ع رهبری انقلاب
قرآن صاعد | ۱. معرفی
بهمناسبت فرارسیدن شهادت حضرت امام سجاد علیهالسلام، پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR با انتشار مجموعهی صوتی «قرآن صاعد» در پنج برنامه به بازخوانی و بررسی بیانات حضرت آیتالله خامنهای درباره ادعیهی صحیفهی سجادیه میپردازد.
اولین برنامه از این مجموعه شامل نوشتاری از حضرت امام خمینی رحمةاللهعلیه دربارهی صحیفهی سجادیه و بیانات رهبر انقلاب اسلامی پیرامون انس با این کتاب گرانبهاست.
* نوشتاری از حضرت امام خمینی
این متن در صحیفهای که ایشان به نوهشان اهدا کردهاند نوشته شده است.
بسمه تعالی
فارغ از هر دو جهانم به گل روی علی / از خم دوست جوانم به خم موی علی
طی کنم عرصه ملک و ملکوت از پی دوست / یاد آرم به خرابات چو ابروی علی
صحیفه کامله سجادیه، نمونه کامل قرآن صاعد است و از بزرگترین مناجات عرفانی در خلوتگاه انس است که دست ما کوتاه از نیْل به برکات آن است؛ آن کتابی است الهی که از سرچشمه نورالله نشأت گرفته و طریقه سلوک اولیای بزرگ و اوصیای عظیم الشأن را به اصحاب خلوتگاه الهی میآموزد. کتاب شریفی است که سبک بیان معارف الهیه اصحاب معرفت را چون سبک قرآن کریم بدون تکلف الفاظ در شیوه دعا و مناجات برای تشنگان معارف الهیه بیان میکند. این کتاب مقدس چون قرآن کریم سفره الهی است که در آن، همه گونه نعمت موجود است و هرکس به مقدار اشتهای معنوی خود از آن استفاده میکند. این کتاب همچون قرآن الهی ادقِّ معارف غیبی که از تجلیات الهی در ملک و ملکوت و جبروت و لاهوت و مافوق آن حاصل میشود در ذهن من و تو نیاید و دست طلبکاران از حقایق آن کوتاه است، به شیوه خاص خود قطراتی که از دریای بیکران عرفان خود میچشاند و آنان را محو و نابود میکند:
پس عدم گردم عدم چون ارغنون گویدم انا الیه راجعون.
پس توای نویسنده محروم از همه معارف و بیخبر از کون و مکان، قلم را بشکن و صحیفه را ببند و از حدّ خود که هواهای نفسانی چون تار عنکبوت بر سراسر وجودت پیچیده و هر روز و شب افزون میگردد به فضل لایزال الهی پناه ببر «انّه ذو رحمة واسعة».
و من این کتاب بزرگ را به فرزند عزیزم که در جبهه او نور و نورٌ عَلی نُور میبینم و آن عزیز که یادگار احمد و از سلاله پاک ائمه اطهار - علیهم سلام الله - و پرورده دامن پاک مادر عزیزش که سلاله پاک ائمه اطهار و از طباطباییها که افتخار فرزندی حسنین را دارند اهدا کردم و امیدوارم او از علمای برجسته و فقهای متعهد و از عرفای مجاهد فی سبیل الله در دو جبهه ظاهر و باطن شود و از این کتاب مقدس بهطور شایسته بهره مند گردد و پدر پیر خود، خمینی را که عمری با هوای نفس و عصیان و ناسپاسی گذرانده و اکنون با روی سیاه و کوله باری از معصیت بدون هیچ امید - مگر به فضل خدای رحمان - از ایندار و دیار بهدار و دیار دیگر میرود از طلب رحمت و دعایی و بخشش گناهان بر او منت نهد.
خداوندا، این عائله را به تو سپردم و از هیچ کس امیدی ندارم؛ تو خود با عنایات خویش آنان را تحت تربیت خویش قرار ده.
به تاریخ شب سه شنبه ۲۲ آذرماه ۱۳۶۷ / سوم جمادی الاولی ۱۴۰۹
بنده عاصی خدا
روح الله الموسوی الخمینی
* سخنان رهبر انقلاب
من به یکایکِ شما عزیزان توصیه میکنم تا آنجا که میتوانید، با صحیفه سجادیّه مأنوس شوید. کتاب بسیار عظیمی است. این که گفتهاند زبور آل محمّد، واقعاً همین طور است؛ پُر از نغمههای معنوی است، دعا و درس است؛ هم درس اخلاق است، هم درس علمالنّفس است، هم درس امور اجتماعی است...
شما باید علاج اینها را هم از خدا بخواهید. وقتی که با خدا راز و نیاز میکنید، از جمله چیزهایی که میخواهید، علاج همین مشکلات درونی و نفسانی است. آن جامعهای که حداقل مجموعه بزرگی از آن با این خصوصیات پرورش پیدا کند، همان جامعهای است که هیچ ترفندی در آن کارگر نخواهد شد.
۱۳۷۶/۰۹/۱۳
در این برنامه حجتالاسلام و المسلمین احمد غلامعلی به شرح فرازهایی از صحیفهسجادیه میپردازند.
امر به معروف در سخنان امام حسین در منا
امربه معروف نهی ازمنکر زندگی درمکتب اهل بیت ع
امر به معروف در سخنان امام حسین در منا
...این روایت از دو قسمت تشکیل یافته: قسمت اول روایتى است از حضرت سید الشهدا (ع)، که از امیر المؤمنین على ابن ابی طالب (ع) نقل فرموده، درباره «امر به معروف و نهى از منکر». و قسمت دوم نطق حضرت سید الشهداست درباره «ولایت فقیه» و وظایفى که فقها در مورد مبارزه با ظلمه و دستگاه دولتى جائر به منظور تشکیل حکومت اسلامى و اجراى احکام دارند. این نطق مشهور را در منى ایراد، و در آن علت جهاد داخلى خود را بر ضد دولت جائر اموى تشریح فرموده است. از این روایت دو مطلب مهم به دست مى آید: یکى «ولایت فقیه» و دیگرى اینکه فقها باید با جهاد خود و با امر به معروف و نهى از منکر حکام جائر را رسوا و متزلزل و مردم را بیدار گردانند تا نهضت عمومى مسلمانان بیدار حکومت جائر را سرنگون و حکومت اسلامى را برقرار سازد. اینک روایت:
«اى مردم، از پندى که خدا به دوستدارانش به صورت بدگویى از «احبار» داده عبرت بگیرید؛ آنجا که مى فرماید: «چرا نباید علماى دینى و احبار از گفتار گناهکارانه آنان (یعنى یهود) و حرامخوارى آنان جلوگیرى کنند. راستى آنچه انجام مى داده و به وجود مى آورده اند چه بد بوده است». و مى فرماید: «آن عده از بنى اسرائیل که کفر ورزیدند لعنت شدند». تا آنجا که مى فرماید: «راستى که آنچه انجام مى داده اند چه بد بوده است». در حقیقت، خدا آن را از این جهت برایشان عیب مى شمارد و مایه ملامت مى سازد که آنان با چشم خود مى دیدند که ستمکاران به زشتکارى و فساد پرداخته اند، و باز منعشان نمى کردند، به خاطر عشقى که به دریافتهاى خود از آنان داشتند؛ و نیز به خاطر ترسى که از آزار و تعقیب آنان به دل راه مى دادند. در حالى که خدا مى فرماید: «از مردم نترسید؛ و از من بترسید». و مى فرماید: «مردان مؤمن دوستدار و رهبر و عهده دار یکدیگرند. همدیگر را امر به معروف و نهى از منکر مى کنند». (مى بینیم که در این آیه در شمردن صفات مؤمنان، صفاتى که مظهر دوستدارى و عهده دارى و رهبرى متقابل مؤمنان است)، خدا از امر به معروف و نهى از منکر شروع مى کند، و نخست این را واجب مى شمارد زیرا مى داند که اگر امر به معروف و نهى از منکر انجام بگیرد و در جامعه برقرار شود، همه واجبات، از آسان گرفته تا مشکل، همگى برقرار خواهد شد. و آن بدین سبب است که امر به معروف و نهى از منکر عبارت است از دعوت به اسلام؛ (یعنى جهاد اعتقادى خارجى) به اضافه بازگرداندن حقوق ستمدیدگان به ایشان؛ و مخالفت و مبارزه با ستمگران (داخلى)؛ و کوشش براى اینکه ثروتهاى عمومى و درآمد جنگى طبق قانون عادلانه اسلام توزیع شود، و صدقات (زکات و همه مالیاتهاى الزامى یا داوطلبانه) از موارد صحیح و واجب آن جمع آورى و گرفته شود، و هم در موارد شرعى و صحیح آن به مصرف برسد.
علاوه بر آنچه گفتم، شما اى گروه، اى گروهى که به علم و عالم بودن شهرت دارید و از شما به نیکى یاد مى شود و به خیرخواهى و اندرزگویى و راهنمایى در جامعه معروف شده اید و به خاطر خدا در دل مردم شکوه و مهابت پیدا کرده اید به طورى که مرد مقتدر از شما بیم دارد و ناتوان به تکریم شما بر مى خیزد و آن کس که هیچ برترى بر او ندارید و نه قدرتى بر او دارید شما را بر خود برترى داده است و نعمتهاى خویش را از خود دریغ داشته به شما ارزانى مى دارد، در موارد حوایج (یا سهمیه مردم از خزانه عمومى) وقتى به مردم پرداخت نمى شود وساطت مى کنید، و در راه با شکوه و مهابت پادشاهان و بزرگوارى بزرگان قدم بر مى دارید، آیا همه این احترامات و قدرتهاى معنوى را از این جهت به دست نیاورده اید که به شما امید مىرود که به اجراى قانون خدا کمر ببندید؟ گرچه در مورد بیشتر قوانین خدا کوتاه آمده اید؛ بیشتر حقوق الهى را که به عهده دارید فرو گذاشته اید. مثلًا حق ملت را خوار و فرو گذاشته اید؛ حق افراد ناتوان و بى قدرت را ضایع کرده اید؛ اما در همان حال به دنبال آنچه حق خویش مى پندارید برخاسته اید. نه پولى خرج کرده اید؛ و نه جان را در راه آنکه آن را آفریده به خطر انداخته اید؛ و نه با قبیله و گروهى به خاطر خدا در افتاده اید. شما آرزو دارید و حق خود مى دانید که بهشتش و همنشینى پیامبرانش و ایمنى از عذابش را به شما ارزانى دارد؛ من، اى کسانى که چنین انتظاراتى از خدا دارید، از این بیمناکم که نکبت خشمش بر شما فرو افتد؛ زیرا در سایه عظمت و عزت خدا به منزلتى بلند رسیده اید، ولى خداشناسانى را که ناشر خداشناسى هستند احترام نمى کنید؛ حال آنکه شما به خاطر خدا در میان بندگانش مورد احترامید. و نیز از آن جهت بر شما بیمناکم که به چشم خود مى بینید تعهداتى که در برابر خدا شده گسسته و زیر پا نهاده شده است، اما نگران نمى شوید؛ در حالى که به خاطر پاره اى از تعهدات پدرانتان نگران و پریشان مى شوید؛ اینک تعهداتى که در برابر پیامبر انجام گرفته مورد بى اعتنایى است؛ نابینایان، لالها، و زمینگیران ناتوان، در همه شهرها بى سرپرست مانده اند، و بر آنها ترحم نمى شود. و نه مطابق شأن و منزلتتان کار مى کنید؛ و نه به کسى که چنین کارى بکند و در ارتقاى شأن شما بکوشد اعتنا یا کمک مى کنید. با چرب زبانى و چاپلوسى و سازش با ستمکاران، خود را در برابر قدرت ستمکاران حاکم ایمن مى گردانید. تمام اینها دستورهایى است که خدا به صورت نهى، یا همدیگر را نهى کردن و بازداشتن، داده و شما از آنها غفلت مى ورزید. مصیبت شما از مصایب همه مردم سهمگینتر است؛ زیرا منزلت و مقام علمایى را از شما بازگرفته اند اگر مى دانستید. چون در حقیقت، جریان ادارى کشور و صدور احکام قضایى و تصویب برنامه هاى کشور باید به دست دانشمندان روحانى، که امین حقوق الهى و داناى حلال و حرامند، سپرده شده باشد. اما اینک مقامتان را از شما بازگرفته و ربوده اند. و اینکه چنین مقامى را از دست داده اید، هیچ علتى ندارد جز اینکه از دور محور حق (قانون اسلام و حکم خدا) پراکنده اید؛ و درباره سنت، پس از اینکه دلایل روشن بر حقیقت و کیفیت آن وجود دارد، اختلاف پیدا کرده اید. شما اگر مردانى بودید که بر شکنجه و ناراحتى شکیبا بودید و در راه خدا حاضر به تحمل ناگوارى مى شدید، مقررات براى تصویب پیش ما آورده مى شد؛ و به دست شما صادر مى شد؛ و مرجع کارها بودید. اما شما به ستمکاران مجال دادید تا این مقام را از شما بستانند؛ و گذاشتید حکومتى که قانوناً مقید به شرع است به دست ایشان بیفتد، تا بر اساس پوسیده حدس و گمان به حکومت پردازند؛ و طریقه خودکامگى و اقناع شهوت را پیشه سازند. مایه تسلط آنان بر حکومت، فرار شما از کشته شدن بود، و دلبستگى تان به زندگى گریزان دنیا. شما با این روحیه و رویه، توده ناتوان را به چنگال این ستمگران گرفتار آوردید تا یکى برده وار سرکوفته باشد؛ و دیگرى بیچاره وار سرگرم تأمین آب و نانش؛ و حکام خودسرانه به امیال خود عمل کنند؛ و با هوسبازى خویش ننگ و رسوایى به بار آورند؛ پیرو بدخویان گردند و در برابر خدا گستاخى ورزند. در هر شهر سخنورى از ایشان بر منبر آمده و گماشته شده است. زمین برایشان فراخ و دستشان در آن گشاده است. مردم بنده ایشانند و قدرت دفاع از خود را ندارند. یک حاکم دیکتاتور و کینه ورز و بدخواه است؛ و حاکم دیگر بیچارگان را مى کوبد و به آنها قلدرى و سختگیرى مى کند؛ و آن دیگر فرمانروایى مسلط است که نه خدا را مى شناسد و نه روز جزا را. شگفتا! و چرا نه شگفتى، که جامعه در تصرف مرد دغلباز ستمکارى است که مأمور مالیاتش ستم ورز است؛ و استاندارش نسبت به اهالى دیندار نامهربان و بى رحم است. خداست که در مورد آنچه در بارهاش به کشمکش برخاسته ایم حکومت و داورى خواهد کرد؛ و درباره آنچه بین ما رخ داده با رأى خویش حکم قاطع خواهد کرد.
خدایا، بى شک تو مى دانى آنچه از ما سر زده رقابت در به دست آوردن قدرت سیاسى نبوده؛ و نه جستجوى ثروت و نعمتهاى ناچیز دنیا؛ بلکه براى این بوده که اصول و ارزشهاى درخشان دینت را بنماییم و ارائه دهیم؛ و در کشورت اصلاح پدید آوریم؛ و بندگان ستمزده ات را ایمن و برخوردار از حقوق مسلمشان گردانیم؛ و نیز تا به وظایفى که مقرر داشته اى و به سنن و قوانین و احکامت عمل شود.
بنابراین، شما (گروه علماى دین) اگر ما را در انجام این مقصود یارى نکنید و حق ما را از غاصبان نستانید؛ ستمگران بر شما چیره شوند و در خاموش کردن نور پیامبرتان بکوشند. خداى یگانه ما را کفایت است؛ و بر او تکیه مى کنیم؛ و به سوى او رو مى آوریم. و سرنوشت به دست او و بازگشت به اوست.»
مى فرماید: اعتبروا أیّها الناس بِما وعظ اللَّهُ به أولیاءه من سوء ثنائه على الأحبار. خطاب به دسته مخصوص، حاضرین مجلس، اهل شهر و بلد، اهل مملکت، و یا مردم دنیاى آن روز نیست؛ بلکه هر کس را در هر زمان که این ندا را بشنود شامل مى شود. مثل: یا أیها النّاس که در قرآن آمده است. خداوند با اعتراض به «احبار» یعنى علماى یهود و استنکار رویه آنها، اولیاى خویش را موعظه فرموده، و به آنان پند داده است. منظور از «اولیا» کسانى هستند که توجه به خدا دارند، و در جامعه داراى مسئولیت مى باشند؛ نه اینکه منظور ائمه، علیهم السلام، باشد.
کتاب ولایت فقیه، امام خمینی(ره)، ص106 تا 111
منبع:اندیشه های تمدن ساز
شرح وتفسیر زیارت امین الله دهه اول محرم 1395(استادیزدان پناه نیاکی)
سخن عمرسعد را به امام حسین(ع) نسبت میدهند تا «مذاکره برد-برد» با دشمنان را توجیه کنند
علمای دین زندگی درمکتب اهل بیت ع
سخن عمرسعد را به امام حسین(ع) نسبت میدهند تا «مذاکره برد-برد» با دشمنان را توجیه کنند
به گزارش عمارنامه، حجتالاسلام والمسلمین سیدحسین مومنی از مدرسین سطوح عالی حوزه علمیه قم، شب گذشته در هیئت محبان الفاطمه(س) با انتقاد شدید از یک تحریف بزرگ تاریخی درباره واقعه عاشورا که اخیراً در سخنان سروش محلاتی مطرح شده است، گفت: "یک فردی گفته است که امام حسین(ع) در کربلا قصد مذاکره داشته و برخی خجالت میکشند که این مطلب را بگویند!"
این استاد عالی حوزه و دانشگاه، با بیان اینکه گزارش منابع تاریخی حکایت از آن دارد که پس از ورود عمرسعد ملعون به کربلا، مذاکره در جایی میان دو لشگر صورت میگیرد و هر یک از طرفین با 20 نفر در این صحنه حاضر میشوند؛ خاطرنشان کرد: امام حسین(ع) با حضرت عباس(ع) و حضرت علیاکبر(ع) و عمرسعد هم با پسرش حفص و غلامش در این صحنه حاضر شده است.
وی با تاکید بر اینکه هیچ یک از اهل اعلم از به کار بردن واژه مذاکره برای این اقدام ابایی ندارد و خجالتی هم در کار نیست، ادامه داد: اما تمام سخن در معنایی است که برخی مسئولان اجرایی و اتباعشان همچون همین جناب سروش محلاتی بر مفهوم مذاکره تحمیل کرده و میکنند.
حجتالاسلام والمسلمین مومنی افزود: تحریف آشکاری که بعضی از مسئولان اجرایی و برخی افراد دیگر بر کارکرد و ماهیت مذاکره انجام داده، حمل عبارت برد-برد بر این مفهوم و تحمیل آن بر تاریخ معصومان علیهما سلام است.
وی خطاب به آنها که مذاکره معصومین علیهماسلام با دشمنانشان را ذیل معنای «مذاکره برد-برد» معنا میکنند، گفت که "این حرف که ناشی از بیسوادی است را تکرار نکنید". مومنی تاکید کرد: نه مذاکره پیامبر(ص) در حدیبیه برد-برد بود و نه اقدام علی(ع) در صفین، نه حسن(ع) در مدائن و نه حسین(ع) در کربلا. اصلاً معنا ندارد که مذاکره میان حق و باطل برد-برد باشد. ابداً نمیتوان گفت که معصوم(ع) به گونهای مذاکره کند که به برد دشمن هم بینجامد؛ همواره برآیند مذاکره معصومین با دشمنانشان برای تحقق هدف نهایی برد جبهه حق و نابودی جبهه باطل بوده است.
این عضو مدرسین سطوح عالی حوزه علمیه قم، هیئت محبانالفاطمه(س) گفت: آنهایی که این مطالب را مطرح میکنند، اگر یک منطق مظفر هم خوب میخواندند میدانستند که جمع ضدین محال است؛ نمیشود همزمان هم حق ببرد و هم باطل. اصلاً این حرف از نظر عقلی مضحک و خندهدار نیست؟ پس چگونه است که به راحتی چنین سخنانی به زبان جاری میکنند؟
حجتالاسلام والمسلمین مومنی در ادامه سخنان خود با اشاره به اینکه در کربلا به خلاف ادعای آقای سروش محلاتی، امام(ع) هیچگاه سخن از دست در دست یزید گذاشتن و یا به مرز رفتن را مطرح نکرده است، تصریح کرد: این حرفها تحریف تاریخ و دروغ مسلم است. سخن عقبه بن سمعان غلام رباب(س) شاهد این مدعای ماست که گفت در تمام مسیر همراه حضرت بودم و هیچگاه چنین سخنی نشنیدهام. گویا این شایعه که حسین(ع) سه راه را پیشنهاد کرد ناشی از ادعایی بوده که عمرسعد در نامهاش به ابنزیاد مطرح کرد تا او را قانع کند که جنگ نشود و گفت که حسین پیشنهاد کرده یا بگذاریم برگردد و یا به یکی از مرزها برود و یا به شام برود و دست در دست یزید بگذارد.
این خطیب شهیر در هیئت محبان الفاطمه(س) با بیان اینکه مطلبی که آقای سروش محلاتی اخیراً گفته سراسر شبهه مطلق است، گفت: کاملاً واضح است که هدف سیاسی آنها از طرح این شبهات چیست؛ اما باید آنها را انذار دهیم که از خدا و عاقبت به شری بترسند.
حجتالاسلام والمسلمین مومنی خاطرنشان کرد: هدف امام از همه کارهایش هدایتگری و تامین صلاح امت بوده است. اگر امام به دنبال پرهیز از جنگ است نه از باب ترس و ذلت بلکه از باب هدایت امت است. سخن گفتن امام حسین(ع) با عمر سعد به این شیوه بود که به او هشدار داد و نصیحت کرد و بعد از مشاهده اصرار عمر سعد بر مواضعش او را نفرین کرد.
منبع: تسنیم
الگوها ضدالگوها درعاشورا
سبک زندگی اسلامی زندگی درمکتب اهل بیت ع سخن نگاشت
الگوها ضدالگوها درعاشورا
گرایش به الگو و تأثیر پذیری از آن در امور مختلف زندگی فردی و اجتماعی، از جمله گرایشهای فطری انسان است و فطرت کمال جوی انسان او را وا میدارد تا برای رسیدن به هدف و کمال از بهترین الگوها استفاده کند.اما نکته قابل توجه این است که الگو، چه کسی باشد؟در این جا به چند الگو مثبت و منفی عاشورا اشاره می کنیم:
منبع:سایت باحجاب
زن و علماندوزی؛ حیات علمی حضرت زینب(س)
زن و علماندوزی؛ حیات علمی حضرت زینب(س)
گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز، موضوع زن، علم اندوزی وجایگاه و نقش آن در اسلام از موضوعات مهم و در عین حال چالش بر انگیز در مطالعات اسلامی می باشد. نگرش اصلاحی اسلام به مسئله زن(بالا بردن نقش و جایگاه آن در مقایسیه با عصر جاهلیت)از سویی و ابهام در فهم برخی از آیات قرآن و احکام شرعی خاص[1] از سویی دیگر زمینه ساز اندیشه های متضاد و برداشت های متفاوت از جایگاه و نقش زن در اسلام شده است.
برای درک و پی بردن به شان و جایگاه حضرت زینب در بحث علم لازم است که ابتدا یک نگاهی کلی به پیشینه تاریخی زن در دوره جاهلیت و در دوره بعد از ظهور اسلام داشته باشیم:
یکی از مهمترین مشکلاتی که در مطالعات زنان در دوره جاهلیت وجود دارد این است که برای بررسی جایگاه و نقش زن در عصر جاهلیت با کمبود منابع و داده های تاریخی مواجه هستیم؛ چرا که اخبار جاهلیت بیشتر در قالب اشعار، گزارش های پراکنده و برخی از آیات قرآن کریم بدست ما رسیده است. از اینرو ترسیم و ترشیح این بخش از حیات زنان در دوره جاهلیت برای مورخ بسیار سخت می باشد. با این حال، همین منابع محدود بخصوص توجه به آیات قرآن که شاخص های کلی از این عصر را برای آیندگان ترسیم کرده، می توانیم به دورنمای کلی از وضعیت تاریک زن در این عصر پی ببریم.
بطور کلی مورخان در بررسی جایگاه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی زنان در دوره جاهلیت دو نظریه دارند و به عبارت دیگر در این موضوع به دو گروه تقسیم شده اند؛
1)عده ای معتقد هستند؛ زن در دوره ی جاهلیت از مقام و منزلت بالای برخوردار بوده است[2]. احمد علی نویسنده کتاب محاضرات فی تاریخ العرب، فرد شاخص این نظریه می باشد. طرفداران این نظریه دلایل گوناگونی از جمله؛ بازگشت نسب برخی از قبایل به زنان، مشاوره با زنان در امور جنگی...[3] را شاهد مدعای خود می دانند.[4]
حتی برخی از محققان از جمله جرجی زیدان گفته اند: «زنان عرب در دوره جاهلیت از خود استقلال واراده داشتند و دارای آزادی مقام بودند و عده ای از آنان در جنگ و سیاست و ادب و شعر و تجارت و صنعت بنام گشتند.[5]
2)گروهی دیگری از پژوهشگران که نسبت به نظریه فوق، بیشتر هم می باشند معتقدند؛ شان و منزلت زن در عصر جاهلیت بسیار پایین و ناچیز بوده و به گونه ای که عصر تاریکی برای زن می باشد. این گروه برای اثبات نظریه خود علاوه بر مصداق های تاریخی، از آیات قرآنی هم سود می جویند. زنده به گور کردن دختران[6]، نداشتن حق انتخاب همسر، محرومیت از ارث...از مهمترین مصداق های این نظریه می باشد.
در مجموع آنچه امروزه در بین مورخان بر روی آن اتفاق نظر وجود دارد این است که زن در جاهلیت(به جز انگشت شماری) هیچ مقام، شان و جایگاهی نداشته است و اگر فرزند پسری نداشت چونان کالایی به حساب می آمد و در واقع داشتن فرزندان ذکور پسر بود که برای وی حداقل شان و جایگاه را بدست می داد وگرنه کالای در دست مردان به حساب می آمد.
آنچه گفته شده کاملا گویا است که در جامعه ای که زن هویت و استقلال وجودی ندارد نمی توان از وی انتظار فعالیت های علمی و دانش اندوزی و...داشت. در واقع ظهور دین اسلام نقطه آغازین برای حرکت و جنبش در حیات زن در این بخش از کره خاکی و در ادامه در محدوده قلمرو اسلامی گردید
جایگاه زن در سیره پیامبر(ص)
در سیره پیامبر(ص)بر فراگیری علم و دانش و دوری از جهل و جهالت تاکید بسیاری شده است و این تاکید تنها به مردان نیست بلکه تمام انسانهای جامعه را در بر می گیرد. بر اساس متون و گزارش های تاریخی زنان در عصر پیامبر(ص)در بیشتر عرصه های علمی حضور فعال وچشمگیری داشتند و حتی جالب است اشاره کنیم که پیامبر(ص)روز خاصی را به پاسخگویی به سوالات زنان اختصاص داده بود.«زنان پیش پیامبر آمدند و عرضه داشتند: مردان در بهره گیری از محضر شما بر ما غلبه دارند. روزی را نیز به ما اختصاص دهید. رسول خدا روزی را خاص آنان قرار داد»[7]
نمونه های فراوانی در تاریخ صدر اسلام وجود دارد که می توان از فعالیت علمی آنان سخن گفت. بهترین شاهد بر توفیق زن مسلمان در عرصه علمی در عصر پیامبر(ص)داستان ام سلمه ، اسما، دختر زید بن سکن انصاری است. این زن را به خاطر دانش و خرد و تدینس خطیه النسا سخنور زنان لقب داده بودند او به نمایندگی از از طرف زنان خواسته های زنان را پیش پیامبر(ص)مطرح می کرد پیامبر او را تایید و بر دین و خردش آفرین گفت.[8]
جایگاه علمی و روایی زینب(س)
همانگونه که اشاره گردید، ظهور دین اسلام و تاکید پیامبر(ص)بر نقش آفرینی زن در عرصه های مختلف بخصوص علمی، نقطه ی آغازین برای زنان در تاریخ اسلام گردید. در این میان خانواده و اهل بیت پیامبر(ص) از شاخص ها و ویژگی های خاصی برخوردار بودند. در مقام علم و یقین ، خداوند درباره پیامبر(ص) می فرماید: از نزد خود به او علم دادیم، هچنان که علم امام لدنی است. زینب هم در چنین خانواده ای متولد شده در کنار استفاده از علمی که خداوند به خاندان اهل بیت داده بود سود جست بلکه خود نیز مورد لطف و عنایت الهی بود و اولین نشانه های این محبت در هنگام تولد و انتخاب نام از سوی خداوند برای او متجلی گردید.
بنابراین علم و دانش حضرت زینب(س) به معنای امروزی کلمه تحصیلی و اکتسابی نیست بلکه علم خاندان اهل بیت علم الهی است و دلایل بی شماری بر این مدعا وجود دارد که یکی از آنها اعتراف دشمن خاندان اهل بیت یعنی مامون خلیفه عباسی می باشد. شیخ صدوق در این باره روایت می کند که آن هنگامی که مامون بعد شهادت امام رضا(ع)، فرزند کوچک او یعنی امام جواد(ع) را که در سنین کودکی به امامت رسیده بود خواست علم و دانش او را مورد آزمایش قرار دهد، جلسه ای ترتیب داده و از بین دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی افراد شاخصی را انتخاب کرد تا با ایشان مناظره کنند و با سوالات مختلف، حضرت را مورد آزمایش قرار دهند. در این جلسه حضرت در حالیکه در سنین کودکی بود ولی مجهز به علم لدنی بود همه رقبا را با دلایل متقن محکوم ساخته و باعث تعجب و حیرت حاضران گردید. در چنین فضایی بود که مامون اعتراف کرد اینها از خاندان نبوت هستند و علم و دانش و بزرگی در بین آنها کوچک و بزرگ ندارد. و یا هنگامی که امام زمان؛ حسین بن علی(ع) از خواهرش التماس دعا در نمازهای شب دارد، جایگاه وی در فضل و دانش در بین اهل بیت کاملا گویا و مشخص می گردد.
این موضوع و سخنان حضرت زینب (س)در طول مسافرت کربلا، کوفه و شام و خطبه ها و سخنرانی هایی که در فرصتهای مختلف در برابر ستمکاران و طاغیان آن زمان و مردم ایراد فرموده است، نشان میدهد که علم، دانش و کمال آن بانوی بزرگوار اکتسابی و از راه تحصیل و تعلیم نبوده است بلکه عنایت الهی و جنبه خارق العاده ای داشته است. دلیل این ادعا علاوه بر آنچه گفته شد، از زبان و کلام امام چهارم، امام سجاد هم شنیدنی است که پس از سخنرانی زینب (ع)در کوفه، آن حضرت خطاب به او فرمودند:
«... یا عَمَّۀ! اسْکُتی انْتِ بِحَمْدِاللَّهِ عالِمَۀٌ غَیْرُ مَعَلَّمَۀ، وَ فَهِمَۀٌ غَیْرُ مُفَهَّمَۀ »
[عمه جان؛ آرام باش و سکوت اختیار کن که تو بحمداللَّه دانشمندی معلم ندیده و فهمیده ای هستی که کسی به تو فهم نیاموخته است].
در واقع همانگونه که اشاره گردید نشانه نبوغ و عنایت حق تعالی از همان از دوران کودکی در این بانو متجلی گردید. دختر امیرالمؤمنین(ع)و فاطمه زهرا(س)با اینکه پنج یا شش سال بیشتر از عمر خود، مادر خویش را درک نکرد و در سنین پنج یا شش سالگی مادر را از دست داد، اما در همین سنین اندک چنان تربیت شده بود که از فاطمه (س)حدیث و روایت نقل کرده و چند تن از تاریخ نویسان و محدثین سند خطبه فدک را به حضرت زینب (ع)رسانده و از او نقل کرده اند، بر کسی پوشیده نیست که نقل چنین خطبه ای از طرف دختری که در سن پنج یا شش سالگی است و حفظ آن کلمات با آن همه بلاغت و جامعیت دلالت بر کمال رشد و فهم و علم و دانایی او میکند و میتوان گفت که جنبه خارق العاده ای داشته است، اما چون از خاندان اهل بیت بوده جای تعجب ندارد.
از میان محدثان، مرحوم شیخ صدوق در کتاب علل در باب علل الشّرایع و اصول الاسلام بخشی از اوایل خطبه فدک را که در آن علل احکام ذکر شده نقل و سند آن را اینگونه ذکر میکند:
حَدَّثَنا مُحَمّدُ بنُ مُوسَی بنِ المُتَوَکِّل، قالَ: حَدَّثنَا عَلیُّ ابن الحُسَ ین السَّعْدآبادی، عَنْ احْمَد بنِ ابی عَبْداللَّهِ البَرقی، عَنْ اسْماعیلَ بن . مِهْران عَنْ احمَد بن مُحَمَّد ابنِ جابر، عَنْ زَیْنَب بِنْتِ عَلیّ قالَتْ: قالت فاطمۀ علیها السلام فی خُطَبَتِها
حدیث دیگری است که شیخ جعفر نقدی در کتاب زینب کبری نقل شده که می گوید:«روزی امیرالمؤمنین علیه السلام زینب را که در سن طفولیت به سر میبرد روی زانوی خود نشاند و به او فرمود: بگو احد یعنی یکی، زینب گفت: واحد بعد فرمود بگو اثنین، یعنی دوتا، زینب ساکت شد علی بدو گفت؛ سخن بگو، زینب گفت: زبانی که بگفتن یکی گردش کرده چگونه دو تا بگوید؟ امیرالمؤمنین علیه السلام دختر خود را به سینه چسبانید و او را بوسید.
گفت و گوهای علمی که بین امام حسین و امام حسن و حضرت زینب(س) در موضوعات مختلف انجام شده است . پاسخ های که زینب کبری(س) در این گفت و گوها به برادران خود می دهد موجب تحسین ایشان از طرف برادران خود می گردد که گزارش های مفصل آن در منابع تاریخی آمده است.
آنچه گفته شده در واقع نشان دهند نوع علم اندوزی و منشا علمی وی بود که بسیاری روایان حدیثی شیعه و سنی بدان اعتراف کرده اند و بالاترین سخن همان کلام سید سجادین(ع)بود که بدان اشاره رفت.
سوال مهمی که مطرح می شود این است که آیا حضرت آن علمی را که بدست آورده بودند صرفا در مسیر فردی مورد استفاده قرار می دادند و یا نه چونان ائمه معصومین کلاس های درسی داشته و به آموزش و تعلیم می پرداختند؟
در برخی روایات است که برای حضرت زینب(س)مجلس علمی بود و زنان به قصد آموختن احکام دین نزد او می رفتند. از فعالیت علمی و بخصوص کلاس های تفسیر حضرت در دوران حضور در مدینه و بخصوص در کوفه گزارش های متعددی وجود دارد. این صفات برجسته که برای هیچ یک از زنان معاصر او فراهم نشده است، زینب را از دیگران ممتاز ساخت ؛ چنان که او را «عقیله بنی هاشم » می گفتند و از وی حدیث فرا می گرفتند . ابن عباس از او حدیث روایت می کند و می گوید:«عقیله ما ، زینب دختر علی(ع)حدیث کرد . . . و این لقب بر او ماند؛ چنان که به عقیله معروف گشت و فرزندان وی را بنی عقیله گفتند.
با شروع خلافت امیرالمومنین و انتقال مرکز خلافت به عراق که به دلایل مختلف این حادثه رخ داد، زینب(س) نیز همراه خانواده خود راهی کوفه گردید و با ورود زینب(س) به کوفه دوره جدیدی از حیات علمی ایشان شروع گردید. در مدت حضور ایشان در کوفه، حضرت به ارشاد و تعلیم زنان کوفه اشتغال داشت و از خصائص ایشان نقل شده که در کوفه 30مجلس درسی برای زنها تشکیل داد و برای آنها قرآن را تفسیر میکرد و در یکی از روزها به تفسیر سوره کهیعص مشغول بود که امیرالمومنین(ع) از در وارد شد و از ایشان پرسیدند: کهیعص تفسیر میکنی عرض کرد: آری، امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: ای نور دیده این حرف رمزی است در مصیبت وارده بر شما عترت پیغمبر صلی الله علیه وآله و سپس سخنانی در این باره به زینب (ع) فرمودند.
در اینجا درباره حضور و موقعیت حضرت زینب در کوفه یک نکته بسیار ظریفی وجود دارد و آن این است که با توجه به مقام و احترامی که دختر امیرمؤمنان در کوفه پیدا کرده بود میتوان دریافت که ماجرای اسارت زینب (ع)و بی احترامی های عمال اموی و دشمنان خاندان نبوت نسبت به آن بانوی بزرگوار پس از ماجرای کربلا در این شهر انجام شد تا چه اندازه برای دختر امیرمؤمنان ناگوار و دشوار بود و آن حضرت صبر و شکیبایی شگفت انگیزی در برابر این مصایب سخت از خود نشان داد و به خاطر رضای خدای سبحان این ناملایمات و اهانتها را برخود هموار کرد، تا آنجا که وقتی عبیداللَّه بن زیاد در آن مجلس شوم و مفتضح از وی پرسد:
«کَیْفَ رَأَیتِ صُ نْعَ اللَّهِ بِأَخیکِ » رفتار خدا را نسبت به برادرت حسین چگونه دیدی؟
فرمودند:« ما رَأَیْتُ مِنْهُ الّا جَمیلًا » من از خدای تعالی جز نیکی و زیبایی چیزی ندیدم که این سخن بیانگر و حکایت از نیروی فوق العاده ایمانی حضرت می باشد.
حضرت زینب علاوه بر کلاس درس و تفسیر که در مدینه و کوفه داشت و در آن به زنان مسلمان آموزش می داد، روایت زیادی نیز از وی نقل شده است که در مباحث قبلی به خطبه فدکیه اشاره رفت.
شیخ صدوق ، محمد بن بابویه می گوید:حضرت زینب (س )نیابت خاصی از طرف امام حسین(ع) داشت و مردم در مسائل حلال و حرام به او مراجعه کرده از او می پرسیدند ، تا اینکه حضرت سجاد (ع) بهبود یافت . شیخ طبرسی می گوید : حضرت زینب (س )روایات بسیاری را از قول مادرش حضرت زهرا (س )روایت کرده است . از عماد المحدثین روایت شده است که: حضرت زینب (س )از مادر و پدر و برادرانش و از ام سلمه و ام هانی و دیگر زنان روایت می کرد و از جمله کسانی که از او روایت کرده اند: ابن عباس و علی بن الحسین (ع )و عبدالله بن جعفر و فاطمه صغری دختر امام حسین (ع )و دیگرانند.
همچنین ابوالفرج اصفهانی صاحب کتاب مقاتل الطالبین می گوید : زینب بانویی عقیله که ابن عباس سخنان حضرت زهرا(س )را در مورد فدک از قول او نقل کرده و می گوید : عقیله ما ، زینب دختر علی (ع )به من گفت .
یکی دیگر از شاخص های علمی و دانایی حضرت زینب فصاحت و بلاغت ایشان و ایراد خطبه در کوفه و شام در بارگاه جباران زمان می باشد.
خطبه های آن حضرت دلیل قوی بر کمال و فصاحت و بلاغت اوست و بالاترین وصفی که در این باب میتوان گفت همانست که خُزیمه اسدی گوید: «کأنّما تنزع عن لسان امیرالمؤمنین علیه السلام» به خدا سوگند ندیدم زنی را مثل زینب علیها السلام که با شدت حیایی که دارد به این مثابه سخن سراید، گویا با زبان امیرالمؤمنین علیه السلام سخن میگوید. حضرت اشاره به مردم نمود که ساکت شوید، مردم ساکت شدند.
آن زمان زینب علیها السلام به سخن آمد و خطبه ای غرا و پر از اعجاز و استعاره و تمثیل های مختلف بیان داشت و در آن شان و جایگاه خاندان نبوت را تشریع کرده و اقدامات و کوتاهی های مردم کوفه را برشمرد که بعد از ایمان به خدا و رسولش راه حق را گم کردند....و چون سخن به اینجا رسید، زینب علیها السلام حرکت نمود و مردم را حیرت زده دست بر دهان نهاده دیدم و... و...این سخنان بلاغت آمیز از فصاحت آن حضرت ظاهر میگردد و سخت تر از این موقع مجلس یزید بود که زینب علیها السلام در برابر آن جبّار ، با حالت غربت و اسارت و تحمل یک عالم مصیبت و مشاهده سرهای شهدا خصوص سر مقدس امام حسین (ع) چنان خطبه ای ایراد فرمود که اگر فصحای معروف عالم با تفکر و تأمل بسیار ابراز و اظهار مینمودند لایق تمجید میبودند.
پی نوشت ها:
[1] - حجاب، حق طلاق، تبعیت از شوهر و سهم ارث....
[2] - احمدالعلی، صالح، محاضرات فی تاریخ العرب، موصل، دارالکتب للطباعه و النشر، 1981، ص140
[3] - عبدالهادی، عباس، المراه و الاسره فی حضارات الشعوب و انظمتها، دمشق، 1987ج1،ص372
[4] - گرچه نظریه فوق دارای ایرادات بسیاری می باشد ولی در نوشتار حاضر ما در صدد نقد آن نیستیم.
[5] - ر.ک: زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، علی جواهر الکلام، انتشارات امیر کبیر، تهران،۱۳۸۲، ص ۹۱۹
[6] -«وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَت» (تکویر/ 8 و 9)و هنگامى که از دختران زنده بگور شده باز پرسند، که آن بیگناهان را شما به چه جرم و گناه کشتید؟!
[7] - آئینه وند، صادق، زنان در نخستین سده های اسلامی، پژوهش زنان،3، 1384
[8] - همانجا
تائید یا رد غارت حجاب زنان در عصر عاشورا
حجاب زندگی درمکتب اهل بیت ع محرم وامام حسین ع
تائید یا رد غارت حجاب زنان در عصر عاشورا
ماه محرم آمد، ماهی که بسیاری از بزرگان آمدنش را لحظه شماری می کردند؛ تا به واسطه توسل به امام حسین علیه السلام تجدید عهد دیگری با خدای خود کنند؛ که به فرموده آیت الله قاضی “محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد”. ماهی که با آمدنش فضای خشک و بی روح شهرها جان معنوی دوباره می گیرد و عموم مردم از شیعه، سنی، مسیحی و کلیمی و.. همه به عشق و احترام امام حسین (ع) و یارانش در هیئات و تکایا به عزای این مصیبت می نشینند.
حضور در این مراسمات اما در کنار ایجاد عشق و ارادت به امام حسین علیه السلام و یاران باوفایشان سبب ایجاد سوالات بسیاری در ذهن می شود. بخصوص که در ساله های اخیر دشمن با پی بردن به اهمیت قیام امام حسین در ایجاد روحیه ظلم ستیزی در شیعیان همواره در جهت ایجاد شبهه و از بین بردن اهمیت قیام امام حسین بوده و نوحه سرایی برخی مداحان در ارتباط با برخی وقایع نیز در ایجاد این سؤالات بی تاثیر نیست. یکی از این سؤالات در ارتباط با حجاب زنان در روز عاشورا و وقایع بعد از آن است؛ که آیا زنان بخصوص زنان اهل البیت علیه السلام در روز عاشورا و در جریان غارت خیمه ها بدون پوشش و حجاب شدند و حتی به استناد به برخی روایات حتی تکه پارچه ای برای پوشاندن سر نداشتند؟ در این نوشتار اجمالا به بررسی پاسخ این پرسش می پردازیم.
◄در روز عاشورا چه پوششی از سر زنان برداشته شد؟
بر پایه منابع روایی و مقاتل معتبر و قابل استناد؛ پس از شهادت امام حسین(ع)، سپاه عمر بن سعد به خیمههای اهل بیت آن حضرت حمله کردند و به غارت اموال خیمهها و زیور آلات زنان پرداختند.
آنان کار را به جایی رساندند که گاه برای بردن چادر و جامه زنان و کودکان، با آنان به کشمکش میپرداختند، تا هر چه آنان داشتند را به یغما برند. سپاه عمر بن سعد، با این کارها حریم اهل بیت علیه السلام را مراعات نکردند، به طوری که زنان از شدت جنایت کاری شمر و گروه نابکارش به عمر بن سعد شکایت کردند و او به ظاهر، دستور داد که از غارت خیمهها دست بردارند.(۱)
◄در متن عربی مقاتل بیشتر این روایات، عباراتی مانند «جاذَبُوا النِّساءَ مَلاحِفَهُنَّ عَن ظُهورِهِنَّ»، «یَنزِعونَ المَلاحِفَ عَن ظُهورِنا»، «یَنتَزِعونَ مِلحَفَهَ المَرأَهِ عَن ظَهرِها» و «تُنازَعُ ثَوبَها عَلى ظَهرِها» آمده است و این ها – با توجه به معنای ملحفه (۲)- به معنای برهنه شدن و نمایان شدن موها و بدن زنان نیست، بلکه چون زنان آن زمان علاوه بر رواندازهایی شبیه چادر؛ لباس زیرین دیگری نیز داشتند که موی سر و بدن را میپوشاند، و سپاه دشمن تنها لباس رویین آن ها را به غارت بردند. و این به معنای بیحجابی و نداشتن پوشش نیست.(۳)
◄همچنین در این عبارت «تُسْلَبُ الْمَرْأَهُ مِقْنَعَتُهَا مِنْ رَأْسِهَا»که در برخی از مقاتل آمده است، باز نمیتوان گفت که روسری آنها به طور کل برداشته شد، به گونهای که تمام موها معلوم بود.(۴)
حجت الاسلام جلفایی پژوهشگر مؤسسه دارالحدیثو نویسنده کتاب «حجاب برتر» دراین باره می گوید: «در واقع در روایاتی که میتوان به آن ها استناد کرد، در ظاهر قضیه و مصداق سیاق قبل و بعد روایات، دقیقاً میشود فهمید که منظور از برداشته شدن حجاب همان پوشیه ظاهری یا نقاب بوده است نه آن عبایهای که بر سر آنان بوده است، زنان عرب علاوه بر عبایهای که میپوشیدند (شبیه چادر عربی امروزی) در زیر آن لباس ضخیمی میپوشیدند؛ یعنی از زیر چادر لباسهای وسیعی داشتند به گونهای که بافت نساجی آن زمان طوری بود که لباسها دارای بافت ضخیمی بودند؛ یعنی آن گونه نبود که زنان اهل بیت علیهمالسلام موهای سرشان یا بدنشان پیدا شود.»
عادت اهل بیت بر این بوده که خود را در معرض دید نامحرم قرار نمی دادند و همیشه از پوششی استفاده می کردند که نامحرم حتی صورت آن ها را نبیند و آنچه در کربلا اتفاق افتاد مسلما این بود که صورت بعضی از خانم ها معلوم شد و این و لو حرمت شرعی نداشت اما همین کشیدن روپوش و معلوم شدن صورت، هتک به اهل بیت علیه السلام محسوب می شده است و البته بعید هم نیست بخاطر خبث باطنی لشکر کوفه و شام، روسری یا مقنعه ای از سر زنی کشیده شده باشد و در آن هنگام سر او نمایان شده باشد بر فرض بپذیریم که مقداری یا برای لحظاتی همه موهای آن ها پیدا شده باشد؛ این موضوع با شأن اهل بیت و غیرت خداوند منافاتی ندارد؛ زیرا آن نوع از بی حجابی مذموم است که از روی اختیار باشد، نه اجبار. و گرنه اهل حرم؛ یعنی مجموعه زنانی که همراه امام حسین(ع) در کربلا شرکت داشتند، اصرار زیادی بر حفظ حجاب خویش در برابر نامحرمان میورزیدند و هیچگاه از پوشش و حجاب غافل نمیشدند. بهر حال جسارت هایی شده است اما یقینا بدان حدّ نبوده است که برای یک زن عیب محسوب شود.(۵)
آیا خواسته حضرت زینب (ع) در کاخ یزید از زنان برای حلقه زدن دور ایشان دلیل بر نداشتن پوشش بوده است؟
حجت الاسلام جلفایی در پاسخ به این سوال بیان داشت: «باید توجه داشت که حضرت زینب سلامالله علیها، قبل از آن ماجرا، در صحنههای مختلف شیر زنانه رو در رو دشمنان ایستاد و با دشمنان اهل بیت سخن گفته است، البته این استفاده (حلقه زدن به دلیل نداشتن پوشش) ضعیف است، هر چند که چند احتمال دیگر میتوان از آن گرفت: یکی اینکه در آن مجالس چون سر امام حسین علیهالسلام در آنجا بود، حضرت زینب نمیخواستند که شاهد گستاخیها به سر مبارک اباعبدالله الحسین علیهالسلام باشند؛ یعنی خودشان را عقب میکشیدند، یک احتمال دیگری که میتوان داد؛ چون مجلس جشن، پایکوبی و رقص بود و یزید مجلس جشن مختلطی را برپا کرده بود، اهل بیت علیهمالسلام میترسیدند که اهانتهای دیگری به آن ها شود، لذا خودشان را عقب میکشیدند، این ها همهاش احتمال است.
در برخی از روایات است که گفته شده که هر چند حجاب از سر زنان حرم میکشیدند، باز حجاب داشتند، این درست است؟
ایشان در این رابطه بیان داشتند: «این روایات دلیل اهمیت حجاب از نظر ائمه علیهمالسلام، شهدای کربلا و زنان اهلبیت امام حسین علیهالسلام دارد، حضرت زینب علیها السلام و بقیه زنان حرم امام حسین موقعی که پوشش را از سرشان برداشتند، عکسالعمل و حرفهایی را میگفتند که از این عبارات فهمیده میشود، چقدر مهم بوده است، آن ها سیلی و کتک خوردند، خیمههایشان آتش گرفته است، اما با این حال استغاثه و احتجاج نمیکنند، ولی قضیه در برداشتن معجر از روی صورتشان یا تعرض به حجاب توسط سپاهیان دشمن با ناله، گریه و حساسیت خاصی بیان میکنند، همه این ماجرا نشان میدهد که از نظر زنان حرم امام حسین علیهالسلام، اندک خارج شدن از حرم حجاب اسلامی، چقدر برای آن ها سنگین بوده است.
در یک روایتی از حضرت رقیه کوچکترین دختر امام حسین علیهالسلام نقل شده و در جای دیگر از حضرت سکینه علیها السلام نقل شده است که وقتی چادر(عبایه) یا معجر از سرشان برداشته شده، در این قضیه خیلی گریه و ناله کردند که چرا معجر را از سر ما برداشتند؟!
نکته مهم اینجاست که یک دختر سه ـ چهار ساله این گونه گریه میکند و نشان میدهد که حرم امام حسین علیهالسلام در آن زمان و اهل بیت علیهمالسلام، حتی دختر خردسال چادر سر میکردند و معجر میبستند.
رقیه علیها السلام این دختر خردسال تا چه اندازه با معارف آشناست و نسبت به آن حساس است، آن قدر در خون و گوشتش این معارف حجاب وارد شده است که به خاطر برچیده شدن آن پوششی که بر سر داشته، گریه میکند.»
این که قبل از حماسه عاشورا، نامحرمان قد و قامت حضرت زینب(س) را ندیده بود، چگونه با خطبهخوانی حضرت زینب در کوفه و شام سازگار است؟
جلفایی در رابطه با ارتباط حجاب حضرت زینب سلام الله علیه و حضور سیاسی و اجتماعی ایشان بیان داشتند: «شخصیت حضرت زینب علیهاالسلام، یک شخصیتی است که تربیت شده حضرت زهرا سلام الله علیها است که این چنین شخصیتی قدرت دارد تا وقتی ضرورت اجتماعی حکم نکرده است، در بین نامحرمان ظاهر نشود. منتها در بین زنان فعالیت تبلیغی داشتند، وقتی که ضرورت و فایده عقلایی پیش میآید، شیر زنانه در جامعه حضور مییابد.
حال اگر یک فرد عادی و کسی که خیلی در پیش نامحرمان ظاهر نشده است، بخواهد در جامعه حضور داشته باشد، باید یک شخص خجالتی باشد و کسی باشد که خودش را گم کند و مهارت بیان مطلب خودش را نداشته باشد، اما در مورد شخصیتی مانند حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام که وصل به عالم غیب و تربیت شده عالم غیب هستند، این قدرت را دارند و شرایط طبیعی ناشی از افراط و تفریط در روحیه آنان هیچ تأثیری ندارد.
آنجایی که ضرورت پیش میآید، به بهترین روش سخن خود را بیان میکند و بهترین فصاحت و بلاغت را بر زبان جاری میکند، زینب کبری علیها السلام همین گونه است، یعنی یک شخصیت، بیرون از تربیت آسمانی نیست که چون خیلی در خانه مانده و در اجتماع ظاهر نشده است مانند زنان آن زمان در مجالس سیاسی حضور نداشته، الان مقید شود و نتواند از قیام برادرش دفاع کند، زینب کبری (س) در دربار عبیداللهبن زیاد و یزید مطابق نهایت کمال یک زن مسلمان عمل کرده است و آن شرایط اقتضا میکند که برابر ظلم و جور بایستد.
باید توجه داشت که در مورد عدم حضور حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت زینب (س) در جامعه از لحاظ کمیت نمیتوان آن را به زمان کنونی تعمیم داد، چرا که در هر جامعهای بایستههای حضور زن در جامعهاش، متناسب با وضعیت جسمانی و مکانی متفاوت است، باید توجه داشت که در زمان صدر اسلام، ضرورت برای زنان اهل بیت علیهمالسلام و حرم امام حسین علیهالسلام این گونه اقتضا میکرد که بیایند و رسوا کنند، یا حضرت زهرا علیهاالسلام زمانی که همسرش حضرت علی (ع) در یک شرایط خفقان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قرار دارد و نمیتواند صحبت کند، شیر زنانه جلو میآید و حرفش را میزند، لذا بایستههای حضور یک زن مسلمان در صدر اسلام در همین خلاصه میشد.
ولی اکنون در جامعه فعلی ما، بایستههایی حضور یک زن مسلمان در جامعه متفاوت است، مطالب جدیدی آمده است که شرع هم آن را قبول دارد، به طور مثال اینکه زن میتواند کسب تحصیل کند، بایسته است، در حالی که قبلاً تحصیل برای زنان چندان معنا نداشت، چرا که زمانه اقتضا نمیکرد و معلم وجود نداشت، الان یک سری فعالیتها برای زنان ایجاد شده است که شایسته است فقط زنان انجام دهند و اولویت با زنان است، مثل شغلهایی که با زنان متناسب است نظیر معلمی، تغذیه، بهداشت و پزشکی و … درصد بایستهای ضرورت برای آن حکم میکند، این شبهه جایی ندارد، بایستههای حضور زن مسلمان در زمان صدر اسلام با زمان فعلی فرق میکند.
منبع
۱_طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ۵، ص ۴۵۳، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق؛ ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۷۹، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق.
.بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج ۳، ص ۲۰۴، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
.ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۱۸۸، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ق.
.ذهبی، محمد بن أحمد، سیر أعلام النبلاء، ج ۳، ص ۳۰۳، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ سوم، ۱۴۰۵ق.
.شیخ صدوق، محمد بن على، الامالی، ص ۱۶۴ – ۱۶۵، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
.سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص ۱۳۱ – ۱۳۲، تهران، نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۴۸ش.
۲_در کتابهای لغت عربی و فارسی ملحفه به این معانی آمده است: چادر، روانداز، ملافه، روپوش لباس. ر.ک: لغتنامه دهخدا، واژه «ملحفه»؛ بستانی، فؤاد افرام، مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی-فارسی، ص ۸۵۹، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش؛ ازهری، محمد بن احمد، تهذیب اللغه، ج ۵، ص ۴۶، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۱ق. «اللِّحَاف و المِلْحَفُ و المِلْحَفَه: اللِّباس الذی فوق سائر اللباس»؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۹، ص ۳۱۴، دار صادر، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق
۳و۴_ابن نما حلی، جعفر بن محمد، مثیر الأحزان، ص ۷۶، مدرسه امام مهدی(عج)، قم، چاپ سوم، ۱۴۰۶ق
۵_ حوزه نت
لینک های تصویری
طبقه بندی موضوعی
- کتابخانه اسلامی (۸۶)
- بانک تصاویر (۲۴۸)
- علمای دین (۱۰۳)
- قرآن وحدیث (۹۹)
- حجاب (۳۶۴)
- احکام (۸۳)
- نرم افزارهای مذهبی (۴۴)
- بازی های مذهبی (۲)
- قرآن (۲)
- بانک فیلم (۴۲۹)
- سبک زندگی اسلامی (۴۸۸)
- امربه معروف نهی ازمنکر (۱۶۱)
- پرسش وپاسخ (۶۹)
- زندگی به سبک شهدا (۱۹۹)
- من حضرت محمد (صلی الله علیه و آل (۱۴)
- خاطرات مدرسه (۱۶)
- زندگی درمکتب اهل بیت ع (۲۵۳)
- معروف نیوز (۹۴۶)
- رهبری انقلاب (۸۹۱)
- استکبار ستیزی از منظر رهبری انقلاب (۳۶)
- نماز (۳۱)
- بشقاب های توخالی (۲۹)
- فضای مجازی (۳۴)
- تربیت ازدیدگاه اسلام (۶۶)
- نرم افزاراندرویدی (۱۲)
- قرآن (۲)
- ویژه نامه مذهبی (۱۶۳)
- ماه مبارک رمضان (۳۲)
- ماه محرم (۲۶)
- ماه شعبان (۱۳)
- ماه صفر (۸)
- ماه رجب (۹)
- ماه ذی الحجه (۳)
- بسیج (۲۹)
- بانک صوت (۱۰۴)
- سخن نگاشت (۴۱)
- محرم وامام حسین ع (۱۰۵)
- حاج محمودکریمی (۲۷)
- حاج منصورارضی (۱۴)
- نزار قطری (۲)
- دهه فاطمیه (۷۷)
- سرِّ قَدر (۶)
- شرح خطبه فدکیه (۶)
- آموزش (۱۵)
- معرفی سایت های مذهبی (۸)
- سبک زندگی غربی (۳۸)
- حکایت خوبان (۴۱)
- مدافعان حرم (۴۴)
- نیاک از نگاه دوربین (۸)
- داستان های صوتی (۱۰)
- درمسیر بهشت (۳)
- ازدواج (۲۲)
- دانستنی های حقوقی وقضایی (۲)
- گناه (۶)
- مجموعه دروس عرفان دروادی عمل (۲۲)
- استادسیدیدالله یزدان پناه نیاکی (۲۲)
- رسالة الولایة (۲)
- لغت موران شیخ اشراق (۲)
- اسرارنماز (۴)
- اشارات بوعلی(نمط8) (۲)
- دهه فاطمیه (۱۰)
- استادسیدیدالله یزدان پناه نیاکی (۲۲)
- نمآهنگ (۱۱۳)
- کودکانه (۷)
- سیاسی (۲۶)
- ماه مبارک رمضان (۸)
- غدیرخم (۶)
- حدیث (۲)
- معرفی سایت (۳)
- امام خمینی ره (۲۱)
- جنگ ودفاع مقدس (۴۰)
- شهیدسلیمانی (۲۳)
کلمات کلیدی
يادداشت ویژه
-
ایران همدل (پویش کمک به مردم مظلوم فلسطین ولبنان)
يكشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۳ایران همدل (پویش کمک به مردم مظلوم فلسطین ولبنان)
ایران همدل
حکم قطعی شرعی این است که بر همه واجب است تلاش کنند، کمک کنند و فلسطین را به مسلمانها، به صاحبان اصلیاش برگردانند. و کنار مردم لبنان و حزبالله سرافراز بایستند و در رویارویی با رژیم غاصب آنان را یاری کنند.
رهبر انقلاب اسلامی | ۱۴۰۳/۷/۷ و ۱۴۰۳/۷/۴
آخرين مطالب
-
خط حزبالله ۴۹۱ | پیام ارسال شد
پنجشنبه ۱۵ فروردين ۱۴۰۴ -
امام خامنهای: اگر شرارتی از سوی آمریکا صورت گیرد قطعا ضربه متقابلی خواهد خورد
دوشنبه ۱۲ فروردين ۱۴۰۴ -
خط حزبالله ۴۸۹ | خلأها را پر، و مقاومت را تبیین کنید
جمعه ۲ فروردين ۱۴۰۴ -
امام خامنهای: آمریکا در صورت خباثت نسبت به ملت ایران «سیلی سخت» خواهد خورد
جمعه ۲ فروردين ۱۴۰۴ -
سخننگاشت | پیام نوروزی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۴
جمعه ۲ فروردين ۱۴۰۴ -
رهبری انقلاب :مذاکره با این دولت آمریکا گره تحریم ها را کورتر خواهد کرد
جمعه ۲۴ اسفند ۱۴۰۳ -
خط حزبالله ۴۸۸ | شلیک کاغذی به ذهن و معیشت مردم
چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۳ -
امام خامنهای:جمهوری اسلامی ایران توقعات دولتهای قلدر را نخواهد پذیرفت
يكشنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۳ -
خط حزبالله ۴۸۷ | ملاقات با شیطان
جمعه ۱۷ اسفند ۱۴۰۳ -
امام خامنهای: راه حل همه مسائل امروز جامعه در قرآن است
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۳
پیوندهای روزانه
خلاصه آمار
بانک فیلم
-
امام خامنهای: آمریکا در صورت خباثت نسبت به ملت ایران «سیلی سخت» خواهد خورد
جمعه ۲ فروردين ۱۴۰۴ -
صفیالدین: کلید هر موفقیتی در مقاومت به دست سماحةالقائد است
سه شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳ -
نماهنگ | برادرم؛ عزیزم؛ مایه فخرم
يكشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۳ -
نماهنگ | مجتهد پهلوان
شنبه ۴ اسفند ۱۴۰۳ -
فرمان رهبرانقلاب به جوانان :درمقابل تهدیدنرم افزاری دشمن تولیدمحتوا و اندیشه کنید.
سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۳ -
محراب جمکران
شنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۳ -
نماهنگ | روز شکوفایی آرزوها
چهارشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ -
نماهنگ | داستان انقلاب تناور
يكشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۳ -
نماهنگ | ملت متحد
يكشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۳ -
حضرت آیتالله خامنهای: نماهنگ پرتویی از عظمت حسینبنعلی (ع)
يكشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۳ -
امیرالمؤمنین علیهالسلام،مرجع رهروان حقیقت
دوشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۳ -
نماهنگ | احیاگر
شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳ -
مجموعه مستند «این ستارهها» مستند «جاذبه»
دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳ -
نماهنگ | وداع با ودیعه پیغمبر (ص)
جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳ -
نماهنگ | مثل خورشید
يكشنبه ۸ مهر ۱۴۰۳ -
نماهنگ | مقاومت فلسطین پیروز است؛ حزبالله پیروز است
شنبه ۷ مهر ۱۴۰۳ -
نماهنگ | صد جوان امروز صد مدیر فردا
يكشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۳ -
نماهنگ | بر عمق هوش مصنوعی مسلط شوید
يكشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۳ -
نماهنگ | پرچمدار نجات منطقه
سه شنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۳ -
مقام معظم رهبری:اول افزایش مشارکت،بعدانتخاب خوب
يكشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۳
نرم افزارهای مذهبی موبایل
-
نرم افزار خواص بی خواص/محرم 1399
پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹ -
مسابقه فرهنگی بچه های عاشورا
شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۷ -
نرم افزارقرآنی کوثرتشنه کامان
چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷ -
نرم افزارختم جزءسی قرآن مجید همراه با زندگینامه سرداران دفاع مقدس وشهدای نیاک
شنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ -
ویژه نامه شورعشق
جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ -
ویژه نامه خون خدا
جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ -
نرم افزارتقویم سرداران دفاع مقدس1396
سه شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶ -
نرم افزارتحت وب خط امام خمینی(ره)
يكشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۶ -
مجموعه چندرسانهای «عبد صالح
جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۹۶ -
کلیدسعادت
جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶ -
ویژه نامه ماه مبارک رمضان (نرم افزارتحت وب)
جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶ -
نرم افزارادعیه های ماه مبارک رمضان
پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶ -
نرم افزارصوتی تصویری دعای روزهای ماه مبارک رمضان
پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶ -
نرم افزار جامع راهیان نور رونمایی شد +لینک دانلود
دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ -
بازی محرم ونامحرم(احکام ویژه پسران)
يكشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۵ -
نرم افزارصوتی زیارت عاشورا
يكشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ -
نرم افزارصوتی کاروان عشق 3 ( حاج محمودکریمی )
شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۵ -
نرم افزارکاروان عشق 2 ( ویژه محرم )
شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۵ -
نرم افزارچندرسانه ای تحت وب خون خدا(ویژه محرم)
شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۵ -
نرم افزارچندرسانه ای غدیرخم
يكشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵