نرم افزارهای برگزیده

احیاگر معروف

سرباز کوچک ولایت ،آمرمعروف وناهی منکر

سایت های ویژه کودک ونوجوان

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

آخرين نظرات

نرم افزارهای چندرسانه ای

پيوندها

سرداران دفاع مقدس

سایت های آنلاین چندرسانه ای

bayanbox.ir bayanbox.ir bayanbox.ir
۰

انگار یکی تو گوشم گفت...!

قرآن وحدیث حجاب احکام سبک زندگی اسلامی امربه معروف نهی ازمنکر نماز

انگار یکی تو گوشم گفت...!


گرما بود، انگار از آسمان آتش می بارید… صورتش گل انداخته بود و عرق بود که مدام از سر و رویش روان بود، چادر مشکی انگار یه تیکه آتش شده بود به تنش، اما باز هم سعی می کرد خوب خودشو بپوشونه… لب های پر خنده دخترکان بی حجابی که از کنارش رد می شدند، گواهی از به سخره گرفتن پوشش او در این گرمای وحشتناک می داد، گاهی هم کسی بود که متلکی بیندازد و او را به بغل دستی اش نشان دهد

انگار یکی تو گوشم گفت...!

چادر

گرما بود، انگار از آسمان آتش می بارید…

صورتش گل انداخته بود و عرق بود که مدام از سر و رویش روان بود، چادر مشکی انگار یه تیکه آتش شده بود به تنش، اما باز هم سعی می کرد خوب خودشو بپوشونه…

لب های پر خنده دخترکان بی حجابی که از کنارش رد می شدند، گواهی از به سخره گرفتن پوشش او در این گرمای وحشتناک می داد، گاهی هم کسی بود که متلکی بیندازد و او را به بغل دستی اش نشان دهد…

گرمت نیست؟ … این چیه پوشیدی تو این گرما ؟…. کولر بدم خدمتتون ؟…

پاهایی که دیگه توان کشیدن بدنش رو نداشت و گرمایی که دیگه غیر قابل تحمل بود، انگار عرصه رو بد جور بهش تنگ کرده بود، دیگه به خونه نزدیک می شد و فکر اینکه سریع از این شرایط نجات پیدا می کنه لحظه ای رهاش نمی کرد…

در رو باز کرد، داخل شد و بعد از بستن درب خونه، چادرشو از سر برداشت، نگاهی بهش انداخت، احساس حقارت عجیبی می کرد، همون جا تو حیات چادر مشکی رو به گوشه ای پرتاب کرد، انگار چیزی رو از خودش می روند که به خاطرش خیلی زخم زبون خورده بود، به اتاق که رسید خودشو جلو کولر رها کرد، در جواب سوال مادر که پرسید چرا اینقدر خسته ای؟ گفت؟ خیلی گرمه… اما فقط گرما نبود، بار سنگین چشم های دریده دخترکان بی حجاب و لب های به سخره باز شده آنها در کوچه و خیابون، از این گرما بدتر بود…

شربت خنک رو که لاجرعه سر کشید، خودشو به خواب سپرد …

مغرب بود، از گرمای هوا به شدت کاسته شده بود و لحظه های اذان در پیش، بیدار شده بود، وضو گرفت و قرآن رو از طاقچه اتاق برداشت و باز کرد…آیه 26 سوره اعراف:

یَا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَارِی سَوْءَاتِکُمْ وَ رِیشًا وَ لِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِکَ خَیْرٌ ذَلِکَ مِنْ آیَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ

ای فرزندان آدم برای شما، لباس فرو فرستادیم که اندام شما را بپوشاند؛ و مایه زینت شماست؛ و لباس تقوی بهتر است؛ این از آیات خداست، باشد که متذکر شده، پندگیرند.

چه آیه زیبایی بود… انگار این آیه را قبلاً ندیده بود، یا توجهی نکرده بود، انگار امروز به چشمانش نازل شده بود و با صدای ملکوتی در وجودش شنیده بود که: “اقراء”‌ … بخوان به نام پروردگارت که تو را زیبا خلق کرد و لباس تقوی را بر تو پسندید…

انگار خدا داشت با او روبرو صحبت می کرد، می گفت: برایت چادر را فرستادم تا لباس تقوی باشد برایت و این لباس برای تو بسیار بهتر است، نکند با رفتن به سمت شجرهِ ممنوعهِ هوس، گناه و شیطان، زشتی های خود رو به نمایش در بیاری؟

کمی بیشتر توجه کرد و آیه بعدی را با دقت بیشتری خواند:

یَا بَنِی آدَمَ لاَ یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُم مِّنَ الْجَنَّةِ یَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیُرِیَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاء لِلَّذِینَ لاَ یُۆْمِنُونَ

اى فرزندان آدم زنهار تا شیطان شما را به فتنه نیندازد چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از ایشان برکند تا زشتی هایشان را بر آنان نمایان کند. در حقیقت او و قبیله‏اش شما را از آنجا که آنها را نمى‏بینید مى‏بینند. ما شیاطین را دوستان کسانى قرار دادیم که ایمان نمى‏آورند.

انگار خدا داشت با او روبرو صحبت می کرد، می گفت: برایت چادر را فرستادم تا لباس تقوی باشد برایت و این لباس برای تو بسیار بهتر است، نکند با رفتن به سمت شجرهِ ممنوعهِ هوس، گناه و شیطان، زشتی های خود رو به نمایش در بیاری؟

قرآن را با لذت بیشتری تورق کرد :

فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَکَرِهُوا أَنْ یجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ کَانُوا یفْقَهُونَ؛ تخلف‌جویان از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند؛ و کراهت داشتند که با اموال و جان های خود، در راه خدا جهاد کنند؛ و (به یکدیگر و به مۆمنان) گفتند: «در این گرما، (بسوی میدان) حرکت نکنید!» (به آنان) بگو: «آتش دوزخ از این هم گرمتر است!» اگر می‌دانستند! (توبة/81)

یاد کتاب تاریخ افتاد، آن قسمتش که جریان زندگی پیامبر را توضیح داده بود و منافقان زمان ایشان را. یادش آمد که ذیل این آیه در تفاسیر به برخی از منافقین اشاره می شود که ایمانشان زبانیست و در مخالفت عملی با دین خدا از هیچ چیز دریغ نمی کنند!

هرگاه دستور به انجام کاری داده می شد، آنها پرهیز می کردند و انجام نمی دادند!

نه تنها انجام نمی دادند بلکه از این رفتارشان لذت هم می بردند ! و تازه دیگران را هم به بهانه های مختلف تشویق می کردند که آنها هم با دستورات الهی مخالفت کنند!

خداوند در جواب آنها می فرماید، عذاب الهی به هیچ کدام از این بهانه ها و لذت های الکی زودگذری که دارید نمی ارزد!

با خود گفت: آیا واقعاً می توان برای خداوند متعال که به همه چیز آگاه است، بهانه آورد؟!

أَفَأَمِنُوا مَکْرَ اللَّهِ فَلَا یأْمَنُ مَکْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ؛ آیا آنها خود را از مکر الهی در امان می‌دانند؟! در حالی که جز زیانکاران، خود را از مکر (و مجازات) خدا ایمن نمی‌دانند! (أعراف/99)

حضرت آدم

اشک از چشمانش سرازیر شد، انگار این آیه، این لحظه، فقط داشت او را مخاطب خودش قرار می داد، بهش مستقیم اشاره می کرد، که ای دختر خوب، که خدا از زیبایی چیزی برات کم نذاشته، منِ خدا برات لباس تقوی را پسندیدم، نکنه لباسی رو تنت کنی که شیطون برات دوخته و باعث می شه زیبایی های که من بهت دادم، مبدل به زشتی بشه، زشتی ای که فقط چشمان شیطانی ، اونو زیبا می بینند و در اصل چیزی جز زشتی نیست…

دختر عزیز یادت باشه که اگر مسلمونی و خدارو دوست داری، به ظاهر گفتن کافی نیست و در عمل باید خودت را نشون بدی!!

با خودش گفت: واقعاً آتش جهنم هست ؟! اگر هست چگونه است؟! و در پی این سۆال قرآن را تورق کرد:

(إِنَّ جَهَنَّمَ کَانَتْ مِرْصَادًا * لِّلطَّـغِینَ مَـَابًا * لَّـبِثِینَ فِیهَآ أَحْقَابًا)[ نبا آیه 21 ـ 23]; [آرى] جهنم [از دیرباز] کمین گاهى بوده [که] براى سرکشان، بازگشتن گاهى است. روزگارى دراز در آن درنگ کنند.

جهنم، آتش سوزانى دارد و در حالى که این آتش سوزان و شعله ور، در برابر دیدگان مجرمان قرار مى گیرد، خداوند متعال، به سوزانندگی آتش جهنم با این آیه به او نشان داد:(هَـذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِى کُنتُمْ تُوعَدُونَ)[ یس، آیه 63]; این جهنمى است که به آن وعده داده مى شدید.

(لاَ تُبْقِى وَ لاَ تَذَرُ)[ مدثر، آیه 28]; (آتش است که) نه چیزى را باقى مى گذارد و نه چیزى را رها مى کند.[ ناصر مکارم شیرازى و همکاران، پیام قرآن، ج 6، ص 483 ـ 495; همان، ص 66 ـ 74; تفسیر نمونه، ج 23، ص 412; ترجمه المیزان، ج 17، ص 211 ـ 212]

(طَرِیقَ جَهَنَّمَ خَــلِدِینَ فِیهَآ أَبَدًا)[ نساء، آیه 169]; راه جهنم، که همیشه در آن جاودانند.

کَلاَّ إِنَّهَا لَظَى)[ معارج، آیه 15]; نه چنین است [آتش]زبانه مى کشد. «لظى» به معناى شعله آتش خالص است.

جهنم، آتش سوزانى دارد و در حالى که این آتش سوزان و شعله ور، در برابر دیدگان مجرمان قرار مى گیرد، خداوند متعال، به آن اشاره مى کند و خطاب به مجرمان مى فرماید: (هَـذِهِى جَهَنَّمُ الَّتِى کُنتُمْ تُوعَدُونَ); این جهنمى است که به آن وعده داده مى شدید

(کَلاَّ لَیُنـبَذَنَّ فِى الْحُطَمَةِ)[ همزه، آیه 4]; ولى نه، قطعاً در آتش خردکننده فروافکنده خواهد شد.

(وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَ زِینُهُ * فَأُمُّهُ هَاوِیَةٌ)[ قارعه، آیه 8 و 9]; و امّا هر که سنجیده هایش سبک برآید، پس جایش سیاه چال [جهنم] باشد.

تُسْقَى مِنْ عَیْن ءَانِیَة)[ غاشیه، آیه 5]; از چشمه هاى داغ نوشانیده شوند.

(ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَیْهَا لَشَوْبًا مِّنْ حَمِیم)[ صافات، آیه 67]; سپس ایشان را بر سر آن، آمیخته اى از آب جوشان است.

صدای اذان بلند شد و او متوجه نماز شد، این بار انگار همه وجودش می خواست به نماز برسه و سر بر سجده در مقابل کسی بذاره که امروز لذت بندگی رو بهش چشونده بود…

چادر سفید و تمیز و خوشبو رو از جالباسی برداشت و به سرش کشید…. اما…

یادش اومد عصر چادر مشکی رو انداخته گوشه حیاط، همون لحظه ای که از دیدن چادرش احساس حقارت کرده بود…به حیاط رفت و چادرش رو از گوشه ای برداشت، خاکی شده بود، کمی خاک ها رو از چادر پاک کرد…

مادر خبر نداشت، دخترش برای نماز بیدار شده یا هنوز خستگی او رو تو خواب خوش نگه داشته…

همین طور که صداش می زد، در اتاق رو باز کرد و … تعجب کرد…

دخترش ایستاده بود به نماز… اما این بار با چادر مشکی…!!!

فرآوری: زهرا اجلال

۰

تربیت فرزندی به نام ((پو))

بشقاب های توخالی فضای مجازی

تربیت فرزندی به نام ((پو))

چکیده: پو یک موجود قهوه‌ای باشکلی بصورت کدو و با چشم‌های بزرگ با دو جنس مذکر ومونث می‌باشد. که طرفداران این بازی فقط کودکان نبوده بلکه بسیاری از بزرگسالان نیز جزو علاقه مندان پَروپاقرص این بازی محسوب می‌شوند.

امروزه درجوامع بشری با پیشرفت علم وتکنولوژی مردم جهان نیز نوع زندگی و روش زیستن خود را با این علوم وپیشرفت‌ها مطابقت می‌دهند. وبا علوم روز جهان زندگی می‌کنند.و نحوۀ زندگی وتعاملات آنها نیز در پرتو این پیشرفتها دستخوش تغییر می‌گردد. که این نوع زیستن طبیعتا درکشور مانیز اتفاق می‌افتد. یعنی امروزه حتی در دورترین نقاط کشوربه روزترین تکنولوژی‌های علمی از رسانه‌ای، کامپیوتری، مدل لباس، انواع گوشی‌ها، ورژن‌های جدید نرم افزارها یافت می‌شود، که با این حساب این ابزار آثار بسیاری در نوع زندگی و روش زیستن افراد جامعه دارد. یکی از عوامل موثر در این امور گوشی‌ها با قابلیت‌های بسیار بالایی که توانایی نصب انواع نرم افزارها و بازی‌ها را دارد.

بنابه گفته کارشناسان معایبی که بازی‌های کامپیوتری وگوشی‌ها بر زندگی افراد دارد به این شرح می‌باشد:

1ـ تقویت حس پرخاش‌گری

2ـ انزوا طلبی 

3ـ تنبل شدن ذهن

4ـ پیامد منفی در روابط خانوادگی 

5ـ افت تحصیلی

6ـ زمینه ساز ازخود بیگانگی[1]

اما امروزه یک نوع بازی دیگر در گوشی‌های باسیستم عامل اندروید رواج یافته که کشورعزیزمان ایران از حیث علاقه مندان به این بازی دررتبۀ سوم قرار دارد. وآن بازی پرطرفدار به نام ((پو)) می‌باشد. ((پو)) یکی از محبوب‌ترین بازی‌های موبایل است که توسط پل سلامه لبنانی 24 ساله طراحی شده و بین بازی‌ها جزو یکی از رکوردداران است. [2]

پو یک موجود قهوه‌ای باشکلی بصورت کدو و با چشم‌های بزرگ با دو جنس مذکر ومونث می‌باشد. که طرفداران این بازی فقط کودکان نبوده بلکه بسیاری از بزرگسالان نیز جزو علاقه مندان پَروپاقرص این بازی می‌باشند.

در بازی پو، شما باید این فرزند کوچک خود را به بزرگسالی برسانید البته در هر موقعیتی باید شرایط را برای او فراهم کنید. مثلادرمواقعی که گرسنه است بایدبه او غذا بدهید، یا او را به حمام ببرید، یا اینکه او را خواب کنیدیا در مواقعی او را باید به پارک برده و با او بازی کنید ویا به فروشگاه بروید وبرای او خرید کنید، این بازی طوری طراحی شده که انگار شما درحال بزرگ کردن کودکی هستیدکه متعلق به شماست وفرزند شمامحسوب می‌شود. تاجایی که این احساس فرزندی پو را می‌توان از علاقه مندان به این بازی مشاهده کرد. مثلا برخی از نظرات مخاطبان این بازی گواه این مدعاست:

ـ کی می دونه پو چطوری می تونه ازدواج کنه؟ دلم می خواد بچه مو توی لباس دامادی ببینم!

ـ وقتی سیر شده و میخوام بهش غذا بدم و اون میگه: «نه» دلم میخواد بپرم توی تبلت بغلش کنم!

ـ من خودم یه پسر دارم برای همین پوی دختر انتخاب کردم. آخه دخترا بابایی هستن . پوی من هم خودشو برام لوس میکنه و منم نازشو میخرم.

اگرچه این بازی بسیار آرام بوده ودر فضای بسیار لذت بخشی انجام گرفته که حتی در نگاه اول اینطور به ذهن می‌آید، که این بازی بسیار مناسب برای فرزندان یا حتی خانواده‌ها محسوب می‌شود، که دور از فضاهای خشن وآلودۀ بسیاری از بازی‌ها می‌باشد. اما این بازی آرام این روزها فرزندخوانده بسیاری از خانواده‌ها شده و بسیاری از افراد به اندازه‌ای درگیر این بازی مجازی شده‌اند که زندگی واقعی خود را فراموش کرده‌اند. در مسیر بزرگ شدن پو، والدینش حاضر به هر کاری می‌شوند. در حقیقت بازی پو، برای جامعه غرب و جبران نداشتن فرزند برای کسانی است که می‌خواهند حس فطری والد بودن را تجربه کنند. اما این روزها در برخی از خانواده های ایرانی که فرزند واقعی نیز وجود دارد، فرزند فراموش می‌شود چرا که فکر و ذهن زن و مرد می‌شود این «فرزند مجازی»!

 

اما آسیب های این بازی در ظاهر آرام، که می‌توان به آن اشاره کرد:

1ـ ازبین بردن فرهنگ صله رحم و ارتباط باهم نوع:

در این بازی از ارتباطات خانوادگی و خویشاوندی خبری نیست و فردگرایی ترویج‌ شده وهمچنین در این بازی، احساس نیاز برای یافتن دوستان و خدمت به هم‌نوعان را پدید نمی‌آورد. گویی در میان نیازهای پو، بازی با کودکان دیگر نیز جایی ندارد.

2ـ تبلیغ سبک زندگی غربی:

یکی از نکات قابل تامل در بازی پو غربی بودن آن است. برای مثال هنگام خرید غذا برای پو، این بازی امکان انتخاب از پنج نوع غذا را که عمدتا فست فود و غربی هستند، به فرد می‌دهد.

قیمت هر یک از مواد غذایی مانندقیمت واقعی آن است. از طرفی، در قسمت تن‌پوش‌های پو، دو گزینه آخر مخصوص مناسبت‌های کریسمس و‌ هالووین است که سبک زندگی غربی را به یاد می آورد.

3ـ ترویج فرهنگ مصرف گرایی:

یکی از عمده آسیب‌های این بازی رواج مصرف گرایی بوده، که هر چه بیشتر باشد امتیاز بیشتر نصیب فرد می‌شود، که برای داشتن پول بیشتر و به دنبال آن خرج کردنش، باید مصرف گرا باشی  که این ‌بار این فرهنگ بد و غلط  را از طریق رسانه‌ای به نام بازی پو وارد عمل شده‌اند.

4ـ صرف وقت بسیار برای این بازی:

این بازی مانند بازی‌های دیگر آنقدر جذاب است وقتی شما شروع به بازی می‌کنیدمدت زمان صرف شده برای این بازی را متوجه نشده تاجایی که می‌بینید این بازی وقت بسیاری را از شما گرفته است.

5ـ بی رغبتی به فرزند دار شدن یاحتی فراموش کردن فرزندان خود:

این بازی که نوعی پرکننده خلاء بی‌فرزندی در جامعه غرب می‌باشد، ترویج این فرهنگ را با پر کردن زمان افراد برای مصرف وقت خود برای انجام این بازی تشکیل می‌دهد. و آهسته آهسته بصورت فرهنگی در کشورمان گنجانده می‌شود.

 

باتوجه به این آسیب‌ها باید به نوع تعامل خود بالاخص فرزندانمان با بازی‌های کامپیوتری ونوع تاثیرگذاری آنها بر نوع زندگیمان و رفتارمان با اطرافیانمان متوجه بوده ظاهر آرام بعضی بازی‌ها یک نوع ساده انگاری در ما ایجاد نکند و از هرنوع اثرگذاری این نوع بازی‌ها بر خود واطرافیانمان جلوگیری کنیم تا این نوع رفتارها نوعی فرهنگ در زندگی ما نشده وهمچنین برنوع روش زندگی ما تغییر ایجاد نکند.

منبع بیشتر برای مطالعه:

سایت تبیان، ((پو)) فرزند مجازی شما

۰

الهام چرخنده :گلشیفته فراهانی نماینده هیچ بانوی ایرانی نیست

حجاب سبک زندگی اسلامی امربه معروف نهی ازمنکر زندگی درمکتب اهل بیت ع معروف نیوز

الهام چرخنده :گلشیفته فراهانی نماینده هیچ بانوی ایرانی نیست

الهام چرخنده در جمع دانشچویان نطنز گفت: الهام چرخنده و الهام چرخنده‌ها همچنان در هر شرایطی سرباز محکم جبهه جنگ نرم و جبهه مقاومت هستند و در این مسیر جانشان را هم خواهند داد.

به گزارش فرهنگ نیوز، الهام چرخنده بازیگر توانای تلویزیون و سینما صبح امروز در جمع دانشجویان دانشگاه پیام نور نطنز به فارس گفت: جنگ الان ما جنگ توپ و تانک یا همان جنگ سخت نیست بلکه جنگ نرم است، در جنگ سخت راحت‌تر می‌توانی از خود دفاع کنی اما دفاع در برابر جنگ نرم استقامت و پایداری بیشتری می‌خواهد.

وی افزود: من یک سال است که در فضای مبارزه با جنگ نرم شهید شده‌ام و در این فضای مسموم جامعه در بُعد فرهنگی هر فردی می‌تواند تکه‌ای از خداوند باشد و انقلاب کند.

چرخنده درباره دیدارش با رهبر معظم انقلاب و ملقب شدن به نام زهرایی بیان داشت: در آن جلسه رهبر معظم انقلاب فرمودند چون ایشان از نظر من سربازی رفته است و من نمی‌توانم درجه‌ای به او بدهم، لقب زهرایی را می‌دهم و وقتی پرسیدم چرا زهرایی؛ حضرت آقا فرمودند چون زهرا یعنی یکی در مقابل همه.

وی ادامه داد: یکسال تمام به من حمله کردند، تهمت زدند، فحش دادند و آرزوی مرگم را داشتند ولی با این حال ضمن آرزوی بهترین‌ها برای دشمنانم آرزو می‌کنم آنها زهرایی شوند و همین جا اعلام می‌کنم، الهام چرخنده و الهام چرخنده‌ها همچنان در هر شرایطی سرباز محکم جبهه جنگ نرم و جبهه مقاومت هستند و در این مسیر جان می‌دهند.

این بازیگر سینما رکن اصلی تقوا را در حجاب دانست و متذکر شد: آدمی که حجاب دارد کم‌کم تمام ارزش‌های الهی و معنوی در وجودش متجلی می‌شود و بدون شک خوشبختی و سعادت نصیبش می‌شود.

وی در ادامه گریزی به رفتارهای بسیار زشت و زننده گلشیفته فراهانی در کشورهای خارجی انتقاد کرد و گفت: بدون شک وی نماینده هیچ یک از بانوان ایرانی نبوده، نیست و نخواهد بود.

چرخنده با تاکید بر اینکه با وضعیت بد حجاب همسر خوب گیر کسی نمی‌آید، عفت، وقار، اعتماد به نفس، شهامت، نجابت را از ویژگی‌های بارز زن ایرانی خواند و تصریح کرد: مرد ایرانی زنی را به همسری می‌گیرد که تمام زیبایی او فقط برای خودش بوده و باشد.

وی در پایان با بیان اینکه امروز در دبیرستان هنرهای زیبای اصفهان و دانشگاه آزاد نجف‌آباد بالغ بر 200 نفر چادری شدند، تاکید کرد: چادر فقط پارچه نیست، یادگار حضرت زهرا (س) است؛ چادر با خود رفتار چادری می آورد؛ همان رفتارهایی که آدمی را حسینی، زهرایی و زینبی بار می‌آورد.

۰

احترام به شخصیت کودکان

قرآن وحدیث سبک زندگی اسلامی تربیت ازدیدگاه اسلام

احترام به شخصیت کودکان

چکیده: ایجاد شخصیت و حس اعتماد به نفس، از مسئولیت های مهم تربیتی والدین است. کودکان با شخصیت، مردان موفق آینده‌اند و کودکان تحقیر شده و زبون، در زندگی آینده خویش، با شکست و ناکامی روبرو خواهند شد.

رهروان ولایت

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم ) در رفتار و منش خود راه پرورش و تربیت صحیح کودک را به مردم نشان می داد. آن حضرت نسبت به کودکان بسیار مهربان و دلسوز بود و با آنان رفتاری محبت آمیز داشت و به یاران خود همیشه سفارش می کردند که با کودکان با مهربانی برخورد کرده و  از هر گونه تندی و خشونت  و بی مهری نسبت به کودکان خودداری کنند.

در اینجا، نمونه هایی از سیره تربیتی آن حضرت نسبت به کودکان را بیان می کنیم تا خود نیز عامل بر آن باشیم:

داستان 1:

هرگاه  کودکی متولد می شد و  را برای نامگذاری یا دعا به حضور رسول خدا  (صلی الله علیه وآله وسلم ) می آوردند، حضرت برای احترام والدینش، او را با آغوش باز می گرفت  و  در دامن خویش می گذاشت ، حتی گاهی اتفاق می افتاد که کودک در دامان پیامبر، ادرار می کرد. در این حال اطرافیان وقتی آن را مشاهده می کردند ، به روی کودک فریاد می زدند و ناراحت  می شدند تا او را از ادرار کردن باز دارند. پیامبر خدا (صلی الله و آله وسلم )، آنان را از این کار باز می داشت و می فرمود: با با ناراحتی و با عصبانیت  از ادرار کودک جلو گیری نکنید. سپس کودک را آزاد می گذاشت تا ادرار کند. وقتی مراسم دعا یا نامگذاری تموم می شد ، والدین  کودک با خوشحالی فرزند خویش را می گر فتند و کمترین آزردگی و ناراحتی در چهره ی رسول خدا  (صلی الله و آله وسلم) دیده نمی شد. وقتی آنها می رفتند پیامبر لباس خویش را می شست و تطهیر می کرد.

یکی از راه های ابراز محبت والدین به فرزند، تهیه کردن وسایل بازی و سرگرمیِ مناسب سن آنهاست. از دیدگاه روان شناسان کودک هرگاه کودک از والدین بخواهد که با او بازی کنند، پدر و مادر باید به این درخواست او پاسخ مثبت دهند، ولی شیوه اداره بازی را بر عهده کودک بگذارند و خواسته های خود را بر او تحمیل نکنند، زیرا بازی، افزون بر اینکه نشاط و شادابی را به کودک هدیه می کند، به رشد استعدادهای نهفته او نیز می انجامد. پیامبر گرامی اسلام با تأکید بسیار بر این موضوع، خود در بازی فرزندانشان، شرکت و به نظارت بر بازی آنها، آنان را بر این امر تشویق می کردند. نمونه این سیره را در داستان زیر می توان مشاهده کرد.

داستان2: هرگاه رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) از سفر بر می گشت و در راه با کودکان بر خورد می نمود، به احترام آنان می ایستاد. سپس دستور می داد کودکان را می آوردند و از زمین بر می داشتند و به آن حضرت می دادند.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)، بعضی  را در آغوش می گرفت، بعضی  را بر پشت و دوش خود سوار می کرد و به یاران  خویش می فرمود: «کودکان را بغل بگیرید و بر دوش خود بنشانید» کودکان از این برخورد محبت آمیز بی نهایت  خوشحال می شدند  و این خاطرات شیرین را هرگز فراموش نمی کردند.

نتیجه:

کودکان در سنین مختلف، نیازمند توجه و احترام دیگران هستند. روح ظرافت و حساس کودک، با کوچک ترین حرکت نادرست، ناراحت و پژمرده می شود. پس باید از هرگونه تحقیر و تمسخر کودک و به زبان آوردن عیب ها و خطاهای او به ویژه در مهمانی ها و دیدارهای خانوادگی پرهیز کرد و با شیوه ای خردمندانه به تأیید ویژگی های مثبت وی و تشویق او پرداخت.

منابع:

1.بحار الانوار ، ج 6 ص 153

2.محجة البیضاء ج3 ص 366

۰

استعمار در طول تاریخ

بانک تصاویر استکبار ستیزی از منظر رهبری انقلاب

استعمار در طول تاریخ

روز سوم اسفند1299 شمسی یاد آور روی کار آمدن فردی است که سالها بعد دفتر تاریخ شاهد ثبت جنایتهای او شد . لیکن پشت این ماجرا استعمار پیری بود که متأسفانه با سیاستی که دارد هنوز هم بعد از 36 سال که از پیروزی انقلاب می گذرد دنبال منافع خود در این کشور است و امروز هم شاهد زیاده خواهی های اش هستیم. ولی به امید خدا ما فرزندان همان هایی هستیم که در طول این 36 سال نگذاشتند دست اندازی جدیدی این انگلیس خبیث به این مرز و بوم داشته باشد. و با دستان این خبیثها و هم پیمانان اش را به حول قوه الهی قطع می کنیم. 

منبع:گروه اینترنتی رهروان ولایت

بانک فیلم

نرم افزارهای مذهبی موبایل

تصاویربرگزیده

سبک زندگی اسلامی (لطفا برای نمایش تصاویرباکیفیت برروی تصویرموردنظرکلیک کرده وتصویررا در رایانه تان ذخیره کنید)