نرم افزارهای برگزیده

احیاگر معروف

سرباز کوچک ولایت ،آمرمعروف وناهی منکر

سایت های ویژه کودک ونوجوان

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

آخرين نظرات

نرم افزارهای چندرسانه ای

پيوندها

سرداران دفاع مقدس

سایت های آنلاین چندرسانه ای

bayanbox.ir bayanbox.ir bayanbox.ir

۸۰ مطلب با موضوع «ویژه نامه مذهبی» ثبت شده است

۱

رهنمودهایی از بزرگان برای ماه شعبان

ویژه نامه مذهبی

رهنمودهایی از بزرگان برای ماه شعبان

رهنمودهایی از بزرگان برای ماه شعبان

ماه شعبان مقدمه ماه رمضان است و ماه رمضان ماه ضیافت الهی است. و آنکه دل خود را از پیش آماده ساخته باشد میتواند بهره ای فراوان از رزق های دنیایی و آخرتی آن برگیرد.
به گزارش گروه آئین و اندیشه فرهنگ نیوز، خداوند دگربار درهای رحمت بی دریغش را به سوی بندگان گشوده و آنها را در قرقگاه زمانی قرار داده که در آن ارض و عرش به هم نزدیک گشته‌اند. ماه شعبان با همه برکات بی پایانش فرا رسیده است، ماه دعا و عبادت، ماهی که پیغمبر(ص) تا آخر عمر، آن را بزرگ می‌داشتند و و در مقابل آن خضوع می‌کردند و خود را به صیام و قیام در ماه شعبان عادت داده بودند؛ «الّذی کان رسول الله (صلّی‌الله‌علیه‌واله) یدأب فی صیامه و قیامه فی لیالیه و ایّامه بخوعا لک فی اکرامه واعظامه الی محلّ حمامه».

ماه شعبان، دالان و دهلیز ماه رمضان است. ماه رمضان تالار ضیافت الهی است[1]، اگر کسی وارد آن شود و همت کند می تواند بهره‌ای بسیار از توفیق و قرب الهی برگیرد. بهره ای که مخصوص ماه رمضان است و در ماه های دیگر یافت نمی شود. کسی که صرفا به روزه آن دل ببندد اندکی از نعمات این دریای بی نهایت را خواهد چشید. اما آنها که از پیش خود را آماده ساخته اند، توشه ای بسیار از این رحمت الهی برای خود و دیگران برمی گیرند.

ماه رجب و شعبان را برای کسب این آمادگی و درک هرچه بیشتر عظمت ماه رمضان قرار داده اند.

آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی در آخرین روزهای ماه رجب می فرمود: دوستان ماه رجب رفت! چه کار کردید در این ماه، آیا شما ناراحتید که ماه رجب از دست رفت؟! رجب ماه خدا بود، ماه استغفار بود. تعبیراتی که در روایات داشت ماه رجب را اصب می‌گویند چون ریزش می‌کند رحمت و مغفرت الهی بر امت. آیا از این باران رحمت به دلِ شما هم رسید این را احساس می‌کنید. آیا خودمان را در این معرض قرار دادیم؟!
 
واقعا بنشینیم فکر کنیم به موقعیت‌ها زمانی و مکانی که از دست رفت... به ماه شعبان وارد شدیم و این هم یکی از موقعیت‌هاست. حزن نسبت به گذشته، باید نقش سازندگی داشته باشد نسبت به ‌آینده.
و اینک ماه شعبان فرا رسیده است.ماه، ماه استغفار است. ماه، ماه پیغمبر اکرم است. ما در روایات داریم که حضرت فرمودند: «أَلَا إِنَّ شَعْبَانَ شَهْرِی فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَعَانَنِی عَلَى شَهْرِی‏»، ماه، ماه من است؛ خداوند کسی را که در این ماه به من کمک کند، رحمت کند! در  این ماه هم بسیار راجع به استغفار سفارش شده است اگر کسی واقعا دلش تکان خورده باشد و واقعاً از نظر دل و قلبش محزون باشد، اندوهگین باشد، نسبت به گذشته ی از دست رفته‌اش، در صدد جبران است.

پیغمبر رحمة‏للعالمین است، ماه هم، ماه پیغمبر است؛ حال او می‏ خواهد بندگان را شستشو داده و وارد دریای رحمت کند، پس از ما می‏ خواهد که با استغفار و توبه، به او کمک کنیم. [2]

و هر کس که منزلت این دعوت بزرگ را بشناسد، به ناچار اهتمام به خرج می‌دهد، تا مگر مشمول آن شده، در آن داخل شود و همچنین امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: از آن زمان که شنیدم منادی رسول خدا صلی الله علیه و آله  ندا می‌داد، روزه ماه شعبان از من فوت نشد پس اگر خدا بخواهد پس از این نیز روزه شعبان از من فوت نخواهد شد، تا زمانی که زنده‌ام.
 
این در خصوص روزه وارد شده است و بر این قیاس کن، یاری رسول خدا صلی‌الله علیه و آله را از جهت‌های دیگری مانند نماز، صدقه، دعا و دیگر راه‌های خیر و نیکی.[3]
باید از اهل غفلت نباشی

و آنچه سبب استغفار و توبه بنده می شود، این است که او به خویشتن و گناهان خویش و کوتاهی هایش آگاه باشد

أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّیْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَیَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ

یا آن کسى که او در طول شب در سجده و قیام اطاعت [خدا] مى‏کند [و] از آخرت می ترسد و رحمت پروردگارش را امید دارد بگو آیا کسانى که می دانند و کسانى که نمی‏ دانند یکسانند تنها خردمندانند که پندپذیرند.[4]

امیرالمومنین علی(ع) در مناجات شعبانیه حال چنین بنده ای را به زیبایی به تصویر می کشد؛ آنگاه که با حالی پریشان خدای خویش را میخواند:
فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ مُسْتَکِینا لَکَ مُتَضَرِّعا  همانا به سوى تو گریختم،و در حال درماندگى و زارى در برابرت ایستادم

و با نظر به اعمال خویش، معبود را عاشقانه صدا میزند؛

و ان ادخلتنی النّار اعملت اهلها انّی احبّک  و اگر مرا وارد دوزخ کنى ، فریاد می‌کشم تو را دوست دارم

و پس از اعتراف به کوتاهی خویش، نظر به لطف و کرامت پروردگار، تمام بیم اش را به امید و توکل مبدل میسازد؛

إِنْ کَانَتِ الْخَطَایَا قَدْ أَسْقَطَتْنِی لَدَیْکَ فَاصْفَحْ عَنِّی بِحُسْنِ تَوَکُّلِی  خدایا گر خطاهایم مرا از نظرت انداخته، به خاطر حسن اعتمادم بر تو از من چشم‏پوشى کن. [5]

خداوند متعال در پاسخ بنده اش در قرآن کریم می‌فرماید:

أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ  یا [کیست] آن کس که درمانده را چون وى را بخواند اجابت می‏کند و گرفتارى را برطرف می‏گرداند. [6]
 
و فرموده است:
 
ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ  مرا بخوانید تا برای شما اجابت کنم.[7]
 
مردم ارزش نعمت مناجات با خدا را نمی دانند
 
البته بیشتر مردم ارزش نعمت مناجات با خداوند متعال را نمی‌دانند! و به درستی که منشأ این مناجات‌ها، علوم و معارف ارزشمندی است که کسی بر مقام و حدود و دایره آن آگاهی نخواهد یافت، جز اهل آن و آنان اولیای خداوند هستند، کسانی که از راه «کشف» و «شهود» به آن دست یافته‌اند. و رسیدن به حقیقت این مکاشفه‌ها به درستی که از بزرگ‌ترین نعمت‌های اخروی است که هیچ یک از نعمت‌های دنیوی را نمی‌توان با آن مقایسه کرد و اشارت صادق آل محمد صلی‌الله علیه و آله به همین است، آنجا که می‌فرماید:
 
به درستی که اگر همه مردم، آنچه را که در فضیلت معرفت خداوندی وجود دارد، می‌دانستند، چشم‌های خود را به آنچه دشمنان، از تمتعات زندگی دنیوی از آنها بهره می‌برند، باز نمی‌کردند، و دنیای آنها، در نزد اینان از آنچه در زیر پاهای خود لگد می‌کنند (شن و گل) پست‌تر می‌شد و به معرفت خداوندی منعم شده و لذت می‌بردند، مانند کسی که در باغ‌های بهشت همواره با اولیای خداوندی همنشین باشد. [8]
در این میان برای توجه و کسب فضائل بیشتر اعمالی نیز برای این ماه مطرح گردیده است:



برای دریافت اینفوگرافی در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید

۰

مادری که چهار فرزندش را فدای حسین(ع) کرد

ویژه نامه مذهبی

مادری که چهار فرزندش را فدای حسین(ع) کرد

مادری که چهار فرزندش را فدای حسین(ع) کرد

گروه آئین و اندیشه فرهنگ نیوز، حضرت أمّ البنین، فاطمه، دختر حزام، فرزند خالد بن ربیعة بن کلاب و مادر وی، لیلا و یا شمامه از خانواده سهل بن عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب است که همه پدرانش، از مردان شجاع و نامدار عرب در منطقه حجازند. [1] همچنین جناب امّ البنین با چند واسطه به عبد مناف، جد اعلای رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، نسب می رساند. به گواهی تاریخ؛ پدران و داییهای امّ البنین علیهاالسلام در دوران قبل از اسلام در ردیف دلیران عرب محسوب می شده اند و مورخان، آنان را به دلیری و شهامت در رزمگاههای نبرد ستوده اند. آنان افزون بر شجاعت و قهرمانی، سالار و سرور قوم خود نیز بوده اند؛ آن چنان که سلاطین زمان در برابرشان سر تسلیم فرود آورده اند.
 
بدین گونه است که خاندان جناب امّ البنین علیهاالسلام در شرافت، شهامت، مردانگی، مهمان نوازی و دلاوری، سرآمد رادمردان عصر خود بوده اند. امّ البنین، این اوصاف والا را از اسلاف خود به ارث برد و با آموخته هایش از خاندان وحی عجین کرد و به فرزندانش نیز انتقال داد.
 
ازدواج با امیر مؤمنان علیه السلام
بعد از آنکه مولای متقیان، حضرت زهرا علیهاالسلام را از دست داد و اشقیای روزگار، آن بانوی بانوان عالم را به شهادت رساندند، فرزندان کوچک آن بزرگوار به مادری نیاز داشتند که در عین حالی که همسری حضرت را عهده دار می شود، برای آن عزیزان نیز مادری مهربان باشد. به همین سبب، امام علی علیه السلام از برادرش عقیل که دانشمندی تبارشناس در جهان عرب بود، چنین درخواست کرد: «اُنْظُرْ لِی اِمْرَأَةً قَدْ وَلَدَتْها الْفُحُولَةُ مِنَ الْعَرَبِ لاَِتَزَوَّجَها فَتَلِدَ لِی غُلاما فارِسا؛ برای همسری ام؛ بانویی از میان اعراب انتخاب کن که از نسل دلیرمردان عرب باشد و پسری جوانمرد و شجاع برایم به دنیا آورد.» عقیل نیز بعد از فکر و اندیشه به امام پیشنهاد کرد که با امّ البنین کلابیه ازدواج کند؛ چرا که در میان اعراب، شجاع تر از نیاکان او یافت نمی شود. مولای متقیان نیز رأی برادرش را پسندید و عقیل را به خواستگاری فرستاد.
 
وقتی عقیل به خواستگاری ام البنین رفت، حزام که هرگز پیش بینی چنین پیشنهادی را نمی کرد، حیرت زده ماند. پاسخ داد: زنی بادیه نشین با فرهنگ ابتدایی بادیه نشینان شایسته امیرالمؤمنین، علی(ع) نیست. او باید با زنی ازدواج کند که فرهنگ بالاتری دارد. این دو فرهنگ با هم فرق دارند. عقیل پاسخ داد: علی از آنچه می گویی آگاه است و با این حال، به این ازدواج تمایل دارد. مهر سکوت بر لبان حزام نشست. از عقیل مهلت خواست تا این پیشنهاد را با همسر و دخترش مطرح کند.
 
وقتی پدر امّ البنین، نزد همسر و دخترش برگشت تا از نظر آنان آگاه شود، متوجه شد دخترش خوابی را که شب گذشته دیده بود، برای مادرش، چنین تعریف می کند:
مادر! خواب دیدم که در باغ سرسبز و پردرختی نشسته ام. نهرهای روان و میوه های بسیار در آنجا وجود داشت. ماه و ستارگان می درخشیدند و من به آنها چشم دوخته بودم و درباره عظمت آفرینش و مخلوقات خدا فکر می کردم و نیز درباره آسمان که بدون ستون، بالا قرار گرفته است و همچنین روشنی ماه و ستارگان و... . در این افکار غرق بودم که ماه از آسمان فرود آمد و در دامن من قرار گرفت و نوری از آن ساطع می شد که چشمها را خیره می کرد. در حال تعجب و تحیر بودم که چهار ستاره نورانی دیگر هم در دامنم فرود آمدند.
 
حزام بن خالد با شنیدن این رؤیای صادقه دخترش خوشحال شد و به او مژده داد: «لَقَدْ حَقَّقَ اللّهُ رُؤْیاکِ یا بُنَیَّتِی فَاَبْشِرِی بِسَعادَةِ الدُّنِیا وَالاْآخِرَةِ؛ دخترم مطمئنا خدای [تبارک و تعالی]، رؤیای تو را به حقیقت مبدل ساخت و سعادت دنیا و آخرت بر تو بشارت باد!» سپس به همسرش شمامه گفت: «آیا دخترمان فاطمه را شایسته همسری امیر مؤمنان علیه السلام می دانی؟ بدان که خانه او خانه وحی، نبوت، علم، حکمت، ادب و اخلاق است. اگر دخترت را، لایق این خانه می دانی، این وصلت مبارک را بپذیریم!»
همسرش گفت: «ای حزام! به خدا سوگند! من او را خوب تربیت کرده ام و از خدای متعال خواستارم که او واقعا سعادتمند شود. پس او را به مولایم علی بن ابی طالب علیه السلام تزویج کن.» [2]
 

بانک فیلم

نرم افزارهای مذهبی موبایل

تصاویربرگزیده

سبک زندگی اسلامی (لطفا برای نمایش تصاویرباکیفیت برروی تصویرموردنظرکلیک کرده وتصویررا در رایانه تان ذخیره کنید)