نرم افزارهای برگزیده

احیاگر معروف

سرباز کوچک ولایت ،آمرمعروف وناهی منکر

سایت های ویژه کودک ونوجوان

جستجو

بایگانی

نويسندگان

پربحث ترين ها

آخرين نظرات

نرم افزارهای چندرسانه ای

پيوندها

سرداران دفاع مقدس

سایت های آنلاین چندرسانه ای

bayanbox.ir bayanbox.ir bayanbox.ir

تبلیغات سایت

۱۵۱۲ مطلب توسط «سرباز کوچک ولایت» ثبت شده است

۰

دختری 16 ساله دارم که در داشتن حجاب کامل کوتاهی می کند

حجاب احکام سبک زندگی اسلامی پرسش وپاسخ

دختری 16 ساله دارم که در داشتن حجاب کامل کوتاهی می کند

سخنان حجت الاسلام والمسلمین مهندسی در برنامه سمت خدا مورخ 18 اردیبهشت 1390

سوال – دختری 16 ساله دارم که در داشتن حجاب کامل کوتاهی می کند . به او می گویم که موهایت را جمع کن مگر نشنیدی که در قرآن گفته که اگر موهای سرت پیدا باشد با همان مو آویخته می شوی . می گوید که بگذار موهایم بیشتر باشد تا دیرتر در آتش بیفتم . پر او به رحمت خدا رفته و من به تنهایی بار زندگی را به دوش می کشم . راهنمایی بفرمایید .

پاسخ – ادبیات برخورد در جذب افراد خیلی موثر است . این بچه که به جهنم نرفته و نمی داند که عاقبت گناه چیست . البته ما در روایت داریم که با مویش او را آویزان می کنند . این همان پایانه ی گناه است که هین الان چه زشتی هایی که در درون گناه نهفته است . اگر یک خانم می دانست که یک نخ مو را بیرون گذاشتن ، چه حوادث تلخی را در وجودش خلق می کند هیچ وقت این کار را نمی کرد . اگر همه ی دنیا را به او می دادند و می گفتند که یک نخ موهایت را بیرون بگذار این کار را نمی کرد . او نمی داند که چکار می کند . اگر می دانست که برای خودش چه حوادثی را خلق می کرد هیچ وقت این کار را نمی کرد . قبل از اینکه بترسانیم به ابعاد جذابیت دین نگاه کنیم . زیبایی بندگی خدا را برای این جوان تصویر کنیم . عشق بازی با خدای متعال را برای او تعریف بکنیم . و اینکه خداوند چه دوست دارد و تو باید چه دوست داشته باشی که با دوستی خداوند پیوند بخورد . یعنی از ابعاد زیبایی بگوییم ، در عین اینکه مواظب حرکات وحشتناک هم باشیم . با ادبیات زیبا بگوییم ، از ادبیات خشن و تند استفاده نکنیم . ما باید روح عبودیت ، سپاس ، دوستی ، طهارت و عشق به پاکی و پاکان و هم رای شدن با تائبان را در روح جوانان تربیت کنیم . این کاری که من می گویم تجربه شده و موفقیت آمیز است . مثلا جوان می آید و از گناهانش می گوید ، من می توانم بگویم که ای جوان بدبخت شدی ، دیگر امیدی به نجات تو نیست ، می ترسم من هم به آتش تو بسوزم ، بلند شو و برو . این یک نوع ادبیات است . جوان می گوید که پس کار من خراب است ، می رود و دیگر برنمی گردد . البته باید بدانیم که در پیشگاه بنده نباید گناه کرد ، باید در پیشگاه خدا اعتراف کرد ولی بعضی ها در مقام مشاوره اینها را می گویند تا راه حل پیدا کنند . گاهی جوانی به من می گوید که فلان گناه و فلان گناه را کردم بقدری این گناهان چندش آور است که من سرم درد می گیرد اما پیش خودم می گویم که باید یک جایی این حالت را استفراغ کند ، بگذار حالتهای بدش را بگوید تا مقداری آرام بگیرد . پدر و مادر باید برای بچه اش مشاور و طبیب دلسوز باشد . طبیب دلسوز این نیست که از او بترسی . ما یک بار پیش پزشک رفتیم و اولین بچه ی ما که شیرخوار هم بود بیمار بود و نزد او بردیم و مشکلش را گفتیم . دکتر گفت که خیر مشکلش این نیست بلکه چیزهای دیگری است و ما خیلی ترسیدم ، این یک برخورد غیر پزشکی است . ما پیش متخصصان دیگر بردیم و همه گفتند که بچه هیچ مشکلی ندارد . این دکتر غیر از تشخیص غلط ، برخورد غلط هم کرده بود . می توانست بگوید که این چیزی نیست و در ضمن شما باید این جور درمان را هم پیگیری کنید و اینها طبیعی است اگر چه بیماری هم مهم بود می توانست ما را نترساند و به روش بهتری به ما بگوید . شیوه ی برخورد خیلی مهم است . اگر پدر و مادر در نظر فرزندان یک عنصر خشونت و تندی شدند ، بچه دیگر می ترسد که مشکلش را با آنها در میان بگذارد . یک پدر و مادر باید جوری عمل کنند که فرزند راحت بتواند مشکلش را با آنها در میان بگذارد و او را راهنمایی کنند و اگر نمی توانند بدنبال مشاوره بروند نه اینکه اول به دنبال گزینه ی پرخاشگری و اهانت بروند .این جوان را تحویل بگیرند . در رفتار شایسته باید آنها را قبول کرد و اگر رفتار ناشایست دارد باید سراغ کارشناس بروند . وقتی با این شیوه ی اعتماد و امنیتی که او احساس کند که می تواند مطلبش را راحت بگوید ، پیگیر قضیه باشم یک تعامل قشنگی روحی و اخلاقی گره می خورد . کسی که غرق شده تا دستت را به دست او ندهی ، نمی توانی او را بالا بیاروی . کسی که در دریا غرق شده ، اگر به او لگد بزنی بدتر غرق می شود . و بعد جنازه اش روی آب است و این که بدتر می شود . سیره ی اهل بیت با گناهکاران به شیوه ی اخلاق خوب بوده است . ما باید خوش اخلاق باشیم امنیت سازی کنیم .بین گناه و گناهکار تکفیکی کنیم و گناهکار را دوست داشته باشیم تا کم کم بتوانیم آنها را تحت تاثیر روش های اخلاقی خودمان قرار دهیم . برای آنها از جذابیت و زندگی در طهارت و پاک بگوییم ، از آثار بیرون گذاشتن مو در زندگی دنیوی بگوییم ، وقتی این ترسیم های زیبا را کردیم نتیجه خواهیم گرفت .

منبع:سایت یامجیر

۰

یاعلى شب معراج وقتیکه به آسمان رفتم ، زنان امتم را در عذاب شدید مشاهده کردم

قرآن وحدیث حجاب احکام سبک زندگی اسلامی امربه معروف نهی ازمنکر پرسش وپاسخ

یاعلى شب معراج وقتیکه به آسمان رفتم ، زنان امتم را در عذاب شدید مشاهده کردم

آقا سیدالمظلومین امیرالمومنین حضرت على (ع) فرمود:
یکروز من و سیّده زنان عالم حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام ) بر حبیب خدا حضرت پیغمبر اسلام (ص) وارد شدیم و آن بزرگوار را در حالى دیدیم که شدیدا گریه مى کرد.
به آن حضرت عرض کردم : پدر و مادرم فدایت شوند، یارسول اللّه ، چه شده ؟! چه چیزى شما را به گریه درآورده ؟
آن حضرت فرمود: یاعلى شب معراج وقتیکه به آسمان رفتم ، زنان امتم را در عذاب شدید مشاهده کردم . بخاطر آن شدت عذابها گریان و نالان شده ام .
حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام ) فرمود: مگر چه دیدید که اینقدر متأ ثر و گریان شده اید؟!
حضرت رحمه للعالمین (ص) فرمود:
1 - زنى را دیدم که بمویش آویزان کرده بودند، در حالیکه مغزش ‍ میجوشید.
2 - زنى را مشاهده کردم که به زبانش آویزانش کرده بودند، و از حمیم جهنم در حلقش مى ریختند.
3 - زنى را دیدم که به دو پستانش آویزانش کرده بودند.
4 - زنى را مشاهده کردم که دست و پایش را بسته اند و مارها و عقربها را بر او مسلط کرده بودند.
5 - زنى را دیدم که گوشت بدنش را با قیچى مى چیدند و مجبورش ‍ مى کردند که آن را بخورد، و آتش از زیر آن زبانه مى کشید.
6 - زنى را مشاهده کردم که به صورت کر و لال و کور است ، در حالى که در تابوتى از آتش مى باشد و مغز سرش از دماغش خارج مى شود و بدن او به صورت جذام و برص است .
7 - زنى را دیدم که به دو پایش آویزان کرده اند، در حالیکه در تنورى از آتش بود.
8 - زنى را مشاهده کردم که گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسیله مقراضهایى از آتش جدا مى کردند.
9 - زنى را دیدم که صورت و دستهایش آتش گرفته ، در حالى که روده هایش را مى خورد.
10 - زنى را مشاهده کردم که سرش مثل سر خوک ، و بدنش مثل بدن الاغ و به انواع عذابها شکنجه اش مى دادند.
11 - زنى را دیدم که به صورت سگ بود، و آتش از عقبش خارج مى شد و ملائکه با گرز آهنى از آتش ، بر سر و بدنش مى کوبند.
بى بى دو عالم فاطمه زهرا (علیهاالسلام ) فرمودند: اى حبیب من و اى نور چشم من ، اى پدر بزرگوارم به من بفرمائید که این زنان چه عملى داشته اند و به چه جهت به این عذابها گرفتار شده اند و راه و روششان چه بوده که پروردگار متعال آنها را به چنین شکنجه هایى مبتلا نموده ؟!
آقا رئیس اسلام حضرت محمد (ص) فرمود:
1 - ((آن زنى را که به موهایش آویزان شده بود، آن زنى بود که موهایش ‍ را از مردان نامحرم نمى پوشانید)).
2 - آن زنى را که به زبانش آویزان کرده بودند، آن زنیست که شوهرش را با زبانش اذیت مى کرد.
3 - آن زنى را که به دو پستانش آویزان بود، آن زنى بود که از همبستر شدن با شوهرش خوددارى مى نمود.
4 - آن زنى را که دست و پایش را بسته اند و مارها و عقربها را بر او مسلّط کرده بودند، آن زنى بود که بدون اجازه شوهرش از خانه خارج مى شد.
5 - ((آن زنى را که از گوشت بدنش با قیچى مى چیدند و به او مى خورانیدند، زنى بود که خودش را براى مردان نامحرم زینت مى کرد و بدنش را به آنها نشان مى داد)).
6 - آن زنى را که کر و کور و لال بود، آن زنى بود که از راه زنا بچّه دار مى شد و به گردن شوهرش مى انداخت .
7 - آن زنى را که به پاهایش آویزانش کرده بودند، زنى بود که در حال نجاست وضو مى گرفت یعنى رعایت نجس و پاکى را نمى کرد، و در وقت جنابت و حیض غسل نمى نمود، و در نمازش سستى مى کرد.
8 - ((آن زنى را که از گوشت جلو و عقب بدنش با مقراض از آتش جدا مى کردند، زنى بود که خود را از راه نامشروع به مردان عرضه مى داشت )).
9 - آن زنى که صورت و دستهایش آتش گرفته و روده هایش را مى خورد، آن زنى بود که قوّادى مى کرد، یعنى واسطه حرام بود.
10 - آن زنى که سرش مثل سر خوک و بدنش مثل بدن الاغ بود، آن زنى بود که سخن چینى مى کرد و زیاد دروغگو بود.
11 - آن زنى که به صورت سگ بود آن زنى بود که آوازه خوان (و صدایش را براى نامحرم با ناز و کرشمه و مهیّج رها مى کرد) و حسود بود.(1)
مسیحى که مسلمان شد
یکى از علماء اسلام مى نویسد:
روزى یک زن مسیحى با شوهرش پیش من آمد و گفت : من از اسلام مسائلى را فهمیده ام و از دستورات و قوانین آن که مترقى است در شگفت و حیرتم و به آن علاقه مندم ، ولى بخاطر یکى از دستورات آن ، من هنوز به اسلام گرایش پیدا نکرده ام ، و درباره آن با شوهرم و عدّه اى از مسلمانان بحث و گفتگو نموده ام که متاسفانه پاسخ قانع کننده اى نشنیده ام ، اگر شما بتوانید مرا قانع کنید من به دین اسلام مشرف شده و مسلمان خواهم شد.
من گفتم : آن دستور کدام است ؟!
زن مسیحى گفت : دستور حجاب است . چرا اسلام حجاب را براى زن لازم دانسته ؟ و چرا به او اجازه نمى دهد که مثل مرد بدون حجاب از خانه بیرون بیاید؟ سپس بنا کرد به ایراد و انتقاد کردن ، که حجاب مانع رشد و ترقى زنان ، و سبب عقب ماندگى در جامعه است .
من پس از شنیدن ایرادها و انتقادهاى آن زن ، چنین پاسخ دادم : آیا شما تا بحال به بازار جواهر فروشى رفته اید؟
گفت : آرى ، گفتم : چرا جواهر فروشان ، طلا و سائر جواهرات گرانبهاى خود را در ویترین شیشه اى قرار داده و درب آنرا قفل میکنند؟
گفت : بخاطر اینکه دست دزدان و خیانتکاران و سارقان به آنها نرسد.
در اینجا آن عالم دینى رو کرد به زن مسیحى و اظهار داشت فلسفه حجاب نزد ما مسلمانها همین است که : زن گُلى خوشبو است ... زن گوهر و یاقوت گرانبهاست و چون جنس لطیف زن هم مانند طلا و جواهرات است ، و باید از دست خیانتکاران و دزدان عِفت و ناموس محافظت کرد، و از چشم تبهکاران و اهل فساد حفظ نمود، زیرا زن همانند مروارید است که در صندوقچه صدف باید پنهان گردد تا طعمه آنان نشود و تنها ساتر و نگهدارنده زن حجاب است و حجاب براى زنان مانند محفظه اى بر جواهرات است و اگر زنان نیز در پوشش نباشند. همیشه در معرض خطرات و تجاوزات قرار مى گیرند و به خاطر نشان دادن زیبائى ها پیوسته مورد آزار و تعدى مفسدین مى شوند.
آرى دخترم ... دستور حجاب در اسلام باین جهت است که زن از دست خیانتکاران در امان باشد. زیرا بدنش پوشیده و زینتهایش مستور است و مردم از او چیزى نمى بینند و در او طمع نمى کنند و از او دورى مى جویند و نظرشان را جلب نمى کند، بلکه از او حساب مى برند و حیا مى کنند، همه اینها به خاطر حجاب است . و شما مطمئن باش که اگر زن در پوشش ‍ حجاب نباشد، پیوسته در معرض آزار مفسدین است ، بنا بر این حجاب شرافت و بزرگوارى توست ، آرى دخترم این گوشه اى از فلسفه حجاب بوده که تذکر دادم .
پس از شنیدن این مطلب ، آن خانم مسیحى فکرى کرد... و سپس با چهره اى درخشان گفت : من تا بحال این گونه نشنیده بودم ... شما بسیار جالب بیان کردى ، و اکنون اسلام را میپذیرم .
دوشیزه مسیحى در همان جلسه ، شهادتین را بر زبان جارى کرد، و اسلام را پذیرفت .
خواننده محترم : از این گفتگوى مذهبى آشکار شد که اسلام مى خواهد شخصیت و پاکى زن را حفظ نماید، و به دنبال آن از اجتماع حمایت کند، از این رو حجاب را به عنوان شرط اساسى براى هدف مزبور لازم دانسته است . همچنین از این گفتگو روشن مى شود که اغلب بانوانیکه بى حجاب هستند از فلسفه حکیمانه حجاب اطلاع ندارند و به آثار پرسودش توجه ندارند و از مفاسد بى حجابى غافلند، تنها بوسیله حجاب ، عفت و شخصیت زن حفاظت مى شود، و از خطرات ناشى از بى حجابى در امان میمانند.(2)


1- بحارالانوار: ج 8، ص 309، روایت 75، باب 24

2- خواهرم حجاب سعادت است : 14

۰

حجاب حضرت زهرا (علیهاالسلام )

حجاب سبک زندگی اسلامی امربه معروف نهی ازمنکر

حجاب حضرت زهرا (علیهاالسلام )

امام باقر (ع) فرمود:
روزى پیغمبر اسلام (ص) همراه جابر به طرف خانه حضرت زهرا (علیهاالسلام ) حرکت کردند، وقتى که کنار در رسیدند، پیغمبر (ص) دستش ‍ را روى در گذاشت و با صداى بلند فرمود: سلام علیکم .
حضرت فاطمه (علیهاالسلام ) فرمود: و علیکم السّلام
حضرت رسول (ص) فرمود: آیا اجازه هست وارد خانه بشویم ؟ حضرت فاطمه (علیهاالسلام ) فرمود: آرى اى رسول خدا.
حضرت رسول (ص) فرمود: آیا اجازه هست همراه شخصى که با من است وارد گردم ؟
حضرت فاطمه (علیهاالسلام ) فرمود: سر برهنه هستم .
حضرت پیغمبر (ص) فرمود: با رو انداز، خود را بپوشان . حضرت فاطمه (علیهاالسلام ) خود را پوشانید. بار دیگر حضرت پیغمبر براى خود و جابر طلب اجازه کرد، حضرت فاطمه (علیهاالسلام ) اجازه داد، آنگاه آن دو وارد خانه شدند.(1)
گرسنه شکم و شهوت
حضرت حجة الاسلام والمسلمین مروج الاسلام والدّین حاج شیخ غلامرضا فیروزیان فرمودند:
تابستان سال 1323 در ونک مستوفى منبر میرفتم . امام جماعت آنجا سید بزرگوارى بود که اَلا ن با گذشت ، 55 سال نامش را فراموش ‍ کرده ام .
بین گفتگوهایى که با هم داشتیم تعریف کرد:
که یک روز صداى در منزل بلند شد، وقتى آمدم در را باز کردم ، خانمى نیمه برهنه و بى حجاب و آرایش کرده و دست و سینه باز را مقابل خود دیدم ، خواستم درب را ببندم و به او بى اعتنایى کنم . فکر کردم همین که در خانه یک روحانى با این قیافه آمده شاید معایب بى حجابى را نمیداند: و شاید بتوانم نصیحتش کنم .
سرم را پائین انداخته و گفتم بفرمائید، داخل اطاق شده نشست ، و مسئله اى در مورد ارث از من سئوال کرد. من گفتم خانم منهم از شما مى خواهم مسئله اى بپرسم اگر جواب دادید منهم جواب مى دهیم گفت : شما از من ؟گفتم بله . گفت بفرمائید؟
گفتم : شخصى در محلى مشغول غذا خوردنست غذا هم بسیار مطبوع و خوشبو است ، گرسنه اى از کنار او مى گذرد، پایش از حرکت مى ایستد جلوى او مى نشیند شاید تعارفش کند، ولى او اعتنا نمى کند.
شخص گرسنه تقاضاى یک لقمه میکند او میگوید: غذا متعلق بمن است و نمى دهم هر چه التماس مى کند او به خوردن ادامه میدهد، خانم این چگونه آدمیست ؟
گفت : آن شخص بیرحم از شمر بدتر است .
گفتم : گرسنه دو جور است ، یکى گرسنه شکم و یکى گرسنه شهوت .
جوان غربى و گرسنه شوت ، خانم نیمه برهنه و زیبائى را مى بیند که همه نوع عطرها و آرایش هاى مطبوع دارد، هر چه با او راه میرود شاید خانم توجهى به او بکند و مقدارى روى خوش به او نشان بدهد، جوان او اعتنا نمى کند.
جوان : اظهار علاقه میکند، زن : محل نمى گذارد، جوان : خواهش ‍ مى کند، زن میگوید: من نجیبم و حاضر نیستم با تو صحبت کنم .
جوان التماس میکند، زن : توجه نمى کند. این خانم چگونه آدمى است ؟
خانم فکرى کرد و از جا حرکت کرد و از خانه بیرون رفت .
فردا درب منزل صدا کرد، رفتم در را باز کردم ، دیدم سرهنگى دم در ایستاده و اجازه ورود مى خواهد، وقتى وارد اطاق شد و نشست . گفت : من شوهر همان خانم دیروزى هستم ، وقتى که با او ازدواج کردم چون خانواده اى مذهبى بودیم از او خواستم با حجاب باشد، گفت : بعد از ازدواج ، ولى آنچه به او گفتم و خواهش کردم تهدید کردم ، زیر بار نرفت ولى دیروز آمد و از من چادر و پوشش اسلامى خواست ، نمى دانم شما دیروز به او چه گفتید: ماجرا را به او گفتم : او با خود عبایى آورده بود. به من داد و تشکر کرد و رفت .

1- فروع کافى : ج 5، ص 529

۰

حجاب فرمان خداست

قرآن وحدیث حجاب احکام سبک زندگی اسلامی پرسش وپاسخ

حجاب فرمان خداست

حجاب فرمان خداست و پروردگار متعال در قرآن کریم در مورد واجب بودن حجاب و حدود آن در پنچ آیه صریحا دستور فرموده ، ولى در مورد حفظ عفّت و پاسدارى از حریم آن در قرآن بیش از ده آیه وجود دارد. (که در کتاب حجاب و عفاف بحث خواهد شد، انشاءاللّه .)
آیاتى که به طور صریح اصل حجاب را براى زنها واجب و لازم و ضرورى دانسته پنج آیه مى باشند که عبارتند از آیه 30 سوره نور، و آیه 59 و 53 و 33 و 23 سوره احزاب که به ترتیب به بررسى آنها مى پردازیم .
در آیه 30 سوره نور مى خوانیم :
اى پیامبر! به بانوان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه کردن به نامحرمان ) فرو بندند و عورتهاى خود را بپوشانند، و زینت هاى خود را جز آن مقدارى که نمایان است ، آشکار نسازند و با روسرى و چادر، سر و گردن و سینه و اندام خود را بپوشانند و زینت و (برجستگیهاى اندام ) خود را هم از زیر چادر ظاهر نکنند، مگر براى شوهرانشان و پدرانشان و پدرشوهرانشان و پسرانشان و پسران همسرانشان و برادرانشان و پسر برادرانشان و پسران خواهرانشان و زنانِ هم مذهبشان و کنیزانشان و مردانیکه به هر دلیل تمایلى به زن ندارند و کودکانى که از امور جنسى بى اطلاعند (غیر از ممیّزین ). و پاهاى خود را به زمین نکوبند تا زینتهاى پنهانشان ظاهر شود و همگى به سوى خدا توبه کنید اى مؤ منان ، باشد که رستگار شوید.(1)

1- سوره نور: آیه 30

۱

من یک دختر دبیرستانی هستم که در جمع دوستانی قرار دارم که یکی از آنها مرتکب گناه بزرگی شده است

سبک زندگی اسلامی امربه معروف نهی ازمنکر پرسش وپاسخ خاطرات مدرسه نماز

سوال – من یک دختر دبیرستانی هستم که در جمع دوستانی قرار دارم که یکی از آنها مرتکب گناه بزرگی شده است . بعضی از آنها هم با پسرها دوست هستند ولی من همیشه از اینکه با پسری دوست نیستم افتخار می کنم زیرا در خانه ی مدهبی هستم . تازگی نماز را کنار گذاشته ام و از این من دوست این ها هستم می ترسم که دچار عذاب الهی بشوم و راهنمایی بفرمایید .

پاسخ – دوستی های آلوده بالاخره انسان را آلوده می کند . این نشان می دهد که ظرفیت ایمان در وجود ایشان هست ، نورانیت در این جوان عزیز هست . ایشان سعی کند که دارائی هایش را در یک قمار نبازد . شیطان در کمین همین نوجوان هاست که آنها را بدزد و برای همیشه آنها را خراب کند . این نوجوان احساس زیبا و قشنگی دارد . دوستی های پسر و دختر محبت نیست هوسرانی است . هوسرانی غیر از محبت است . الان واژه ی عشق ، آزادی پ، محبت و دوست واژگانی است مظلوم واقع می شوند . ارتباط زشت هوسرانی برقرار می کنند و بعد نام آن را عشق و محبت می گذارند . ما باید این واژگان را از اسارت این انحراف ها نجات بدهیم . محبت یک حقیقت زیبای سالم است اما وقتی درفضای غیر استاندارد به بازار می آید هر انسان عاقلی هر جنسی را نمی خرد . اینکه این جنس چقدر زیباست و رنگ قشنگی دارد که نباید آن را خرید . پدر و مادر جنس را ارزیابی می کند که ببیند این جنس قابل خرید هست یا خیر . سرمایه اش را به فروشنده براحتی نمی دهد . شاید تقلبی باشد . شیطان یک فروشنده ی متقلبی است که دراین امور احساسی راه افتاده است و جنس های بدلی تزیین شده را عرضه می کند . ما باید حواس مان را جمع کنیم . ما نباید به شیطان بگوییم که چرا این کار را می کنی ؟ زیرا او شیطان است و اگر شیطان غیر از این بکند جای تعجب دارد . شیطان باید کاری بکند که کلاه سر شما بگذارد . معنای شیطنت همین است . روز قیامت شیطان به فریب خورده ها می گوید که چرا من را ملامت می کنید ؟ من که شیطان بودم و کارم شیطنت بود و کارم را انجام می دادم .من فقط شما را دعوت می کردم . شما خودتان را ملامت کنید . من جنس تقلبی به بازار عرضه می کردم ، تو چرا می خرید ؟ تو باید چشمت را باز می کردی ؟ مگر خدا به تو چشم نداده است . نوجوانان دقت کنند .شما با این نوع حضورها در این جلسات آلوده می خواهید چه کسانی را راضی کنید ؟ می گویید دوستان ، آیا آنها واقعا دوست هستند ؟ کسی که دارد ما را به آتش می کشد و به ما محبت جایگزین به غلط می دهد . محبت خدا و اهل بیت را از دل من بیرون می کند و محبت نامحرم را در دل من می گذارد . روایت داریم که پرورش محبت نامحرم در دل پرورش آتش جهنم است . یعنی تو را می سوزاند . مثل معتادی که می خواهد دیگران را هم آلوده کند . خیلی از نوجوانها پایان کار را نمی دانند . کار به قیامت نرسیده آنقدر برای شخص من این مراجعات بوده است که آنها اشک حسرت و پشیمانی ریخته اند . پیامبر فرمود : اگر خدا بنده ای از امت من را دوست بدارد ، محبت این انسان را در دل پاکان ، ملائکه و سکان عرش خودش می اندازد تا او را دوست بدارند . گوارا باد بر این انسان . در روز قیامت این افراد دیگران را شفاعت می کنند . قرآن می فرماید : بهترین دوستان شما سالحین انبیاء و پاکان هستند . رفیق هایی انتخاب کنید که به آنها افتخار کنید . برنامه به من اجازه نمی دهد که درباره ی کسانی که با من مشاوره می کنند توضیحاتی بدهم تا با ادبیات تلخ آنها آشنا بشوید . انسان وقتی در مسیر حرام می رود همین خودش تزلزل است . وقتی می بینی که روشی را دنبال می کند که خدا و پیامبر او را تایید نمی کنند آیا این تزلزل نیست ؟ کسی گفته اینکه می گویند که اگر کسی تریاک بکشد معتاد می شود را من قبول ندارم زیرا خودم بیست سال است که تریاک می کشم ولی معتاد نشده ام . این خودش تزلزل است . آیا اینها دوست هستند که می خواهند آتش جهنم را در دل ما بپرورانند ؟ البته ممکن است بعضی ها بگویند که ما رابطه خلاف نداریم ، ما قصد ازدواج داریم . از این مقوله ها بسیار داریم که می گوید قصد ازدواج دارد ولی متوجه پایانه ی این ارتباطات نمی شود . اینکه نماز را کنارگذاشته اند این خودش تلنگری است که مواظب باش و هشدار خطرناکی است . مواظب باش که شیطان در کمین است . اول نماز رااز تو گرفته و چه بسا رابطه را هم برای تو ایجاد کند . جاده ی شیطان استدراج است یعنی جاده اش شیب ملایم دارد . کمکم انسان را به طرف پایین می برد . این نوجوان که صفای ایمانی دارد تا این مقدار تحت تاثیر قرا نگرفته برگردد و حرکتش را جبران کند و مطمئن باشد که از چنگال شیطان نجات پیدا می کند . فضای ارتباط با خدا زیباست . چرا می خواهیم با خدا قهر کنیم ؟ ای جوان عزیز با شیطان قهر کن . یکنفر در دریا غرق شده است و یک کوسه دهان باز کرده که او را ببلعد و یک نجات غریق هم می خواهد او را نجات بدهد . او باید متوسل به کدام بشود ؟ آیا از دست نجات غریق فرار کند و به دهان کوسه برود ؟ یا خودش را از خطر حفظ کند و دست به دست غریق نجات بدهد ؟ برویم دست در دست نماز بگذاریم و با خدا و فاطمه ی زهرا دوست بشویم .

سخنان حجت الاسلام والمسلمین مهندسی در برنامه سمت خدا مورخ 4 اردیبهشت 1390

بانک فیلم

نرم افزارهای مذهبی موبایل

تصاویربرگزیده

سبک زندگی اسلامی (لطفا برای نمایش تصاویرباکیفیت برروی تصویرموردنظرکلیک کرده وتصویررا در رایانه تان ذخیره کنید)